مه 31, 2013

متروی تجریش

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, هنر, ادبیات, دلخوشی های الکی !, عکس tagged , , , , , در 03:31 توسط سبحان محمدیان

به متروي تجريش كه مي رسي بايد با پنج پله برقي از عمق هفتاد متري خودت را به سطح زمين برساني، در همين صعود كه از پس ِ آخرين قطار شب مشغولش هستي، ناگهان چشمت به مردي مي افتد كه در اين كسادي ِ فرهنگ، سرش درون كتاب است، و حتي در اين صعود ِ جانكاه نيز دست از مطالعه بر نمي دارد، دقيق تر كه مي شوي او را به جا مي آوري، اما دلت نمي آيد با سلامي بي جا او را از حريم مطالعه به بيرون پرتاب كني، فقط نگاهش مي كني و حظ ِ خود مي بري،

از همين مجازستان سلام بر شما،

آقاي بهروز افخمي !

behrooz.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: