مارس 17, 2009

انصراف خاتمی کار درستی بود یا خیر ؟!!

Posted in Uncategorized در 21:54 توسط سبحان محمدیان

دیشب سید محمد خاتمی ( بهترین نوستالژیه حیاتم تا به امروز )

با صدور بیانیه ای رسماً از انتخابات کناره گیری کرد ، بلافاصله بعد از اعلام این خبر افراد مختلف شروع به اظهار نظر کردن ، یکی به به و چه چه می کرد و یکی دیگه به زمین و زمان فحش می داد ، منم که لحظه به لحظه در جریان جلسه ی مجمع روحانیون بودم در ابتدا تصمیم داشتم به ایراد سخن و کیبورد فرسایی بپردازم اما به نظرم رسید که » سکوت همیشه نشانه ی رضایت نیست ، بعضی وقتا نشانه ی عقله » ، فلذا لختی ( مفتوح خوانده شود ! ) تامل کردم و شروع به خواندن نظرها کردم ، انصراف خاتمی بی تردید برای خیلی ها شوک تلقی شد اما برای آنهایی که می دانستند خاتمی آمده است تا تفکرش بماند و نه خودش این اتفاق چندان هم دور از ذهن نبود .

در حال حاضر شاید مهمترین هدف جریان اصلاحات نماندن احمدی نژاد باشد که با تقریب خوبی می توان گفت آنچه که در بهمن و اسفند 87 گذشت به این امر کمک شایان توجهی کرد و به عبارت دیگر می توان گفت احمدی نژاد تمام شد .

حال این سوال مطرح است که انصراف خاتمی کار درستی بود یا خیر ؟!!

بدون شک جدا از صحیح یا غلط بودن این تصمیم می توان گفت خاتمی به بسیاری از سیاست مداران درس اخلاق داده است ، همانطور که خاتمی از ابتدا گفته بود یا من یا آقای مهندس میر حسین موسوی ، با آمدن جدی میر حسین خاتمی بر حرف خود استوار ماند و انصراف داد .

اما تحلیل انصراف خاتمی نیز می تواند به تصمیمی منطقی در قبال میر حسین منتج شود ، فراموش نکرده ایم روزی را که دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به پایان رسید و مردم ایران خواستار تغییر قانون اساسی و مادام العمر رییس جمهور شدن وی شدند ، در آن برهه ی زمانی کسی تصورش را هم نمی کرد روزی شرایط هاشمی مانند چیزی باشد که در مجلس ششم و انتخابات دوره ی نهم ریاست جمهوری برای وی اتفاق افتاد اما از آنجا که اینجا ایران است و در ایران مردم از سیاست تنها تحت تاثیر قرار گرفتنش را آموخته اند شرایط به گونه ای شد که پس از انتخابات مجلس ششم حتی در صف نانوایی نیز وقتی کسی سوال می کرد نفر آخر کیست همه یکصدا می گفتند » رفسنجانی » !

در شرایط حاضر به اعتقاد من ، خاتمی علاوه بر عملی اخلاقی ، بسیار منطقی تصمیم به انصراف گرفت ، چرا که با توجه به آنچه که در گذشته شاهد آن بودیم و نیز با توجه به فاصله ی زمانی باقی مانده تا انتخابات ، احتمال از بین رفتن انگیزه ها ( توجه بفرمایید که در ایران اکثر تصمیم ها بر اساس احساس گرفته می شود و نه منطق ) بسیار محسوس بود و از آنجایی که در حال حاضر در ایران عمل به تفکرات خاتمی بیش از روی کار آمدن خود او اهمیت دارد وی تصمیم به انصراف گرفت،ضمن اینکه نباید فراموش کرد میر حسین مشکلاتی  که خاتمی در مواجهه با سپاه و اطلاعات داشت را ندارد و حتی شاید حمایت بخشهایی از این دو نهاد را پشت سر خود ببیند .

فراموش نکنیم که در قبیله ی حریف نیز اوضاع بدجوری به هم ریخته است ، احمدی نژاد با توجه به عملکرد بسیار ضعیف در دوران ریاست جمهوریش تنها از ترس به قدرت رسیدن مقتدرانه ی خاتمی ، از سوی اصولگرایان مورد حمایت واقع می شد اما حالا که دیگر خاتمی در عرصه ی کاندیداتوری نیست اصولگرایان به دنبال ناجی می گردند ( هر چند که باز هم بعید می دانم بتوانند بر روی کسی به جز احمدی نژاد اجماع کنند ) ، و در این میان آمد و رفت خاتمی باعث به هم ریختگی بیشتر در جریان اصول گرا برای انتخاب کاندیدایی مناسب شد .

و در پایان امیدوارم هر کس که ایران برایش اهمیت دارد کاری کند تا از احمدی نژاد عبور کنیم ، خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه آن قوم خود سرنوشتشان
را تغيير دهند.«, (ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بائنفسهم (رعد/
11)
پس ، همراه شو عزیز تنها نمان به دهر ، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود . . .

4 دیدگاه »

  1. علی said,

    با سلام.از لینک دادن به مطلبم متشکرم.با دو طنز جدید آپ هستمتو عزیز دلمی دل انگیز جان ، اگر اسلام دست و بال ما را نبسته بود !!!

  2. سلامبا لفظ «رنج‌نامه» مخالفم، گرچه بیشترش هم همین‌طور بوده؛ ولی نمی‌شه حکم کرد که همه‌اش «رنج» بوده. در ثانی، از شیطنت بچه‌های سرویس آن روزنامه هم غفلت نکنیم که سعی داشتند همه‌ی اتفاقات را هم ذکر « نکنند ».راستی من از وبلاگ شما خوشم آمده و مایلم شما را لینک کنم. ولی باید بدانم که شغل شما چیست؟ و در کجا کار می‌کنید.ببخشید با این لحن گفتم.شما بذار به حساب جسارت ژورنالیستی منممنونبنده ، بنده ای هستم از بندگان خدا ، که برای خدمت به مابقی بندگان خدا در حال وارد ساختن انواع فشارهای موضعی و غیر موضعی به بعضی مواضعم هستم !!ضمن اینکه ما قربان آن جسارت ژورنالیستیتان بشویم ، الهی !!!!!

  3. در مورد انصراف آقای خاتمی مطلبی در وبلاگ بنده هست که اگر به این موضوع علاقه مند هستید شما را به خواندن آن دعوت می کنم:http://ismaelpoloei.blogfa.com/post-44.aspxحالا مگه مجبورت کردن حتماً یه چیزی بنویسی ؟؟؟!!!

  4. حسین said,

    حالا واقعاً مگه مجبورت کردن حتماً یه چیزی بنویسی؟؟؟!!!نه ، سوال بعدی !!!؟!!؟!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: