نوامبر 10, 2010

من نه منم !

Posted in لبخند لطفاً !, ایرانیزه شدن !, سیاست به ما چه !! tagged , , , , , در 00:02 توسط سبحان محمدیان

پیش از نگارش : یه لحظه رفتم چند تا پست پایین و برگشتم بالا دیدم چقدر جو دنجا عشقولانه شده ، یعنی می تونم به تمام مقدسات سوگند بخورم که حال و اوضاع این روزای من اینی نیست که تهش به مخاطب وبلاگم منتقل می شه ، فلذا مدیون تک تکتونم اگه الان یه پست غیر عشقولانه از خودم متصاعد نکنم !!

ولو افتاده ایم در تخت و هی پلم پولوم پیلیش می کنیم که کدام پا را صاف کنیم و کدام پا را خم که لپ تاپ را بر رویش بگذاریم ، اما خب به واسطه ی اینکه پای راستمان چلاق است لذا از رانت های مربوطه استفاده می کند و این پای چپ بد بختمان است که مدام باید بار این لپ تاپ را تحمل کند ، لپ تاپ اما گونه های مختلفی دارد ، یکی از فاکتورهای مهم در تعیین قیمت لپ تاپها وزن آنهاست ، یعنی مثلاً ممکن است یک لپ تاپ 2 کیلویی کلی از یک لپ تاپ 3 کیلویی گران تر باشد ، و این خود به خوبی نشان می دهد که ارزش هر چیز به کیلوی آن چیز نیست ، مثلاً حسین رضا زاده !! درست است که ما هی بچه که بودیم خیال می کردیم که دمش گرم ، اما حالا که بزرگ شده ایم و با مقوله ای به نام ایوانف آشنا شده ایم و تازه با مقوله ای مهم تر به نام همسر ایوانف که تازه دکتر هم هست ، آن هم در آزمایشگاه لوزان سوییس آشنا شده ایم ، بیشتر به این نکته واقف شده ایم که برخی چیزها سیر شان به من شان شرف دارد ، مثلاً سهراب بی خود که نمی گوید » مرد بقال از من پرسید چند من خربزه می خواهی ؟! من از او پرسیدم دل خوش سیری چند ؟! » ، البته ما در اینجا به هیچ وجه قصد مقایسه ی رضا زاده و خربزه را نداشتیم، حالا کاری کرده است که سعید علی حسینی به صورت مادام العمر از وزنه برداری محروم شده است که کرده باشد ، به ما چه ، مگر ما پدرمان وزنه بردار بوده است یا مادرمان ، ما حتی خودمان هم وزنه بردار نیستیم ، همین لنگ چلاق گواه طفل معصوم بودن ماست ، البته لنگ همایونی ما تنها کاری که می کند برای آنکه حوصله اش سر نرود ، از محدوده ی داخلی ران غلط می خورد به روی محدوده ی خارجی ران و بالعکس ، یعنی اگر دقیق تر بخواهیم بگوییم می شود جوری که انگار کف پایمان برف پاک کن پیکان است که هی این ور اون ور می شود ، البته کشکک زانو هم مقوله ی بسیار حائز اهمیتی است که به امید خدا اگر روزی خواستیم در مورد علی کفاشیان چیزی بنویسیم به آن هم خواهیم پرداخت !

9 دیدگاه »

  1. mshaghad said,

    دورود
    بسيار لذت برديم و كلي هم از خود خنده دركرديم. اين كه از پلم پولوم به شرفيابي كفاشيان نايل آمديد خود گواه بلاغت و فصاحت شما در سخن وري‌است . كه البته اين سخن ‌وري به حمدلله معياري بهتر از كيلو دارد و آن وجب است!!!

    • بعله خب ، شاعر هم می فرماید ، وجبی نه به کلامم که روان خواهد شد !!!!!
      ما همچنان در خیل ارادتمندان شلنگ تخته می اندازیم خوشحال !

  2. hamed said,

    اگر همینجور بروی جلو مجبوری گذری هم به مهدی تاج بزنی. آن وقت است که از لب تاپ هارد اکسترنالش باقی میماند و از لنگ همایونی قالپاقش!

    • خوشم نمیاد ازش ،
      آدم بخواد واس خودش شر درست کنه هم به یکی گیر می ده که تهش دلش نسوزه !

  3. نگار دوستی said,

    من این حال و روزت رو نمی خوام

    • یکی از وظایفی که خداوند متعال به تو محول کرده اینه که من هر کاری می کنم منو تشویق کنی !!!
      :دی :دی :دی

  4. مــــــــــــــارال said,

    پا میخوای چکار

    .
    .
    .

    اصولآ سرت سلامت

  5. فرهاد ضطا said,

    در مورد «من نه منم» که نظری ندارم امایه سوال:
    سبحان زندگی همیشه اینقد سگیٍه، یافقط مختص بیست و چارسالگیه؟
    «سالشب تولد سگیه سگی»


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: