دسامبر 24, 2009

سه فریم از بدرقه ی مرجع حق گو

Posted in Uncategorized در 23:59 توسط سبحان محمدیان

Advertisements

دسامبر 20, 2009

تو جهنم مارهایی هست که مردم از ترس اونا به اژدها پناه می برن !

Posted in Uncategorized در 07:26 توسط سبحان محمدیان

اساساً یکی از تفریحات هیجان انگیز بنده شده است کشف کافه ها و رستوران های جدید ، در همین راستا ( کدام راستا ؟؟!!؟!؟ ) هفته ی گذشته کافه ای کشف کردیم مغز اوژن !! به نام کافه رومنس که در موردش مبسوط به ایراد ضرب و جرح در بازداشتگاهها  . . . . ببخشید ، به ایراد سخن در مچ کات خواهم پرداخت .

اما جمعه یه اتفاق خیلی جالب واسم افتاد، دم دمای ظهر بود و با محسن تو میدون فردوسی قرار داشتیم تا از اونجا با هم بریم جمعه بازار، تا اینجای کار همه چیز طبیعی به نظر می رسه، اما نکته ی ناجور ماجرا وقتی بود که من منتظر بودم تا جمال محسن از دور برام هویدا بشه، دیدم این . . . ن گلابی طبق معمول قصد داره دلی دلی کنان بیاد منم گفتم تا ایشون تشریف فرما بشن یه چنتا عکس از جناب آقای فردوسی بگیرم، دور تا دور میدون پر از مامور بود ولی من در کمال آرامش و با اعتماد به نفسی مثال زدنی ( بویژه برای بچه محلا !! )، دوربین به دست داشتم تصمیم می گرفتم که دقیقاً کجای آقای فردوسی فوکوس باشه بهتره که یهو دیدم دو عدد غول تشن سوار بر موتور، ببر بنگال وار دارن میان سمت من !! بس که این شیخ و مهندس شجاعت به خرج دادن منم جو گیر شدم و سعی کردم ادای آدمای شجاع دل رو در بیارم، خیلی خونسرد سر جام وایستادم تا بیان ببینم حرف حسابشون !!!! چیه ، تا رسیدن اونی که ترک نشسته بود پرید پایین و در حالی که از شدت داد زدن آپاندیسش از تو دهنش معلوم بود و مثل ابر بهاری تف از دهنش به سر و کول بنده و حتی جناب آقای فردوسی می پاچید گفت اینجا چی کار می کنی ؟؟!!!! اول فکر کردم منو می شناسه و احتمالاً عکسی که در ادامه میذارمو تو جیبش داره اما دیدم نه بابا، این بنده خدا کلاً به موبایل و دوربین و این جور چیزا آلرژی داره ، گفتم می خوام از ابولقاسم خان یه عکس بگیرم، برگشت سه ساعت این ور اون ورو نگاه کرد و گفت ابولقاسم دیگه کدوم خریه ؟×؟×؟ تو دلم گفتم خر عمته ولی به خودش گفتم خر چیه جانم ، جناب آقای ابولقاسم فردوسی رو عرض می کنم که اون بالا نشستن و دارن دلار فروشای چهار راه استانبولو تماشا می کنن ! باز دوباره سیل تف بود که از سر و کول من جاری شد، گفتش فقط می تونی جلوی دانشگاه عکس بگیری اونم تازه اگه مجوز داشته باشی ! دیدم طرف خیلی قاطیه، از ترس نوشابه مندی و سالاد ورزی بی خیال عکس گرفتن شدم و گفتم باشه داداش، هرچی شما بگی و رفتم ور دل یدونه از مامورایی که با لباس فرم کنار میدون فردوسی وایستاده بودن و منتظر شدم تا محسن بیاد، همون موقع یاد یه روایتی افتادم که می گه » تو جهنم مارهایی هست که مردم از ترس اونا به اژدها پناه می برن ! «

دسامبر 14, 2009

حاکمیت و عدم شناخت جامعه ی هدف

Posted in Uncategorized در 14:03 توسط سبحان محمدیان

هفته ی گذشته تصاویری از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما به جای ریختن آب بر آتش اختلافات بوجود آمده ی پس از انتخابات خرداد 88 ، بار دیگر سطلی بنزین بر آن ریخت تا نشان دهد گویا برقراری آرامش در جامعه، هدف کنونی این رسانه ی جناح حاکم نیست.

حرف و حدیثها پیرامون رفتار شناسی این واقعه ی بدیع بسیار است اما چیزی که در شرایط فعلی بیش از هر چیز دیگر خودنمایی می کند ناتوانی جناح حاکم در همراه سازی بخشهای گوناگون جامعه با اهداف خود است، مهمترین دلیل این اتفاق، درک نادرست و عدم شناخت جامعه ی کنونی ایران از سوی حاکمیت است، راه اندازی قائله ی کنفرانس برلین و کارناوال عاشورا توسط دکتر !! کردان در دوران اصلاحات و موفقیت نسبی حکومت در همراه ساختن بخشهایی از جامعه با اهداف تعریف شده برای مقابله با اصلاح طلبان این گمان را بوجود آورده بود که بار دیگر، با استفاده از این ترفند، جناح اقتدار طلب قادر خواهد بود به شکلی هر چند موقت مشکلات عدیده ای را که در این روزها با آن دست به گریبان است رفع و رجوع کند، اما ماجرای رسانه ای شدن توهین به تصویر آیت الله خمینی این بار نه تنها منفعتی برای جناح حاکم به همراه نداشت که باعث یکدست شدن معترضین و به تبع آن نشان دادن ضعف های حاکمیت شد.

نکته ی نگران کننده در مقابله ی تمام قد حاکمیت با معترضین، شروع کار خبری رسانه های خارجی به منظور آماده سازی اذهان مردمان جهان برای معرفی حکومت ایران به عنوان تهدیدی برای بشریت و عدم توانایی حاکمیت ایران در مواجهه با این اقدام است، نگاهی کوتاه به تولیدات این رسانه ها شکی باقی نمی گذارد که اوضاع ترک های سد حاکمیت در ایران بسیار وخیم تر از آن چیزی است که ما تصور می کنیم، از ساخت فیلم 2012 – که با نمایش تصاویری از رییس دولت نهم و نهایتاً معرفی ایران به عنوان تهدید برای بشریت – سعی در همراهی افکار عمومی جهان برای اقدامات احتمالی علیه ایران دارد تا خبر امروز تایمز آنلاین پیرامون انجام مراحل نهایی ساخت بمب اتمی در ایران، همه و همه زنگ خطری است که گویا حاکمان حال حاضر ایران قصد شنیدن و چاره اندیشی برای آن را ندارند.

فراموش نکنیم اقبال یا عدم اقبال مردمان به رسانه ها به واسطه ی احترامی است که آن رسانه برای شعور مخاطب خود قائل است، در عصر جدید حیات رسانه، » لزوماً آنچه را که رسانه بگوید مخاطب نمی پذیرد «.

رقص مجاری شماره ی 4

Posted in Uncategorized در 11:13 توسط سبحان محمدیان

یکی دو ماه پیش یه عصر چهارشنبه به اتفاق چند تن از رفقا مهمان یکی از دوست داشتنی ترین مهندسین دنیا، یعنی مهندس پوریا بودیم.

مهندس ساکن آلمانه و معمولاً سالی یه هقته میاد ایران و بلافاصله با تلفن اومدنشو به تمام دوستان اطلاع میده ، انسانی که بودن در کنارش و گفت و گو باهاش خیلی چیزا به آدم یاد می ده، از موسیقی گرفته تا انسانیت و اخلاق.

بعد از یه گپ و گفت حسابی راجع به بتهوون و موتزارت، به درخواست من مهندس چند قطعه از موسیقی نقاط مختلف دنیا رو برامون با آکاردئونش اجرا کرد که قطعه ای که تو مچ کات می ذارم، رقص مجاری شماره ی 4 یا به قول خود مهندس پوریا، نمره ی چهاره !

دسامبر 11, 2009

این روزهای روح افزا

Posted in Uncategorized در 07:30 توسط سبحان محمدیان

امروز صبح که از خواب پا شدم حس عجیبی قصد داشت مرا به سمت پنجره سوق دهد تا بارش برف را نظاره گر باشم منتهی از آنجایی که می دانستم عمراً اگه برف باریده باشه سوق که نخورم هیچی تازه پتو رو محکم تر از قبل کشیدم روی صورتم و با یه پوزخند، بیداری رو به سخره گرفتم ، آخه تونسته بودم بعد از 4 روز بالاخره بخوابم !!

این روزها حال و هوای ایران به شدت روح افزاست، اینو می شه از مکالماتی، هر چند هزینه بر، با دوستانی متواری در اقصی نقاط این سیاره ی پهن آور ! متوجه شد، باور کنید اصلاً منظورم شرکت در راهپیمایی و اغتشاش و 16 آذر و حتی محرم سبز نیست، باور کنید ریه های ما اصلاً به گاز اشک آور به چشم اکسیژن و ممد حیات نگاه نمی کنه، باور کنید اگه باطوم نخوریم به هیچ وجه بدنمون ذق ذق نمی کنه، و تقاضا دارم باور کنید که دیدن کل نیروهای نظامی ایران تو چنتا خیابون اصلاً نشاط آور نیست، تنها نکته ی حال خوب کن این روزهای ایران دیدن چنتا گنجیشکه که افتادن به جون خرمالوهای تو حیاط و تو این وانفسای آذوقه تو گویی که یکی از مقامات – که ما از شدت پهناوری می ترسیم اسمشو به زبون بیاریم !! – داره چلو کباب سلطانی تناول می کنه !!

راستی از دیروز شروع به نوشتن یه رمان کردم که امیدوارم برسم ادامش بدم و تمومش کنم،  فعلنه اسمشو گذاشتم » دنیای غلام    یا    روشنایی فکر با سیگار! « ، تا یار که را خواهد و که در نظر افتد !

دسامبر 6, 2009

سدی ترک برداشته با هفتاد میلیون متر مکعب آب

Posted in Uncategorized در 23:59 توسط سبحان محمدیان

از اوضاع و احوال اینترنت پیداست که باز هم در شهر خبریست، این اخبار نه حمله ی نیروهای یک دولت خارجی به خاک ایران که ترس یک حکومت از مردمان خودش است، اینکه ما این مردمان را اغتشاش گر و خس و خاشاک و عده ای فریب خورده بنامیم در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمی کند، مهم این است که حکومتی که نام جمهوری را یدک می کشد برای جلوگیری از به خیابان آمدن عده ای از مردمش تهدید می کند و می زند و می بندد و می گیرد، اینها نشانه های خوبی برای هیچ یک از اعضای جامعه ایران چه مذهبی و چه سکولار، چه غرب و شرق زده و چه میهن پرست نیست، اوضاع اکنون ایران به سان سدی می ماند با هفتاد میلیون متر مکعب ذخیره  ی آب که چند ماهی است ترک برداشته است، سدی که اگر تا چندی پیش ترمیم ترکهایش کاری چندان دشوار نبود اکنون به ماموریتی غیر ممکن بدل شده است، اما عجیب آنکه کسانی که مسئول نگهداری از سد هستند نه تنها برای بهبنود وضعیت وخیم آن چاره اندیشی نمی کنند که روز به روز با تصمیماتی نا بخردانه زخم جدیدی بر پیکره ی سد وارد می سازند.

آنهایی که درک درستی از جامعه ایرانی دارند خوب می دانند که فروپاشی سد خسارات جبران نا پذیری برای ایران و ایرانی به همراه دارد و مدام با انذار و تبشیر سعی در جلوگیری از یک فاجعه تمام عیار دارند منتهی ای دریغا که در اتاقک کنترل سد گوشی شنوا وجود ندارد تا این شمارش معکوس را پیش از آنکه به پایان برسد متوقف کند.

فردا 16 آذر است و از دیروز تدابیر اتاق کنترل نشینان برای زدن زخمی دیگر بر پیکره ی اکنون نحیف سد آغاز شده است، ای کاش عاقلی در میانشان باشد و پیش از آنکه سیلی عظیم و ویرانگر و کنترل نشده سرزمینمان را نابود کند از فروپاشی سد جلوگیری کند . . .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: