مارس 13, 2011

در باد می وزی که پریشان ترم کنی . . .

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, ادبیات, شعر tagged در 08:34 توسط سبحان محمدیان

خرامان در دنیای مجازی به سیر و سلوک مشغول بودیم که به ناگاه چشممان به تصویری روح نواز روشن شد ، تصمیم به اشتراک گذاری در دنجنا گرفتیم اما بعدش با خود گفتیم خب سایت یوتیوب که  اندکی بوی آگاهی از آن به مشام می رسیده است و طبیعتاً در ایران ف.ی.ل.ت.ر است، بعد نیم نگاهی به ابزارک مراجعین دنجنا انداختیم و دیدیم خب از سایر نقاط دنیا هم ما مخاطب داریم، آنها که دیگر دولت مردانشان با یوتیوب مشکلی ندارند، بعد ترش تازه دیدیم اصلاً از اساس وردپرس و به تبع آن دنجا خود به خودی چند وقتی است که ف.ی.ل.ت.ر شده اند، در نتیجه با عزمی راسخ و علم به این نکته که «هر آنکس که تا اینجا آمده است ما بقی اش را نیز می رود» این تصاویر چشم نواز را برایتان به اشتراک می گذاریم،

نمی دانم برای شما تداعی کننده ی چه تصاویری است ، اما برای من،  پرده های خانه ی روستایی شمال را بازتصویر می کند ، آنجا که در بعد از ظهری تابستانی، بعد از چرت نیم روزی و پیش از چای عصرانه تازه چشم باز کرده ای،  در حالی که تنها تویی و صدای بازی بچه ها در باغ و بادی که از لا به لای پرده های رنگی عبور می کند و نرم نرمک صورتت را نوازش می کند . . .

.

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: