آوریل 19, 2010

سفر به شهر شش دروازه

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, دلخوشی های الکی ! tagged , , , در 03:12 توسط سبحان محمدیان

بی شک یکی از جذاب ترین کارهای دنیا، سفر کردن با اهل سفر است، هفته ی گذشته پس از دیداری چند ساعته با مجید – که بالاخره کیسه ی بازداشت ها به تن او هم خورده بود – تصمیم به همراهی با کاروان رفقای دوربین دات نت به خطه ی کریمان، کرمان گرفتیم، این اولین سفر من با تیم دوربین دات نت بود که دست بر قضا بسیار دلچسپ و گوارا هم از آب در آمد.

چهارشنبه عصر از طریق خطوط موازی آهن سوار بر مرکبی کج دار و مریز رهسپار سفری 3 روزه شدیم، به واسطه ی فاصله تا ابتدای قطار، صدای خس خس سینه ی رنجور لوکوموتیو چندان به گوش نمی رسید و یا شاید هم این صدای شوخی و خنده ی رفقا بود که اجازه ی عرض اندام به غرش گاه و بی گاه اسب آهنی را نمی داد، شرح چند و چون سفر حوصله ای ناصر خسرویی می خواهد و خواندنش اشتیاقی مجنونی، بر همین اساس ترجیح بر آن است که در قالب گزارشی تصویری شرح هجران دهیم تا این گزارش در کنار جذابیت های کلامی  جذابیت های بصری هم داشته باشد تا مخاطبین محترم برای فضا سازی چندان به ملاج مبارک فشار وارد نسازند !

گفت و گو

مسجد شاه نعمت الله ولی در ماهان کرمان، معماری خوب – نگهداری بد

باغ شازده ماهان، بهشتی در دل کویر

کپرهای اقامتی در شب کویر، هرچند هوا ابری بود و امکان عکاسی از آسمان شب مهیا نشد

کلوت های شهداد

قنات، چشمه ساری مصنوع در دل خاک

و این هم گروه 6 تایی ها

20 دیدگاه »

  1. مريم said,

    به به ! چه سفرنامه قشنگی !البته یه کم مختصر بود (تازه ما هم توش اصلا نبوديم!!! P: )
    راستی نوشته اول وبلاگت از دکتر شريعتی را خيلی دوست داشتم!
    به اميد ديدار در سفرهای آينده دوربين دات نت.
    مريم.

    • از ما سلام له
      اگر باران می آمد اطناب اجتناب ناپذیر بود اما در کویر اولویت با ایجاز است، مگر نشنیده اید که می گویند » از قطره های باران بر جامه های نمناک ، اطناب بهتر است از ایجاز زیر باران » ؟!
      ما کمی ملاحظه ی مخاطبین را کردیم وگرنه که نزدیک به 400 تا عکس گرفتیم !!!
      بیا از این ورا گذری . . .

  2. آزاده said,

    سلام . عکسهای قشنگی بود . راستی خوب شد این عکس آخری رو گذاشتید که بعد از سفر بتونیم اسم همدیگر رو بدونیم

    • من چاکر شمام !
      آره خب ، انسانهای اولیه چه می دونستن عکس آخری یعنی چی ؟!!
      حالا که ما می دونیم بنا رو بر استفاده ی بهینه گذاشته ایم ، درست مانند همین مورد !!

  3. […] سفر به شهر شش دروازه / وبلاگ سبحان محمدیان […]

  4. سلام
    سفر خیلی خوبی بود/ یه پیشنهاد برای اینکه گزارش تصویرتون کامل بشه عکس یادگاری هم تو باغ شازده انداختیم رو هم بذارید/ در ضمن چه اسم خوبی برای گروهتون انتخاب کردم اون 6 نفر. به به به به
    شاد باشید و پایدار

    • عکس ها رو ریختم رو یه دی وی دی ، منتهی نمی دونم چرا داره بازی در میاره و بعضی از عکسها باز نمیشه ، گویا دی وی دی ها هم ارزشی شدن و عکسها رو ممیزی می کنن !!!
      ولی اگه شد حتماً
      عرض شود که به شش نفر آدم که همه جا هم با هم می رن نمی گن گروه 7 تایی ها یا مثلاً یه نفر 6 تایی ، اسمش در حالت پیش فرض همین 6 تایی ها میشه ، حالا تو بگو اسمو خودت گذاشتی ما هم همه جا می گیم آره !!!!!
      بیا از این ورا گذری . . .

  5. سلام
    وااای خییبلی خوب بود. تجدید خاطره. چه خوب که افتخار دادی و عکسهای منو هم اینجا گذاشتی کنار عکسای خودت و مجید.ممنون!
    این اولین تجربه من هم بود و البته گروه شش نفری ما. که توی عکس آخر به سبک خودت خییلی جذاب معرفی شده بود.
    ممنونم سبحان عزیز! ممنون که توی این سفر پیدات کردم و اون رو برام متفاوت کردی! ممنون!
    یا علی مددی

    • جیگرتو !
      اساساً یافتن انسانهای شلاش به شدت حال خوب کن است، و بدین سان متشلشم از آشناییت !
      البته سر کرده ی تجربه اولیا که شخص مجید بود بی برو برگرد !!!
      امیدوارم خیلی بیشتر با هم این ور اون ور بریم که سفر در کنار مستشلشین بسی دوست داشتنی است !
      بیا از این ورا گذری . . .

  6. آریو said,

    چه عکسهای خوشگلی:)

  7. سعید said,

    آقا سبجان
    چند تا عکس برات دارم می فرستم که انشالله سفر بعدی به دستت می رسه
    اما یک سوال این شش نفر ارتباطی که با برادران دالتون نداران آخه شنیده بودم مادرشون تو تا پسر دیگه زایده گفتم نکنه شیطونا اسم گروه تون رو عوض کردنید لوگ خوشانس (احسان) نشناستون

    • ما هر گونه ارتباط نسبی و سببی را با این گروه معلوم الحال تکذیب می کنیم ، ضمن اینکه این مادر دالتون ها مگر جای رحم مایکرو ویو اوون دارد که یه تیک سه تا دیگه زاییده ؟!!!!

  8. محسن said,

    سلام علکم
    هیییییییییییییییی
    جای ما خالی
    ایشالا در سفر بعدی دوربین دات نت در شیراز همراهتان خوام بود…

    • به امید خدا !
      ما که بعضی مواضع خودمون رو پاره کردیم تا بیای ولی نیومدی ، حالا آه کشیدنت چی بود این وسط ؟!؟!

  9. باشماق said,

    سلام

    عكسهاي جالبيه ،

    كاشكي يكم اطلاعات تاريخي و موقعيت جغرافيايي مكانهايي كه رفتي رو برامون توضيح مي دادي.

    شايد ماهم نيت كرديم به همچين سفرهايي بريم. اونم چي تنهايي

    راستي يك عكس از شما در pc من موجوده كه شمارو در حال گاز گرفتن بيل نشون ميده ، خيلي عكس جالبيه .

    ولي اصلاً فكرشم نكن. به كسي نشون نميدم

    • سلام سعید
      خیلی خوبه ، البته به شرطی که خانومت نگه من بد آموزی دارم و کلمو بکنه !!!
      این عکسرو هم بفرست بذارم همین جا دور هم بخندیم !

  10. baher said,

    درود.
    قضا حکم کرد گذاری بر آوردگاه قلمت داشته باشیم .
    ناخواسته بسی لذت بردیم.
    لیکن صورت خود را در میان آثارتان رویت نکردیم.
    گویی نگاهتان بر ما تنگ گشت.

    پیام رسان درود ما به همراهانت باش.

    • از ما سلام له
      نفحات انس قضا گرم !
      در تلاشم تا عکس دسته جمعی را در فیس بوق ! منتشر نموده و تمام دوستان را تگ نماییم تا همگان حالشو ببرن !
      نگاهمان کور باد اگر روزی بر شما تنگ گردد
      بیا از این روا گذری . . .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: