مارس 28, 2010

مشروعیت یا مشروعیت ؟!

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, سیاست به ما چه !! tagged , , , , , , , در 04:32 توسط سبحان محمدیان

جمعه شب نتایج رسمی انتخابات عراق پس از گذشت نزدیک به سه هفته از زمان برگزاری اعلام شد و ائتلاف العراقیه توانست با تنها 2 کرسی اختلاف عنوان برنده ی این انتخابات را از آن خود کند ، نکته ی حائز اهمیت در این انتخابات جدا از پیشتازی ائتلافی متشکل از سنی ها و شیعیان سکولار به رهبری ایاد علاوی ، جایگاه سومی بود که ائتلاف ملی عراق با 71 کرسی از آن خود کرد ،رهبری این ائتلاف که متشکل از احزاب تندروی متمایل به ایران است را سه گروه مجلس اعلاي اسلامي عراق به رهبري» سيد عمار حکيم»، جريان اصلاح به رهبري «ابراهيم جعفري»و جريان صدر به رهبری «مقتدا صدر» برعهده دارند.

پیش از برگزاری انتخابات عراق بسیاری از سیاسیون از نفوذ روز افزون ایران در عراق با در نظر گرفتن فرض پیروزی ائتلاف ملی عراق ابراز نگرانی کرده بودند و می توان گفت کمتر تحلیل گری شانسی برای ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی قائل بود اما اکنون با پیشتازی این ائتلاف سکولار نشانه هایی از تغییرات در نگرش مردم کشور های منطقه به مقوله  ی سیاستِ دینی مشاهده می شود .

هرچند نوری المالکی، که او نیز گرایشاتی نسیت به ایران دارد ، در مورد نتایج انتخابات اعلام تردید کرده و خواستار بازشماری آرا شده است اما با در نظر گرفتن قطعی بودن نتایج انتخابات پارلمانی در عراق ، سوالی که مطرح می شود این است که به فرض ائتلاف ایاد علاوی با سایر گروههای راه یافته به پارلمان عراق و کسب پست نخست وزیری  آیا دولت علاوی با گرایشات سکولار مشروع خواهد بود یا خیر ؟!!

در کشور ما نیز برخی اعتقاد دارند که حاکمان مشروعیت خود را از خدا کسب می کنند نه از رای مردم ، پاسخ به این پرسش نیاز به شرح معنای کلمه ی مشروعیت در ادبیات سیاسی دارد ، بدون شک یکی از ویژگی هایی که یک دولت یا حکومت برای اداره ی جامعه می بایست دارا باشد مشروعیت است اما مشروعیت به چه معناست ؟!

نگرشی وجود دارد که مشروعیت را مشتق شده از کلمه ی شرع می داند و در نتیجه سیاست در بستر دین را لازمه مشروع بودن حاکمان می داند ، اما معنی اصلی مشروعیت که لازمه ی توفیق شخص یا گروهی برای اداره ی یک جامعه است ، مشروعیت به معنای قانونی بودن و بر حق بودن و در واقع ترجمه ی واژه ی Legitimacy  است ، بدین معنا که یک حکومت برای آنکه بتواند جامعه ای را اداره کند نیاز به مقبولیت از جانب مردمانش دارد ، اگر ایاد علاوی بتواند با سایر گروهها ی راه یافته به پارلمان عراق ائتلاف کند و بیش از  163 کرسی را در این ائتلاف جای دهد و نخست وزیر عراق شود به اعتقاد بنده شاهد تغییرات وسیعی در سایر کشور های منطقه بویژه ترکیه و ایران خواهیم بود.

هر چند جمله ی قلب شده ای از شهید آیت الله مدرس در اذهان ما جای دارد که ما را حتی از اندیشیدن به جدایی دین از سیاست بر حذر می دارد اما شاید آینده ی عراق سکولار بتواند تجربه ی خوبی از توفیق یا عدم توفیق یک حکومت سکولار را برای ما ترسیم کند .

ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی

پ . ن : دیروز در یکی از سایت ها خوندم به نقل از یک وکیل عراقی نوشته بود خود ایاد علاوی به واسطه ی اینکه مادرش لبنانی است و عراقی نیست بر اساس قانون اساسی عراق نمی تواند نخست وزیر این کشور بشود ! همینطوری کلاً !! راست یا دروغش گردن خود طرف

مارس 27, 2010

وقتی آدم کمر همت می بنده حال خودشو اخذ کنه !

Posted in لبخند لطفاً !, دلخوشی های الکی ! tagged , , , , , , در 07:15 توسط سبحان محمدیان

دو سه روزی می شه که همین جور بی خود و بی جهت سرما خوردم ! هر چی هم فکر می کنم نمی تونم خودمو متقاعد کنم که به فلان دلیل و بهمان دلیل سرما خوردم ، اونم منی که کل زمستون نه تنها شوفاژ اتاق خاموشه که در اتاقم رو به تراس هم بازه !!

اما شب گذشته دچار نوع غریبی از سرفه شدم ، از این سرفه ها که اگه بری تو پیاده روی بلوار کشاورز دو تا شو اجرا کنی همه خیال می کنن سل داری و کلی کمکهای نقدی و غیر نقدی بهت می کنن ! این سرفه ها به دو نوع لرزه و پس لرزه تقسیم می شن که خود پس لرزه هاش یه چیزیه تو مایه های زلزله ی بم ، بل هم ازل !

لذا ما هر آنچه راه و روش درمان سرفه و گلو درد می دانستیم در مورد این گلوی وا مانده امان جاری و ساری ساختیم اما نشد که نشد ، چای خوردیم ، آن هم تلخ و بدون قند ، اما انگار نه انگار ، سوپ درست کردیم و خوردیم ، بدون ادویه ، اما باز هم افاقه نکرد ، نشاسته !!! از اینا که مامانا واسه بچه ها درست می کنن ! ما خودمان برای خودمان درست کردیم و میل کردیم ولی تو گویی که سرب مذاب خورده ایم که بد تر می شد و بهتر نمی شد ، لذا احساس کردیم ماجرا شکل کل کل پیدا کرده است ، در نتیجه همان لیوانی را که در آن چای خورده بودیم پراز نسکافه کردیم و با مقادیر قابل ملاحظه ای سوهان مورد بلعش قرار دادیم ، سوپ مذکور را با فلفل سیاه و قرمز و ادویه ی هندی آذین بندی کردیم ، یک قاشق ترشی لیته در آن ریختیم  و در حالی که از خلل و فرجمان دود بیرون می زد ، خندق بلا نشانش کردیم ، و به عنوان دسر هم یک کاسه پر از تخمه را شکاندیم و شکاندیم تا ببینیم بالاخره گلویمان از رو می رود یا نمی رود !

لا اقل الآن که سرفه می کنیم برای سرفه هایمان دلایلی منطقی داریم و از بی جهت سرفه کردن بعضی مواضعمان نمی سوزد ، شاید هم این برای گلویمان درس عبرتی بشود که دیگر قصد سبحان آزاری نکند !

مارس 21, 2010

خود زنی علیرضا شیرازی در بلاگفا

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, ایرانیزه شدن !, تکنولوژی tagged , , , , در 05:12 توسط سبحان محمدیان

حدود یک هفته پیش پس از انتقال آرشیو وبلاگ اره بر پاهای استدلالیان از بلاگفا به وردپرس در مطلبی با عنوان » مرتفع ساختن مشکل عذاب وجدان علیرضا شیرازی » از راه اندازی وبلاگ جدید خبر داده بودم و نوشته بودم برای جلوگیری از نابودیه آرشیوم – بلایی که سر خیلی از وبلاگ نویسایی که در بستر بلاگفا وب نگاری می کردند اومده – اقدام به کوج از بلاگفا به وردپرس کردم ، اما همچنان مطالبم رو در هر دو وبلاگ برای مخاطبین به روز می کردم تا اینکه شب گذشته هنگامی که قصد ورود به بخش مدیریت وبلاگم رو داشتم متوجه شدم وبلاگ من در بلاگفا مسدود شده و در نتیجه کل آرشیو و سابقه و رنکنک صفحات در موتور های جستجو دود شده رفته هوا ، و این همه اتفاق نیافتاده مگر به لطف علیرضا خان شیرازی !

نمی دونم این کار آقای شیرازی یه تسویه حساب شخصی بوده یا خیر اما هرچیزی که هست از اونجایی که من مطلب تند سیاسی یا حتی اجتماعی ننوشته بودم و ضمناً اگه بنا باشه وبلاگی با دستور مراجع قضایی مسدود بشه قبل از اینکه جناب آقای علیرضا بخوان وبلاگ رو منهدم کنن اون وبلاگ فیلتر می شه  و برای وبلاگ من این اتفاق نیافتاده بوده و فقط از جانب مدیریت سایت مسدود شده من اینطور برداشت می کنم که شخص مدیریت بلاگفا راساً اقدام به مسدود سازی وبلاگ بنده کردن و در نتیجه بنده به هیچ یک از بستگان هیچ شخص حقیقی یا حقوقی فحش نمی دهم و تنها به دوستانی که با بنده در ارتباط هستند توصیه می کنم که هرچه زودتر بار و بندیلشونو جمع کنن و از بلاگفا بزنن بیرون چرا که این آقای شیرازی به شدت بدوی اقدام به حذف وبلاگ می کنه بدون هیچگونه هشدار و اخطاری و خود من تا به امروز نزدیک به 10 نفر از دوستامو دیدم که وبلاگشون مسدود شده و کل زحماتشون به باد رفته .

چیزی که بلاگفا رو روز به روز منزوی تر می کنه نه سرویس های برتر سایتهای خارجی که ضعف و ترس مدیرشه ، همه می ترسن اما بعضیا معرفت دارن و بعضیا ندارن  . . .

برای کوچ هم هر کسی خواست من با جون و دل راهنمایی و کمکش می کنم تا آرشیو وبلاگی که تو بلاگفا داره رو به یکی از سرویس دهنده های دیگه منتقل کنه که خیر دنیا و آخرت تو کوچهایی از این دسته !!

مارس 19, 2010

حداقل 24 میلیون نفر درگیر دستگاه قضاء

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, سیاست به ما چه !! tagged , , , در 14:08 توسط سبحان محمدیان

دو سه روز بیشتر تا به درد نخور شدن تقویم دیواریه اتاقم باقی نمونده و من وقتی به اوضاع و احوال جامعه نگاه می کنم اتفاقات جالبی رو از ابتدا تا انتهای این تقویم می بینم ، در حال حاضر 2 نگاه به شرایط این روزهای ایران وجود داره ، عده ای دوست دارن بگن «همه چی آرومه ، من چقدر خوشبختم «! و عده ی دیگه ای که واقع بینانه نوعی بحران رو تو اجتماع تشخیص می دن و برای علاجش راهکار پیشنهاد می کنن .

جدا از بحرانهای سیاسی که اگه من الآن در موردش کیبورد فرسایی کنم باز خون برخی از برادرا به جوش میاد و ممکنه ما رو به جاهای ناجور تری احضار کنن ، بحرانهای متعدد اجتماعی می تونه نظام سیاسی ایران رو از کنترل اجتماع عاجز کنه.

من تنها به ذکر یک مورد از این موارد بسنده می کنم ، چند وقت پیش یکی از دوستان پدر که در حال حاضر وکالت می کنه اما سابق بر این قاضی بوده نکته ای رو مطرح کرد که منو خیلی به فکر فرو برد ، ایشون می گفت در حال حاضر نزدیک به 8 میلیون پرونده ی قضایی در گردش در دستگاه قضایی وجود داره که با فرض درگیری حداقل 3 نفر در هر پرونده ، الآن نزدیک به 24 میلیون نفر از مردم ایران درگیر دادگاه و دادسرا و این صحبتان ، دیگه تصور مسایل پیرامونیش به عهده ی خودتون ولی باور کنید اگه چاره اندیشی نشه خیلی زود دیر میشه .

اینکه نذاریم کسی حرف بزنه هم کاری رو درست نمی کنه ، شما آدمی رو تصور کنید که درد داره ولی بروز نمی ده ، درد یه سیگناله که ما رو نسبت به مشکلی که وجود داره آگاه می کنه ، اگه به موقع برای برطرف کردن اون مشکل اقدام نشه حتی یه سرما خوردگی ساده هم می تونه باعث مرگ کسی بشه ، کما اینکه برای خواهر یکی از دوستان من این اتفاق افتاد ،

کاش خداوند عقلی دهاد . . .

اتمام سال 88 رو تسلیت عرض می کنم!

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, ایرانیزه شدن ! tagged , , در 14:06 توسط سبحان محمدیان

امسال از اون دست سالایی بود که تو زندگی هر کسی ممکنه یه دفعه اتفاق بیافته ، مثلاً شما چند نفر رو میشناسید که تو عمرشون 2 تا سال 88 دیده باشن ؟!! قصد روده درازی دارم منتهی چون در نهایت تشلّش یه وری افتادم رو تختم و دارم وبگردی می کنم تمام اعضا و جوارحم درد گرفته ، واسه همینم خیلی نمی تونم بنویسم ، اما بهار خوبه ؟!!! آره ولی به شرطی که مردم یهو انقده معمولی نشن ، آخه من نمی دونم چه کاریه تا سال تموم می شه همه یادشون می افته خونشونو تمیز کنن ، چه کاریه که طرف ماه به ماه به فک و فامیلش سر نمی زنه ولی تا عید میشه با یه من خنده ی الکی پا میشه می ره خونه ی فک و فامیل اونم تازه نه واس خاطر اینکه دلش تنگ شده باشه و الان وقت پیدا کرده ، صرفاً واس خاطره اینکه رسمه !!! ای گند بگیرن هر چی رسمه این ریختیه !! من نمی گم این چیزا خوب نیست اما چه ایرادی داره که تو تموم سال وجود داشته باشه ، حالا دوباره یه عده از خدا بی خبر می خوان بگن که اوضاع اقتصادی مردم خرابه و دولتم هی داره به بولیوی و گامبیا و زامبیا و زولبیا و بامیا وام قرض الپس نده می ده و تازه کل بودجه ی اون حزبه که تو لبنانه رو اینا دارن تامین می کنن و فلسطین هم صحرای نوادای ایرانه و پول عرق سگیه چاوز هم از محل درآمدهای دولت حاصل از آزاد سازی یارانه ها ردیف بودجه داره و هزار تا مسخره بازی دیگه ، ولی باور کنید ماهی یه تلفن دو دقیقه ای به فک و فامیل به هیچ کجای هیشکی فشار نمیاره ، یا مثلاً یه پیامک یا چه می دونم یه ایمیل ، در هر صورت بازم عید شد و من باید بشنم کنداکتور ببندم ببینم با چه لطایف الحیلی می تونم حال و هوای مسخره ی یه عید دیگه رو تحمل کنم !

مارس 15, 2010

دشمنانی دانا یا دوستانی نادان ؟!

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, سیاست به ما چه !! tagged , , , در 21:09 توسط سبحان محمدیان

بیش از یک سال از راه اندازی تلویزیون فارسی بی بی سی می گذرد و این رسانه توانسته است در این مدت کوتاه جایگاهی قابل قبول در میان مخاطبان فارسی زبان خود کسب کند ، واکاوی این موفقیت می تواند ایرادات رسانه های داخلی و سیستم مدیریت افکار عمومی حاکم بر ایران را به روشنی به کلیه فعالین عرصه ی رسانه بنمایاند ، شاید در آینده ای نه چندان دور در قالب مجموعه مقالاتی به بررسی این عملکرد پرداختم ، اما نکته ای که در این پست قصد صحبت پیرامون آن را دارم چندان به این موضوع بی ارتباط نیست .

یک یا دو ماه پیش به طور اتفاقی بخشهایی از برنامه ی دیروز – امروز – فردا را که از شبکه ی سوم تلویزیون دولتی ایران پخش می شد به نظاره نشستم ، درست خاطرم نیست میهمانان این برنامه چه کسانی بودند اما در بخشی از برنامه قسمتهایی از صحبت های آقای خامنه ای را پخش کردند که می گفتند : دشمن در کمین است و دندان تیز کرده ، من اینها را می بینم ، اما چه کنم که برخی نمی بینند » ( من نقل به مضمون کردم ، عین جملات خاطرم نیست ) شاید بسیاری حکومت ایران را متهم کنند که مدام در حال خلق دشمنانی فرضی است و همیشه سعی بر این است پای یک دشمن در میان باشد ، اما اگر کمی واقع بینانه به اتفاقات اطرافمان نگاه کنیم ملاحظه می کنیم نظام حاکم بر جهان به این شکل است که در این آشفته بازار هر کسی به فکر منافع خودش باشد ، حال زمانی این منافع با منافع دولتی هم سو است و زمانی هم در تضاد ، تلاش یک دولت یا حکومت در جهت کسب منافعش را نمی توان دشمنی نامید اما به هیچ وجه نمی توان منکر این قضیه شد که همانطور که ایران در برخی کشورها مانند فلسطین و لبنان اقداماتی در جهت منافعش می کند ، کشورهای بسیاری نیز قصد اعمال سلیقه در مدل حکومتی ایران دارند.

بخش عظیمی از جامعه ی کنونی ایران علیرغم سیاست زدگی چندان سیاسی نیستند ، اما عملکرد نادرست قسمتهایی از حاکمیت بویژه قوه ی مجریه که مسئول تامین نیازهای روزمره ی مردم است باعث شده است تا نارضایتی به شکلی باور نکردنی در افکار مردم رخنه کند و به این مجموعه اضافه کنید عدم شناخت رسانه و ناتوانی در مدیریت افکار عمومی را .

نباید فراموش کرد که یک جامعه را افراد الیت و نخبه ی آن به رشد و شکوفایی می رسانند ، حال آنکه تمام تلاش رسانه های داخلی بر مدیریت بخشهای نا آگاه جامعه استوار بوده است و این امر در بلند مدت حاکمیت را با خلا نیروی انسانی متخصص و به تبع آن افزایش نارضایتی ها مواجه خواهد کرد که با توجه به روابط نه چندان حسنه ی ما با دنیا مشکلات بیشتری را برای ایران به همراه خواهد آورد،از طرفی در جو کنونی با ایراد اتهامات متعدد به افرادی که توانایی هایی هرچند کوچک برای کمک به برون رفت از بحران دارند حلقه ی دوستان حکومت روز به روز تنگ تر و تنگ تر می شود و با دشمن تراشی های داخلی قدرتهای خارجی برای اعمال تصمیم بیشتر بر سرنوشت مردم ایران راغب تر می شوند.

هنوز هم می توان از بروز مشکلات بزرگ تر جلوگیری کرد، سخت است اما شدنی است.

سلام ووردپرس

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, دلخوشی های الکی ! در 19:56 توسط سبحان محمدیان

شب گذشته بعد از کلی سر و کله زدن موفق شدیم وبلاگ اره بر پاهای استدلالیان که تحت لوای بلاگفا داشتیم را به اینجا منتقل کنیم و اکنون دیگر منتظر مساعدتهای استکبار جهانی هستیم تا بتوانیم اغتشاش مجازی نماییم !

اما باور بفرمایید بچه خوب تر از ما در تمام این حوالی پیدا نمی شود ، این نخستین پستی است که در ووردپرس می نگاریم و امید واریم اگه خوشمون اومد بیشتر بنگاریم !!!

شما هم از اون ورا هم از این ورا بیاید گذری . . .

مارس 10, 2010

کارش شده . . .

Posted in Uncategorized در 12:05 توسط سبحان محمدیان

کارش شده تعویض شرح وظایف قلب ،

در حضورش به جای پمپاژ ، خون را شلیک می کند !

….

کارش شده حفاری ،

که در حضورش نفس ها عمیق و عمیق تر می شوند !

….

کارش شده چشم بندی ،

آنجا که در حضورش پلکها را یارای دوری از هم نیست . . .

….

کارش شده برخی گرایشات پزشکی ،

متصدی بی هوشی اتاق عمل  . . . که نه ،

هر اتاقی که در آن باشد !

….

کارش شده کیمیاگری ،

آنگاه که خون را سرب مذاب می کند در رگهایم !

….

اصلاً یک پا تخریب چی شده است برای خودش ،

هی چپ و راست منفجر می کند و می ترکاند ،

لاونا المعشوق بی شارج ( عربا ژ ندارن ! )

مارس 8, 2010

احمد جلالی فراهانی آزاد شد

Posted in Uncategorized در 21:24 توسط سبحان محمدیان

احمد جلالی فراهانی بعد از ظهر امروز با محاسنی به بلندای دماوند و هیکلی به نحیفی نی قلیون از زندان اوین آزاد شد ، نامبرده حدود هفت کیلو وزن کم کرده که با توجه به مدت زمان بازداشت رکورد نسبتاً مناسبی از خود بجای گذاشته است.

امیدواریم همچنان این ور دیوار باشه که دل از نبودنش تنگ می شود بد جور . . .

مارس 6, 2010

انجواد !

Posted in Uncategorized در 01:06 توسط سبحان محمدیان

بدون شک اگر جواد خیابانی شانس زندگی در روم باستان را می یافت لقب رب النوع گزارشگری را از آن خود می کرد ، بی برو برگرد !!

او که حتی فردوسی در خلق موقعیت های حماسی به گرد پایش  هم نمی رسد، روز گذشته بازی دو تیم پرسپولیس و فولاد خوزستان را گزارش کرد و ما که عمراً یک بازی فوتبال را به طور کامل نگاه نمی کنیم ، دیروز نشستیم و از روی ساعت عین نود و چند دقیقه ی این بازی را نگاه کردیم تا پس از ثبت ملی حسنی !!! ما هم جواد خیابانی را ثبت وبلاگی کنیم !!

گلچینی از در فشانی های الهه ی گزارشگری به این قرار است :

دقیقه ی 10 : برتری عددی به طور نسبی با پرسپولیسه !!

دقیقه ی 18 : شهاب گردان ، بازیکن بلند قامت و یکدست سیاه پوش تیم فولاد ، به استثناء کفشش و دستکشش و تازه شماره ی پیرهنش !!

دقیقه ی 21 : مجید جلالی تو سایتش شعارش اینه که ما فقط به فوتبال فکر می کنیم و الآن هم احتمالاً داره به همین بازی فوتبال فکر می کنه !!!! ( مجید جلالی سر مربی تیم فولاده !! )

دقیقه ی 23 : فشار تماشاگر هم واقعاً این روزها در فوتبال زیاد شده !!

دقیقه ی 27 : یادمون نرفته زمانی که دایی با ابروهای شکافته برای تیم ملی بازی می کرد !

دقیقه ی 35 : تماشاگران پرسپولیس یه جمله ی عارفانه !! هم برای داور می گن ، » داور ! عزیزم !  دقت کن !!

دقیقه ی 45+ : داور هم یک دقیقه رو 20 ثانیه اضافه تر حساب می کنه !!!

دقیقه ی 45+ : گردش توپ هم 68 در صد ، یعنی 70 درصد گردش توپ در میانه ی زمین بوده !!!

دقیقه ی 55 : دیگه اونجا جای دریبل زدن و فکر کردن نیست ، تازه اگرم فکری بود باید شوت می زد کریم باقری که کاملاً هم تو این کار  اوستاس  !!!!

دقیقه ی 60 : سه تا پاس می تونه یه خطر باشه ، چیزی که تو بازی امروز کم دیدیم !

دقیقه ی 63 : بازیکنای پرسپولیس دارن پشت دروازه ی خودشون به شدت خودشون رو گرم می کنن !!!!!

دقیقه ی 66 : سپاهان خودش می تونه تعیین کنه که قهرمان کی بشه !!

دقیقه ی 70 : ( با اشاره به اسکور بورد ورزشگاه که تصویر علی دایی رو نمایش می داد ) با تابلویی که بازی رو نشون می ده ، دایی در دایی !!!!

دقیقه ی 85 : حمید رضا علی عسکری نام کامل این بازیکنه که ما عادت کردیم به او علی عسکر می گیم ، از خودش و خانوادش عذر خواهی می کنیم !!!

کارتون از سید محمدرضا میرشاه ولد – روزنامه ی گل

————————————————–

بعد از نگارش : از این به بعد هر موقع جواد خیابانی گزارشگر بود ما سعی می کنیم در همین قالب این چهره ی شهیر رو به رشته ی تحریر در بیاریم !!

صفحهٔ پسین

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: