جون 15, 2011

آرامش

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم ! در 18:58 توسط سبحان محمدیان

آرامــش از آن دست مسائـلی اسـت که خود فی نفسه امکان بروز و ظهور ندارد، بلـکه به واسـطـه ی وقـایع و اتـفاقات دیـگر است کـه ما به آرامش می ر سیم، به عبارت دیگر می توان گفت این آرامش نیست که علت است، رخ دادن و یا وجود پاره ای مسائل دیگر باعث آرامش می شود، آرامش معلول علتی است که گاه ناگهانی اتفاق می افتد و گاه مانند کوه، استوار در طول  زندگی حضور دارد، که حتی اندیشیدن به این کوه نیز موجب آرامش است.

امــروز که در اواسـط نـیـمه ی دوم از دهـه ی سـوم عمرم به گذشته نگاه می کنم، مسیری را می بینم که به واسطه ی دلگرم بودن به کوهی چون پدر، استوار و ثابت قدم آن را طی کرده ام، و هر کجا دنیا برایم کم گذاشت، پدر بیش از آنچه نیاز داشتم در کنارم بود،

این چند سطر را برای مردی نوشتم که مرد واژه ی کمی است در برابر عظمت او . . .

.
روزت مبارک باشه بابا

.

2 دیدگاه »

  1. Hamed said,

    خوب واژه ی کمیست واسه این متن…

  2. β said,

    چح جالب، هذرطِ ابوی حم، مسل من، خوب کح بح چحرط نییگا می کنن، خندشون می گیرح!!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: