اوت 16, 2010

SAFETY جات !

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, ایرانیزه شدن !, تکنولوژی tagged , , , در 07:35 توسط سبحان محمدیان

گفتیم می رویم سنگ هایمان را وا می کنیم که آقا جان خط قرمزهای شما چیست ، می گویند فلان و ما هم می گوییم اوکی و بعد دیگر می دانیم در مورد چه چیزهایی بنویسیم به تیریج قبای کسی بر نمی خورد ، اما خب دیدار میسر نشد !

حالا باور کنید هی می نویسیم ، بعد خودمان می خوانیم و می گوییم خب این آبدارچی فلان شرکت که ما  در موردش نوشتیم نکند فامیل فلان مقام باشد و دوباره روز از نو روزی از نو و متن را منتشر نمی کنیم !

دست روی هر کجا که می گذاریم تا در موردش کمی کیبورد فرسایی کنیم با چند واسطه به یکی از مقامات می رسیم !

در مورد هواپیماهای از رده خارجی که بدون اغراق تابوت متحرک است می خواهیم بنویسیم که خب باز می بینیم احتمال دارد اگر بگوییم چرا با جان ما بازی می کنید اسمش می شود بازی با امنیت ملی !!

اگر بگوییم که به ما در دانشگاه گفته اند برخی از صنایع بسیار حساس هستند و در برخی بخشهای این صنایع تعمیر معنا ندارد و می بایست قطعه ی معیوب تعویض شود ممکن است اسمش بشود تبانی علیه نظام !

باور بفرمایید هنوز چهره ی دکتر پایگانه جلوی چشمان بنده است که با همان بیان شیرین آذری – فارسی در کلاس طراحی اجزای ماشین می گفت » اگه بال هواپیما دچار ایشکال بشه باید درجا عوض بشه ، اگه وصله کنیم با جون مسافر بازی کردیم و دیگه به ما نمی گن مهندس » !! حالا هر موقع که سوار هواپیما شدید یه نیگا به بال هاش بندازید ، مثل لحاف چهل تیکه ای می مونه که مامان بزرگ من برای روی کرسی درست کرده بود !

اما در سفری که دو هفته ی پیش به کیش داشتیم در پرواز صحنه ای رو دیدم که نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و علیرغم تذکر مهماندار پرواز از اون تراژدی عکس گرفتم ،

جداً داریم به کجا می ریم ؟!

حالا الان دوباره تمام این حرفای من می شه حرفایی که کسی که تو رسانه داره کار می کنه نباید بزنه و اوقات یه عده تلخ می شه و دوباره بگیرو ببند !

اما به خدا یکی از کارهایی که یک آدم رسانه ای باید انجام بده نمایش ایراداته تا کسانی که به علت همکاری در مدیریت جهان وقت دیدن اون ایراد ها رو ندارن کمی به فکر بیافتن بلکه با لولو به تفاهم رسیدن تا لا اقل لولوئه  چهار تا تیر تخته بده به ما بلکه بتونیم ادای مهم بودن جون آدمای کشورمون رو در بیاریم !

شاید برای برخی لازم به توضیح باشه که با توجه به اختلاف فشار داخل و خارج هواپیما در حین پرواز ، پیدایش کوچکترین منفذی در بدنه می تونه منجر به سقوط هواپیما بشه ، حالا شما تصور کنید این شیشه ی شکسته و چسب کاری شده ناگهان از جاش کنده بشه و از اون به بعد این پنجره مثل یه اژدهایی می شه که هرچی دم دستش برسه رو می بلعه !

ضمناً هواپیمای مورد بحث توپولوف هم تشریف دارن !

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: