سپتامبر 25, 2011

معشوقه به کام است

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, ادبیات, دلخوشی های الکی ! در 09:01 توسط سبحان محمدیان

برای خشاب زبانت جیره ی محدودی از کلام مانده است و می بایست بخوانی، بخوانی و پر کنی خشابت را، به کتاب فروشی می روی، بدون مقدمه به فروشنده می گویی کتابی کم ورق اما پر کلام می خواهم، می گوید با چه مضمونی، می گویی با همان مضمونی که خود شما می پسندید، اختلاف سن دارد، اما به نظر آدم شعورمندی می رسد، کتابی را معرفی می کند و همین که می خواهد در مورد محتوایش توضیح دهد می پرسی، چقدر می شود ؟! و تمام لذت کشف یک کتاب جدید را می گذاری برای خلوتت، و تنها، و حس فتح جزیره ای ناشناخته را از دست نمی دهی در ازای توضیح مختصری پیرامون کتاب.

قلبت هم نیاز دارد از نو پر شود، تمام قلاب های حسی ات را انداخته ای، اما رندانه و زیرکانه از یکان یکانشان گریخته است، و نه تنها گریخته است که هر بار پوتینی، قوطی کنسروی و یا تخته سنگی به قلابت بسته است و نخش را تکان داده است، گاهی اوقات تنها یک عکس می تواند تیربارانت کند، و تنها یک جمله تیر خلاصت را بزند، » جبر » .

و چه جذاب است حس نگاشتن وقتی که سر انگشتانت ذق ذق می کنند برای نوشتن، از خودت، از اطرافت و از هر آنچه که هست و نیست، تو خالق ذهن خویشی، گاهی حتی می شود با شخصیت های موهوم اما خود ساخته زندگی کرد، موهایشان را شانه کرد، برایشان ناز کرد تا دلبری ات را بکنند، سر به سرشان گذاشت، به مرتفع ترین نقاط جهان بردشان و از موهای آشفته در بادشان عکس گرفت، یا در یک غروب معتدل مدیترانه ای در جزیره ای که همه چیزش را خودتان بنا کرده اید عشق بازی کرد، البته حیف است اینگونه آمیختگی احساس، می توان عشق بازی را به وقتی دیگر موکول کرد و از تماشای رنگ باختن دریا به سرخی بی کران خورشید بهره مند شد، که تنها، معشوقه ی خود ساخته ات، همانی است که به کام است…
.

Advertisements

سپتامبر 23, 2011

گذران

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, ادبیات, شعر در 22:56 توسط سبحان محمدیان

سخت است بدانی قدر چیزی را که در کنارت است،
و سخت تر آن که از چیزی یا کسی که داری و قدرش را می دانی بگذری، برای خاطر ِ خود ِ او . . .

سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات
تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی
*ملمعی از سعدی*

.

ارتفاعات هزارجریب – شهریور 1390

سپتامبر 10, 2011

شهر ِ من

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, دلخوشی های الکی ! در 01:54 توسط سبحان محمدیان

و همچنان زمخت پوست ، پا پس نکشیده ایم و تهران را نفس می کشیم  . . .

.

تهران – شهریور 1390

سایه های مهتابی

Posted in ادبیات, شعر در 01:30 توسط سبحان محمدیان

از پنجره ی شهر خم می شوی به زیر نور مهتاب،
و نوازش می کنی سایه های مهتابی را ،
که در امتداد خاکی ِ شهر جریان دارند،
که شب های بارانی را در پشت ابر ها گذرانده اند،
و در مهتاب جاری می شوند بر ذهن ِ پر از سنگلاخ ِ خاطراتت ،
و تو مهتاب را نگاه می داری برای شبانه های پر خاطره ،
و سایه ها را وا می گذاری به حال ِ خودشان،
که به آفتابی رنگ می بازند سایه های مهتابی . . .
* سبحان محمدیان – 19 شهریور 1390 – تهران*

.

تهران - سوهانک - شهریور 1390

سپتامبر 7, 2011

مردا این ور ، زنا اون ور

Posted in لبخند لطفاً !, ایرانیزه شدن !, سیاست به ما چه !! در 01:12 توسط سبحان محمدیان

طرح تفکیک جنسیتی دانشگاهها رسماً در حال پیاده شدنه، فلذا به نظرمان اینگونه خواهد شد که . . .

1 ) پیدا کردن ِ شناخت پیرامون جنس مخالف به طور تمام و کمال به جهان آخرت موکول شده ، آموزش امور مربوطه نیز بر عهده ی حوریان و قلمان ها قرار می گیرد.

2 ) درس تنظیم خانواده از لیست دروس ارائه شده حذف می شود و به جای آن 6 واحد مدیریت جهان قرار داده می شود .

3 ) در خلال دوران دانشجویی به دانشجویان – اعم از دختر و پسر – آموزش داده می شود که با روش خود القایی ، خودشان یک خاکی سر ِ خودشان بگیرند .

4 ) پدر ها موظف به زاییدن ِ پسر و مادر ها نیز ملزم به زاییدن ِ دختر می شوند .

5 ) در کنار هر نیمکت یک عدد ون ِ گشت ارشاد قرار داده می شود تا مبادا دختر و پسری روی یک نیمکت بنشینند و عفت عمومی را جریحه دار کنند .

6 ) باران هم از این پس اگر خواست پشت خانه ی هاجر بیاید حتماً می بایست پشت خانه ی حشمت هم بیاید، وگرنه کاری منافی عفت انجام داده است و نیروهای خودجوش مجاز هستند بزنند خشتکش را بادبادک کنند .

7 ) کلیه ی مگس های سلف سر شماری شده و تعیین جنسیت می شوند و در صورت هر گونه تردد غیر مجاز سریعاً مگس کش نشان می شوند .

8 ) یک موردی که رویمان نمی شود بگوییم ، ولی دقیقاً همانی است که دارید بهش فکر می کنید !

9 ) تولید مثل نیز زین پس به روش گرده افشانی انجام خواهد شد .

10 ) مراسم ازدواج دانشجویی نیز کما فی السابق برگزار خواهد شد، منتهی اگه تهش یه مشت گی و لز موند رو دستتون نگید نگفتی !

11 ) آزموده را آزمودن هیچم خطا نیست، تازه باشه هم زور زیاد و گردن کلفت هم مقوله ایه برا خودش !

12 ) خداوند نیز خودش به داد نسل بعد خواهد رسید، به من و شما هم هیچ ربطی نداره !
.

تفکیک جنسیتی

کارتون از فیروزه مظفری

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: