اکتبر 9, 2012

بسته ی پیشنهادی

Posted in لبخند لطفاً !, دلخوشی های الکی ! در 15:55 توسط سبحان محمدیان

وقتی که مغزت، راحت نمی گذاردت !

.

رویای ِ با یادت

Posted in ادبیات, شعر در 15:32 توسط سبحان محمدیان

امشب خوابي خواهم ديد،

خوابي پر از عطر نفسهايت،

خوابي كه در لحظه لحظه اش بوي تو جاريست،

امشب در رويا تو را در حياط خلوت دل خواهم نگريست،

كه چگونه بر بند دلم رخت علاقه مي آويزي،

امشب بر پشت ِ بام ِ خيال، تو را در برابر چشمان ِ ساكنين ِ هفت آسمان ِ بي ما،عشق خواهم ورزيد،
امشب چونانت دوست خواهم داشت كه مجنون مرا مجنون خطاب كند،

و ليلا از بود ِ تو نابود گردد،

امشب از خواب نخواهم خاست بر،

بي بود ِ تو در بر و ياد تو در سر

.

……………
از » شعر هايي براي روز مبادا » ي خودمان
.

ماه

Posted in ادبیات, شعر tagged , , در 15:23 توسط سبحان محمدیان

بيا با هم بريم امشب،
روي تاريكي ِ پس كوچه هاي شهر،
به جاي ِ جاي پا، جا بوس بندازيم،
اگه حتي هوا مهتابي شد يكهو،
يه كم مهتاب مي گيريم،
يا شايد ماهو دزديديم،
گذاشتيم گوشه ي خونه،
تا عاشق هاي شهر پر پليس ِ ما،
شبا از ترس ِ نور ماه،
نذارن عاشقي هاشونو كم كم واسه ي روز مبادا …

——————-
از » شعرهايي براي روز مبادا » ي خودمان – يكي ديگر از مكتوبات بي ناشر مانده مان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: