ژانویه 17, 2010

فیلمی که سینمایی نبود !

Posted in Uncategorized در 09:14 توسط سبحان محمدیان

اساساً آدم هرچی می بینه که نمیاد راجع بهش بنویسه و کیبورد فرسایی کنه اما آخه یه وقتایی آدم یه چیزایی می بینه که نمی شه راجع بهش چیزی ننوشت !

دیشب پا شدیم با امین رفتیم سینما آزادی و فیلم » هر شب تنهایی » رسول صدر عاملی رو نگاه کردیم ، بهترین قسمت این اقدام مرد افکن شاید کشف کافه کوکو بود که البته خیلی جای خاصی نیست ولی خب به هر حال وقتی بخوای دور و بر سینما آزادی وقت تلف کنی جای بدی نیست !!

باور کنید یه وقتایی نمی تونم خودمو متقاعد کنم که یه فیلمایی چرا ساخته می شن !!

بودن نام صدر عاملی به عنوان کارگردان ، کامبوزیا پرتوی به عنوان نوسینده و اصغر فرهادی به عنوان کسی که این فیلم بر اساس طرحی از اون ساخته شده در کنار نامهای بهداد و حاتمی به عنوان بازیگر آدم رو تا حدودی مجاب می کنه که ممکنه شانس دیدن یه فیلم خوب رو داشته باشه ، اما هر چقدر که فیلم به جلو می رفت قیافه ی من دیدنی تر می شد ، اواسط فیلم بود که گفتم آآآآآ جان رفت تو پاچشمون !!!!

خب من کلا با بازی حامد بهداد و لیلا حاتمی مشکل چندانی ندارم ، اما یه چیزایی دیشب رو پرده دیدیم که باعث شد من آخر فیلم به امین بگم خب بیا ما هم فیلم بسازیم !!

از چهره پردازی و طراحی صحنه چیزی نمی گم که راستش اصلا فکر کنم تو کست مربوط به این فیلم مشاغلی با این اسامی وجود نداشته باشه ، کامبوزیای عزیز هم نکرده بود یه چند صفحه از دیوان حافظ رو ورق بزنه که لا اقل شعرایی که قراره خونده بشه به یه جای ربط داشته باشه ( منظورم اون اشعاریه که حامد بهداد تو هتل با صدای به قول لیلا حاتمی، خریش، داشت میخونده ! ) ، شما تصور کنید زن طرف سرطان داره ، پسره نگرانشه ،شب تو هتل با ادبیات خاصی دل دادن و قلوه گرفتن ، بعد دختره از پسره می خواد که با صدای خریش واسش آواز بخونه و پسره چی می خونه ؟!! » روا مدار خدایا که در حریم وصال / رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد » !!!!!!!!!!!

اما کارگردانی ، د آخه من نمی دونم چرا تو سینمای ایران کارگردانا یه دفعه تصمیم می گیرن تو فیلماشون شیرین کاری کنن ؟!!! یه مشت سوییچ پن افتضاح ، یه چنتا جامپ کات فاجعه، تازه چی ، جامپ کات با چرخش سر لیلا حاتمی، اونم با صدای شمشیر سامورایی !! یه تعداد فید این فید آوت که اصلا ما نفهمیدیم این دیگه چی بود و در نهایت دوربین روی دست به مبتذل ترین شکل ممکنش ، البته بعد که متوجه شدم این فیلم واسه تلویزیون تهیه شده یه مقدار با این دوربین روی دسته تونستم کنار بیام ، چونکه به هر حال تو تلویزیون این تکونایی که رو پرده ی سینما آدم رو یاد پاره پاره شدن کوهها در روز قامت میندازه چندان آزار دهنده نیست ، و حالا بماند ایرادات فراوون تدوین ، صدای ناسینک و مقداری اینزرت پرت و پلا !!

بذارید منشی صحنه رو هم بی نصیب نذارم ، یه سکانس تو رستوران داشتن که من مونده بودم چه ریختی روشون شده اینو این شکلی به مخاطب نشون بدن ، اور شولدر گرفته بودن که اگه علی پروینم می ذاشتید جای حامد بهداد ، حالا با هر شکل و شمایلی ، بازم آب از آب تکون نمی خورد !!

کلا ًبد بود دیگه ، حالا ما هیچی ، من شنیدم این فیلم رو واسه یکی دو تا جشنواره ی خارجی هم فرستادن !! خداییش نمی دونم دردمونو بریم به کی بگیم . . . 

عکس از وب سایت 30nema.com

5 دیدگاه »

  1. نظری ندارم !یعنی اصلا نخوندم که بخوام نظری داشته باشم !مگه آدم همیشه باید نظر داشته باشه ؟!فقط خواستم این جمله ی «بگو ببینم نظرت چیه » رو از بین ببرم !اگر خصومت شخصی ای چیزی با این جمله دارید بفرمایید ما خودمان بشمار سه از بیخ و بن منهدمش می کنیم !

  2. علیرضا said,

    جامپ کات و سوییچ پن مربوط به تدوین است.ربطی به کارگردانی ندارد.درسته که این تصمیمات روی میز تدوین گرفته می شه ولی خب می دونی بدون نظر کارگردان اونم کی ، رسول خان صدر عاملی چنین تصاویری پدید نمیاد !اینجا ایرانه ، راجع به فیلمای استودیویی هالیوود صحبت نمی کنیم که هر کسی کار خودشو انجام بده ، بعدم حالا فرض کنیم که این تصمیمات رو میز مونتاژ و توسط مونتور گرفته می شه ، خب اون بد بختم با مواد خامی که کارگردان بهش می ده می تونه کار کنه دیگه ، وقتی کارگردان اون سکانس رو بر اساس دکوپاژ فیلم برداری کرده و نه میزانسن اون مونتور بد بخت چه خاکی باید سرش بگیره؟!؟!؟

  3. خیاط said,

    کاش یادم بره چه افتضاحی بود این فیلم.اتفاق تازه ای نیست در این مرز پرگهر !زور عالی پر فشار !!

  4. ندا said,

    من نفهمیدم ! تو چه خصومتی با این جامعه ی هنر داری ؟حالا سینما رو میشه تحمل کرد اما تئاتر و هیچ جوره نمیشه ..یه کم مهربون تر باش با این هنر مندای بد بخت ..این جوری نمیشه ! باید با تو سر یه میز مذاکره نشست و درستت کرد تا کمی لطیف تر در مورد جامعه هنری کیبورد فرسایی کنی !حیف که ما رو چند ماهیه فرستادند پخش جدید !به هر حال مخلصه هر چی هنرمند و هنر دوسته ..ما تو فامیل ندا نداشتیم این مدلی !!!اما جامعه ی هنری گویا در حال حاضر با جامعه ی ماست بندان مقیم انتهای مرکزی نقشه فرق چندانی ندارند ، یا لا اقل اگر دارند بس شکسته نفسی می فرمایند ابداً بروز نمی دهند پدر صلواتی ها !!خب فیلم خوب باشه آدم می گه خوبه دیگه ، مرض که نداریم !!!

  5. مسعود said,

    این کافه کوکو کجاست دقیقا؟همون پیاده روی شرقی خیابون وزرا رو که 200 – 300 متر بری بالا می رسی به کافه کوکو ، یه کافه داره و یه رستوران ، رستورانش غذاهای ایتالیایی داره مثلاً ولی خب من زیاد غذاهاشو نپسندیدم ، ولی کافه ی خوبی داره !مدیونی اگه بری و به یاد من نباشی !!!!………………راستی من الان متوجه یه چیز شدم ، این کافه ی بدبخت کلی با کلاسه ها ، کوکو به معنای سبزی کلمه نه ها ، coco !!!!!!!!!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: