فوریه 21, 2010

Happy Birthday ام مبارک !

Posted in Uncategorized در 07:34 توسط سبحان محمدیان

روز 27 بهمن ماه که مصادف با خجسته سالروز ولادت اینجانب می باشد امسال به شکلی متفاوت برگزار شد !

از آنجایی که بنده از تک تک فرصتهای پیش آمده برای ایجاد هیجان و پرهیز از یکنواختی در زندگی ام بهره می گیرم ، تصمیم گرفتم امسال برای روز تولدم برنامه ای متفاوت داشته باشم ، در نتیجه ساعت 6 صبح به همراه لاو پا شدیم رفتیم میدون آزادی و قرار گذاشتیم سوار اولین اتوبوس نارنجی بشیم و هر جا که رفت ما هم باهاش بریم !!

مابقی گزارش تصویری در ادامه ی مطلب

17 دیدگاه »

  1. به تو چه؟؟؟؟؟؟ said,

    پس يه عكسي هم از خودتون مينداختين خودت رو كه ديديم خيري نديديم لااقل لاوتو مي ديديم شايد خيري ميديديم(واي به حالت اگه بگي به تو چه گفته باشم)اتفاقاً تا دلتان بخواهد عکس دو نفره انداختیم ، منتهی برای آنکه امثال جنابالو کما فی السابق در خماری استوار باقی بمانید در اینجا قرار ندادیم !!!

  2. دمت گرم . عجب برنامه‌ی باحالی برای خودت ترتیب دادی.دوره‌ی ما از این حرف‌ها نبود.خوش باشیتشکر و احترام راستش زمان ما هم از این خبرا نیست ولی تو زندگی من تا دلت بخواد از این خبراست !

  3. شملک said,

    تولدتان فرخنده باداجای تولد هم می نوشتی زادروز دیگه خیلی ادیب الممالکی می شد ، اونوقت ما کلاً مودب ( مورد ادب واقع شده !! ) می شدیم !!!

  4. باشماق said,

    چيچم داشتينچه شچلي بود ؟چيچش خوشمزه بود ؟چرا چنار دريا چيچ نخريدين؟حداقل يه شمع چيچ ميخريدي فوووووووت ميچردي!چیچ که بود ولی خوب انقده خورده بودیم که چاتتادوم !!!یک آن خواستیم باشماق لس بشیم لب دریا دیدیم هم هوا سرد است و هم دلمان طاقت دوری جنابالو را ندارد !!!

  5. آزاده said,

    تولدتون مبارک!عجب برنامه ی توپی داشتین ها!یک سال گنده بک ترم از آشناییت ، من کلاً اینجوریم !!

  6. به به مبارک باشه…ایشالا روز به روز بزرگتر بشی :-)ولی گول زدی، راست می‌گی می‌رفتی آرژانتین و سوار اولین اتوبوس نارنجی می‌شدی…اونوقت می‌رسیدی به شیراز و دیگه نمی‌تونستی برنامه‌ی یک روزه داشته باشی :-)دیگه از این بزرگتر محمد ؟!!!راستش اهالی آرژانتین به شدت تنگ تشریف دارن، همه حتماً باید بلیط تهیه کنن ، همینجوری یلخی کسی رو سوار نمی کنن !!البته می شد بریم ترمینال جنوب ، ولی خب اونوقت یهو می دیدی سر از زاهدان در می آوردیم و دیگه بعله دیگه !!!!اما خب عجالتاً همینشم خوب بود دیگه !

  7. یه دوست said,

    خوب خدارو شکر که یه کسی رو پیداکردی که کنارش آروم شی , آرومم از آرومیت…تو این دوره زمونه ای که همه پرن از …خالی بودن افتخارمنه …حدس زدن این که لاو کی میتونه باشه فقط یه کمی هوش میخوادو دقت ..یه چند تا از زمین اون ور تر ….کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب..چون نوشته بود نظر دهید نظر دادم …خوش باشی پسر.نه خوشم اومد !هوشمندم از آشناییت !به هر حال تو روابط آدما، دنیای مشترکه که به فهم متقابل منتج می شه ، ضمن اینکه من چندان دنبال مفهومی به نام عشق نمی گردم ، این مفهومی به نام عشقه که گاهی دنبال من می گرده !

  8. شوخلوق said,

    به جای سوار شدن به اتوبوسو ول چرخیدن با لاو و …پاشو بیا این کادوی تولدتو بگیر پوسیدواست کادوی نارنجی کردم که سوارش شی:ِبا این ذهنیتی که تو نسبت به سوار شدن بر هر چیز نارنجی داری مراقب باش خیلی سمت هویج و این صحبتا نری !خب چه کنم ، این دوستان شما هی مدام انگولک می کنن نمی ذارن آدم به زندگیش برسه ، وگرنه ما که به دیدار دوستان مشتاق تریم تا آنان به دیدار ما !

  9. ... said,

    ای شکل متفاوتی از خجسته سالروز! ای پرهیز از یک نواختی! ای اتوبوس نارنجی(که قرمزه و شما کوررنگی از آشناییم!)! ای لاوه پایه! ای رشت! ای مابقی گزارش تصویری! ای خیر من الف شهر! ،دیگه «ای» ای به نظرم نمیرسه!!!ای آدم سه نقطه ( قصد جسارت نداریم ، نام نویسنده این است !! )ای مانیتورتون رنگش تنظیم نیست الکی به ما گیر می دید !ای تو که تعریف درستی از رنگ قرمز نداری !ای ما خرسند از نظر بازی با شما !ای کم آوردنده در نظر بازی با ای !ای تو اون روح هرچی کودتا چیه همین طوری کلاً و بی خود و بی جهت !!!!

  10. شغاد said,

    درودتبریکات فراوان من باب گذر از زمان. در تمام نسخ خطی تاریخی که گشته ایم در تاریخ مذکور (27/10) اتفاق شاذی نظر مبارک را جلب نکرده است. زین رو در چنین روزی عاجزانه دست ارادت به امید اجابت به درگاه حق تعالی برداشت میخواهیم که تاریخ ساز باشید!- در پاسخ هایتان به دوستان «یک آن خواستیم باشماق لس بشیم لب دریا دیدیم هم هوا سرد است و دلمان طاقت دوری جنابالو را نداشت !!!» چنان حظ تماشا برده که کم بود هوش از سر بدهیم .البته احتمالاً منظورتان 27/11 بوده است !!!چرا که تا آنجایی که خاطر شریفمان هست بهمن یازدهمین ماه از سال است ، البته شاید به واسطه ی پیشرفت تکنولوژی در این بخش هم تغییراتی اتفاق افتاده است !!!به هر حال ما اکنون به همت دانشمندان خودمان در فضا هم داریم کرم می ریزیم ، سال و ماه که دیگر دست خودمان است !!!اتفاقاً ما نیز مراعات دوستان را کردیم وگرنه پیرامون حال و هوای شمال چنان کلمات را پیچ و تاب می دادیم که وبلاگمان حکم عشرت کده را پیدا کند در زایل کردن هوش خلق الله !!کماکان مستدام بیا از این ورا گذری . . .

  11. ... said,

    ای جسور! تو که خود آگاهی بر کیستی ما! حالا ما به خود نمی گیریم آنچه بر ما خطاب رفته شد از جانب شما…قسم الاولی آنکه شما خودت مگه خواهر و مادر که نمی شود! مگه لاو نداری که با ما نظربازی می کنی و نعوذ بالله خرسندی از آن؟ به ما چه اصلا!قسم الثانی آنکه یا حیرتا! شما مگر اعتقاد خاصی به روح دارید؟!آماااا… کودتاچی هرکیه که بی خود و بی جهت و کلا همینطوری در پاسخ کامنت ما روح الناس رو مورد عنایت قرار بده!از آحر به اول !اون تیکه که خب برای این بود که آدمیزاد از هر فرصتی برای ابراز مکنونات قلبیش به طرف باید استفاده کنه !!ما به هر چه اعتقاد نداشته باشیم به این مقوله ی روح عجیب معتقدیم !!نظر بازی نه از اون لحاظ ، از این لحاظ !!!شما کلاً بیا از این ورا گذری ، چه کار داری من چی می گم !!!

  12. چرا ملت اینجا این ریختی حرف می زنن ؟کار خیلی باحالی بودهمنم روزای تولدم خیلی خاطره انگیزهچون دی ماه یعنی وسطه امتحانا دنیا اومدم !خودم می دونم که 13 ام !اساساً از اونجایی که از بچگی هی به ما گفتن فیلمای صحنه دار بده ،وقتی ملتی همیشه در صحنه باشه ، خب حرف زدنشم این ریختی میشه دیگه !!!ولی من ابداً به نحسی سیزده اعتقاد ندارم ، حالا شایدم داشته باشما ، ولی به روت نمیارم !!!!بیا از این ورا گذری . . .

  13. باشماق said,

    بح بح چه مهول ادبي اي شده اينجا حمه فيلصوف و شااِر و عديب و هكيم و ساحب كمال و احل كتابن.ما اينجا چه ميكنيم !؟!نفرمایید جناب باشماق !شما ادیب الممالک محفل مایید ، ما بی شما راه به ترکستان می بریم و یا شاید هم اصلاً ما را توان راه پیمایی بی شما نباشد ، مستدام بیا از این ورا گذری . . .

  14. یه دوست said,

    نه منم خوشم اومد که خوشت اومد !دنیای مشترکتون پایدار و مستدام !از ته ته قلبم برات آرزو کردم که براش بمونی و برات بمونه و به اون خوشبختی که تو خیلیا دنبالش گشتی و پیداش نکردی لاقل تو این یکی بهش برسی …sorry از این که هی میایم از این ورا گذری در پی خود آزاری !!!گفتم خود آزاری یاد این شعر افتادم که خوندنش خالی از لطف نیست :دیر سالی ست که در من جاری ست عاشقی نقلی استمراری ست عشق را – این غزل حافظ را -می توان گفت مگر تکراری ست به گمان تو و آیینه ی تو در من این شیفتگی بیماری ستبه یقین من و خشتی چون من باور این آیینه ات زنگاری ست در چنین دغدغه های غم ساز که همه زیرو بم اش بی زاری ستتو به بی دردی خود شنگی ومن شوق ام این است که دردم کاری ستمادر حوصله دارم می گفت مرگ یک چهره ی عاشق داری ستپیرزن رفت و رها گشت و هنوز عاشق اش در پی خود آزاری ستوسلام /…این آزاری که فرمودید علاوه بر مازوخیسم که به آن اشاره فرمودید سادیسم قابل توجهی هم به همراه دارد ، نکنید از این کارها !

  15. تیام said,

    سلام چه طوری ؟؟؟چه باحالی تو !!!برای عاشق شدن باید خود را با تمام وجود رها کرد از سیطره چیزها، از استیلای نقش ها! خوشم اومد ازت بازم میام اینجا تو هم بیا آنجا …من کلاً اینجوریم !تازه اینها که چیزی نیست ، آدم پا به پستمان بخورد در خل وضعی چنان ترک تازی می کنیم که بیا و ببین !!!!!

  16. شهی said,

    الان به وبت سر زدم و اگرچه دیر شده ولی خوشحالم که می‌تونم تولدت تبریک بگم، از مطالب وبت لذت می‌برم، از روحیه خوب و متفاوت، امیدوارم هرجا، در هر لحظه و موقعیتی اتفاقات متفاوت خوب و عالی برایت پیش آید، بهروز و پیروز باشی.کما فی السابق به قول محسن خان نامجو ، من چاکر شمام !!!!راستش ما روحیه مون فابریک این ریختی بوده ، شاید روحیه ی دیگران متفاوت باشه !!!!نمی دونم !!!!ولی تو بیا از این ورا گذری . . .

  17. HAMED said,

    خوش شانس تر از تو علی داییه و بس.بعد از یه ماه تو کف بودن به هزار زور و زحمت تونستم یه فلافل ازت بکنم(البته تلفظش اینه:bekanam) اون وقت به لطف برادرا و دوستان تک نویس یه هفته رفتم هتل اوین دربند!!! حالا هم که به زور کفالت اومدم اینور دیوار دیگه یه مدت گذشته می تونی بزنی زیرش!(فارسی نوشتم برات بری زندگی کنی)داداش شما الآن دیگه جزو خانواده ی ایثار گران محسوب می شی ، مگه من بهت گفتم بری اوین که حالا اومدی فلافلشو از من می خوای ؟!! برو از همونایی بگیر که بهت گفتن برو اوین !!! بعد اونوقت تو الآن باید گوشات سوت بکشه و جیگرت بسوزه و شیشه بشکنه ، بعد که واست مامور آوردیم اسلحه ش بچسبه تو دستت و مابقی قضایا رو که دیگه خودت واردی !!!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: