اوت 31, 2009

می پرسیم دشمن ؟! لبخندی می زنند و می گویند دا آش من !

Posted in Uncategorized در 23:59 توسط سبحان محمدیان

می گویند مجلس در راس همه ی امور است ، می پرسیم همه ی همه ی امور ؟!! می گویند همه ی امور به استثنای برخی امور ، می گوییم خب این که نشد راس امور ! یقه مان را می گیرند که سرمان را به سقف بچسبانند ، فریاد می زنیم ای دوست ! این پیراهن است افسار نیست ، می گویند می باید تو را تا خانه ی قاضی بریم ، می گوییم قاضی که کله پا شد ، با لبخندی ملیح می گویند ، زرشک ، به پاس مهرورزیهایشان ایران را انداختیم پشت قباله اشان ، می پرسیم راه ندارد جهان را نیز ضمیمه اش بکنید؟!!  ، می گویند گر صبر کنی ز غوره هات چاکلت سازیم ، می گوییم صبر ایوب زمان صبر ماست اما ، می گویند اما بی اما ، می گوییم قبول ، یقه را ول می فرمایید ، می گویند نخیر ، تازه می خواهیم با شما مهرورزی بنماییم ، می گوییم سر جدتان ما یکی را بی خیال بشوید ، ما را چه به باطوم و شیشه ی نوشابه ، می گویند باطوم و شیشه ی نوشابه که برای دست گرمی است ، رنگ از رخسار و مابقی جاهایمان می پرد ، می گویند نکند ترسیده اید ، می گوییم معلوم است که ترسیده ایم ، می گویند چقدر سوسول ، می گوییم این دوستتان چرا نیششان تا بنا گوششان باز است ، می گویند گل دربر و می در کف و معشوق به کام است ، یک نگاهی به خودمان می اندازیم ، هیچ شباهتی به گل و می نداریم لذا فی الفور ملتفت می شویم به چه چشمی به ما نگاه می کنند ، کم نمی آوریم و می گوییم سر چه باشد که فدای قدم دوست کنیم ، می پرسند سر ؟!! می گوییم حالا ته ، چه فرقی می کند ، می گویند به موقعش متوجه می شوی ، می گوییم ، آهان ، ما می خواهیم نماز بخوانیم ، امان می دهید ، می پرسند فرادا یا جماعت ، می گوییم جماعت ، می گویند امامش کیست ؟! می گوییم مگر فرقی می کند ، مهم این است که ما مامومیم ، می گویند معلوم است که مهم است ، می گوییم شما فرض بفرمایید فلانی ، شروع به دست گرمی می کنند ، درد عشق است و جگر سوز دوایی دارد ، می گوییم خیلی خب ، فرادا ، می گویند شما خدا نشناسید ، می گوییم بر جبینمان چیزی نوشته یا از کیفیت مهرورزی پذیریمان تشخیص دادید ؟!! می گویند نخیر از برق چشمهایتان فهمیدیم ، علیرغم آنکه تیکه اشان با حال است اما وا نمی دهیم و می گوییم ما به آدم به حوا نزدیکیم ، می گویند سیب هم خورده اید ، می گوییم ما شکر بخوریم اگر سیب بخوریم ، می پرسند ، کتک چطور ، خورده اید ، می گوییم ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود چه کتک ها خورده ایم ،می گویند پس حالا که کتکهایتان را خورده اید می بایست فی المجلس به صاف بودن زمین اعتراف کنید ، اعتراف می کنیم ، به صاف بودن زمین ، به روز بودن شب و یسار بودن یمین ، می گویند بسیار خب ، حالا که اعتراف کردید بنشینید پای شوی بعدی ، می گوییم به ما از بچگی گفته اند شو چیز بدی است ، اصلاً بی ناموسی محسوب می شود ، می گویند از آنجایی که در نظر بازی ما بی خبران حیرانند لذا می خواهیم بحث کنیم بر سر رای اعتماد ، می گوییم بحثتان دیگر برای چیست ، شما رایتان را بدهید ، البته بوسیله ی باطوم و نوشابه ، می گویند چون نمی دانیم . . . گاه باطوم تا کجا است می بایست تا افطار صبر کنید ، می گوییم زحمتتان می شود ، می گویند به ما چه ، کار دشمن است ، می گوییم اگر دشمن باشد که کاری به . . . گاه ندارد ، از روبرو نشد دو سه تا از قفا می زند ، می گویند دشمن ، می پرسیم دشمن ؟!! لبخندی می زنند و می گویند دا آش من !!

12 دیدگاه »

  1. امیدوارم از آشناییت !

  2. زحل said,

    اگر این متن را یک آقایی که معرف حضور شما هست می خواند قسمت ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود … را بسیار خوب اجرا می کردند! قصد مسخره کردن نبود! متوجه که هستید؟! به غیر از یک شبکه از عوامل خارجی بریتانیا از معدود جاهایی که یادمان می اندازد اوضاع چه بوده و چیست، اینجاس! سپاس!معاذ الله !یعنی شما می فرمایید ما و اون بی بی سی فارسی از خدا بی خبر یکی هستیم ؟!!ما تفکراتمان بسیار به شبکه ی خبر نزدیک است ولا غیر !!

  3. حامد said,

    سلامخیلی قشنگ بود برادر!!!! مخصوصا آن بخش مربوط به سر و ته!!!! و اختیار داشتن دوستان!!!!مراتب تشکر خودمان و دولت نا مطبوعمان را ابلاغ می کنیم !

  4. ahmad said,

    بسی حظ بردیم داآش من:)حظ عالی مستمر !

  5. آقا ما امروز صبح این هوا کامنت گذاشته بودیم اینجا ولی نیست انگار!!!یه نظر خصوصی بود فقط ، همین !

  6. سرکش said,

    تلخ بودخیلیاصولاً بنده به شما توسعه !! می کنم این گونه نوشته ها را با چای میل بفرمایید !

  7. ندا said,

    سلام..بابت تاخیر بسی عذر!ضمنا قلم خوبی دارید… به ما هم سر بزنید!خدایی کلیشه تر از این جمله دیده بودی؟ دی !آره خب ، دیدم ، وبلاگ جالبی داری از اینم زاخارت تره !!!

  8. شیدا said,

    خوب نمیشیگفتگو آیین درویشی نبود ، ور نه با تو ماجراها داشتیم !!

  9. من و ما said,

    ای بابا انگار حواست نبود برای منم پیش امد بعد امدند گفتند عینک نزده بودیم اشتباه شد ببخشید حالا توام بی خیال دا آش من !اساساً اشتباه را آفریده اند برای شدن ، اما ما چی ؟!!!

  10. سلام دوستم.دوست عجیب و غریبم.دوست لغت نامه ام.با لغت هات واقعا حال میکنم.البته یه خورده هم حس لوسی درش هست اما لذت و حال کردنش بیشتره.ممنون که به فکر مونی و پیش ما میای. این روزها انقدر گرفتارم که سرم رو نمی تونم بخارونم.الان که اومدم سه چهار روزی بود که آنلاین نشده بودم.من حتما خبری بشه از شما دعوت میکنم بیاین پیش ما.امیدوارم سربلند و پاینده و پیروز باشی و هیچوقت نباشی…….گرفتاردرود فراوان و بدرودشما یا نمی دانید حس چیست یا تعریف درستی از لوس بودن ندارید !!لاین عالی آن !!

  11. همایون said,

    اوووووووووه سلام خوبی ؟ یاد پروین اعتصامی افتادم نمی دونم چرا راستی شما که دستگاه سوتی گیریتان اینقدر خوب کار می کند چرا اعتراف گیریتان اینقدر ضعیف به نظر میاد ؟ اما در مورد مطلب باحال بود من سیاسی کار نمی کنم (از ترس )آخه یه مدتی دهنم سرویس کاری شد برای هفت پشتم بسته می گویند مجلس راس امور است خوب باشد راس را ما بنا کردیم خودمان هم … می کنیم توش یا حقمی گویند دل به دل راه دارد ، اتفاقاً ما هم که می آییم آنطرف ها گذری عجیب یاد پروین سلیمانی خدا بیامرز می افتیم !!ضمنا سیاست بسیار چیز بدی است کلاً ، ما هم با آن ابدا کاری نداریم !!!!!

  12. باشماق said,

    او هيچ چيز نمي داند ولي تصور مي کند وتظاهر مي کند که همه چيز را مي داند ، اين تعريف مختصر يک نماينده ي مجلس است ( برنارد شاو )نمایندگان ما که نه می دانند و نه تظاهر می کنند ، خنگ به معنای تعطیل کلمه !


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: