سپتامبر 14, 2012

مرخصی ساعتی

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, موسیقی, دلخوشی های الکی ! در 19:46 توسط سبحان محمدیان

یه پسرکی بود کنار پارک ملت میومد ساکسیفون می زد | باهاش دوست شده بودم | بعد از ظهرا از رادیو مرخصی ساعتی می گرفتم می رفتم یه کم ساکسیفون گوش می کردم بر می گشتم | یه بار تو برگه ی مرخصی ساعتی، دلیل مرخصی رو نوشتم:

» زلف گره زدن با ساکسیفونیستی در حاشیه ی ولیعصر ! »

.

2 دیدگاه »

  1. فرهاد said,

    داستان مرخصی ساعتی به روایت سبحان که دوست ساکسیفونیست در پارک ملت دارد، یا
    داستان خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: