اکتبر 20, 2011
و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبی است . . .
چای را هیچ گاه داغ ننوشید،
دهان شما گرمای بیش از حدش را تاب نخواهد آورد،
اگر هم بیاورد، در حد یک هورت کوچک خواهد بود،
برای احساس حجم حال جا بیار ِ چای، همیشه اجازه دهید چایتان اندکی ولرم شود،
اعتدال همیشه خوب است،
حتی برای فنجانی چای . . .
.






نگار گفت,
اکتبر 20, 2011 در 16:06
خوووووووووووووووووووووبه و درست
پویا گفت,
نوامبر 6, 2011 در 12:57
سلام
در اینکه اعتدال همیشه خوب است؛ شکی ندارم.
اما در مورد چای، عجالتاً با شما موافق نیستم.
چون همیشه دوست داشتم و دارم که چای را داغداغ بخورم.
بگذریم از سرطان مری و …
اما خدائی، باید حس
ذوبشدن قند را توی معده
تجربه کرد
سبحان محمدیان گفت,
نوامبر 7, 2011 در 07:20
آخه داستان اینجاست که ما نه که چای رو تلخ می خوریم و با تلخیش زلف گره می زنیم، چندان حسی نسبت به قند نداریم،
ما را لمس حجم چای از داغی آن خوش تر . . .
همانگونه که فرموده اند : » ما را نگه چشم تو از چشم تو خوش تر | بادام صفای گل بادام ندارد . . . «