اکتبر 9, 2012

رویای ِ با یادت

Posted in ادبیات, شعر در 15:32 توسط سبحان محمدیان

امشب خوابي خواهم ديد،

خوابي پر از عطر نفسهايت،

خوابي كه در لحظه لحظه اش بوي تو جاريست،

امشب در رويا تو را در حياط خلوت دل خواهم نگريست،

كه چگونه بر بند دلم رخت علاقه مي آويزي،

امشب بر پشت ِ بام ِ خيال، تو را در برابر چشمان ِ ساكنين ِ هفت آسمان ِ بي ما،عشق خواهم ورزيد،
امشب چونانت دوست خواهم داشت كه مجنون مرا مجنون خطاب كند،

و ليلا از بود ِ تو نابود گردد،

امشب از خواب نخواهم خاست بر،

بي بود ِ تو در بر و ياد تو در سر

.

……………
از » شعر هايي براي روز مبادا » ي خودمان
.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: