اوت 30, 2013

بندر بن اسراییل

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, مذهب, رسانه, سیاست به ما چه !! tagged , , , , , , , , , , , , در 03:45 توسط سبحان محمدیان

این برای نخستین باره که در وبلاگم متنی رو بدون کم و کاست مستقیماً کپی می کنم و در اینجا می ذارم، این نوشتار یکی از قوی ترین تحلیل هاییه که تا این لحظه در خصوص مناسبات خاورمیانه خوندم، توصیه می کنم حوصله کنید و تا انتها مطالعه ش کنید، با تقریب خوبی می تونم بگم در انتها از وقتی که براش گذاشتید کاملاً احساس رضایت خواهید کرد، این یادداشت در سایت الاخبار لبنان به قلم شرمینه نارونی نوشته شده و سایت رادیو کوچه اونو ترجمه و منتشر کرده.

………………………..

خشونت‌های سیاسی اخیر در خاورمیانه بی‌ارتباط با هم نیستند.

انفجار خودروهای بمب‌گذاری شده در حومه شیعه‌نشین بیروت، هدف قرار گرفتن دو مسجد اهل سنت در در شهر طرابلس لبنان توسط بمب‌گذاران، متهم شدن ارتش سوریه به ارتکاب حمله شیمیایی به یکی از محلات حومه دمشق، خنثی شدن یک عملیات سری ارتش اسرائیل در مرز لبنان توسط حزب اله، موشک پرانی گروه‌های وابسته به القاعده به اسرائیل، حمله هوایی اسرائیل به یک سازمان فلسطینی طرف‌دار دمشق در لبنان،…

از یک منظر، ریشه مشترک همه این حوادث، بحران سوریه است، مناقشه ای که ظرف ٢٩ ماه گذشته گسل‌های منطقه‌ای را تعمیق کرده و صحنه را برای یک نبرد مرگ و زندگی بین دو بلوک رقیب در خاورمیانه آماده کرده است.

از منظری دیگر، رشته مشترکی که همه این جنایات را به هم وصل می‌کند، یک «عامل» است – عاملی که از انگیزه سیاسی و از ظرفیت‌های مالی محکمی برخوردار است و اضطراری آنی به ارتکاب اقدامات خشونت‌آمیز در جبهه‌های مختلف احساس می‌کند.

به صورت مجرا، هیچ یک از وقایع اخیر به خودی خود نمی‌توانند به «نتیجه»‌ای بیانجامند. اما در ترکیب با هم، این اقدامات می‌تواند موجب رعب مردم و تحریک دولت‌ها به اقدام شود، و در کوتاه مدت، تصوری از تغییر موازنه منطقه‌ای ایجاد کند.

.

syria1

و هیچ طرفی در خاورمیانه بیشتر از عربستان سعودی و اسرائیل بر «اصلاح» عاجل موازنه قدرت در منطقه سرمایه‌گذاری نکرده است. در دو کشور به نحو فزاینده‌ای از انفعال هم‌پیمانان غربی‌شان در مقابل تقویت رقبای منطقه‌ای آن‌ها، یعنی ایران، سوریه، حزب‌اله و اکنون عراق، خشمگین هستند.

علاوه بر این، با تقویت نقش روسیه، چین و دیگر قدرت‌هایی که از رقبای سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها حمایت می‌کنند، هر روز حلقه «چند قطبی شدن جهانی» در حال تنگ‌تر شدن است. سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها به خوبی می‌دانند که هژمونی آمریکا و به تبع آن، موقعیت برتر آن‌ها در منطقه، به سرعت در حال افول است.

دشمنان مشترک، اهداف مشترک

در راس تلاش‌هایی که برای «اصلاح» موازنه قدرت در منظقه در جریان است، شاهزاده «بندر بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود» قرار دارد. با ۲۲ سال سابقه سفارت در واشنگتن و به عنوان مرد مورد وثوق کاخ سفید در ریاض، بندر بن سلطان روابط نزدیکی با ارکان سیاسی و نظامی اسرائیل برقرار کرده است.

همانند اسرائیل، بندر بن سلطان از منادیان دیرین مهار نفوذ ایران و سوریه در منطقه و خلق یک «خاورمیانه جدید» به سبک نومحافظه کاران آمریکایی بوده است و این موضع، در مقاطعی، هزینه‌هایی را هم به او تحمیل کرده است.

وقتی او در سال ۲۰۰۸ از صحنه عمومی تقریبن ناپدید شد، یکی از دلایل عنوان شده برای طرد او از حلقه مقربان دربار آل سعود، «دخالت او در امور سوریه و تلاش برای فتنه آفرینی در طایفه‌های سوریه علیه اسد، بدون اذن پادشاه عربستان» عنوان شده بود.

بندر بن سلطان که در آن زمان رسمن ریاست شورای امنیت ملی عربستان سعودی را بر عهده داشت – به نحو معنا داری در سفر خبر ساز ملک عبداله به سوریه در سال ۲۰۰۹ برای ترمیم مناسبات غایب بود.

با شعله ور شدن بهار عربی از اوایل سال ۲۰۱۱، آن رشته‌ها پنبه شد. به نقل از یک رابطی که در سال ۲۰۱۲ با بسیاری از وزرای عالی رتبه سعودی ملاقات کرده – به ناگاه تغییر رژیم در دمشق برای خانواده آل سعود به یک اولویت ملی تبدیل شد. به گفته این منبع، سعودی‌ها به این باور رسیده بودند که اگر جنگ را در سوریه ببازند، کنترل خود را بر ایالتهای نفت خیز شیعه نشین شرقی خود از دست خواهند داد.

.

bandar-bin-sultan-1

از آن زمان بود که بار دیگر بندر بن سلطان به موقعیت ذی‌نفوذ خود در دربار سعودی بازگشت و به فاصله کمی، به ریاست الاستخبارات العامة – آژانس اطلاعاتی عربستان سعودی منصوب شد، سازمانی که به خاطر پیوندهای گسترده‌اش با جریانات جهادی در سراسر جهان شهرت دارد.

اما این تحولات زمانی رخ داد که به نظر می‌رسید عقب نشینی تدریجی ایالات متحده، حامی نیرومند پادشاهی سعودی، از منطقه آغاز شده است. آمریکایی‌ها که به شدت نسبت به عوارض مداخلات نظامی خود در افغانستان و عراق حساس شده بودند، علاقه‌ای به مداخلات آشکار بیشتر در منطقه نداشتند، مداخلاتی که سعودی‌ها برای احیای «موازنه نیروی» مورد نظر خود، به شدت به آن نیاز داشتند.

در اینجا بود که بندر بن سلطان وارد صحنه می‌شود. این سفیر سابق پادشاهی سعودی روابط عمیقی در واشنگتن دارد و هیچ مقام سعودی بهتر از او نمی‌تواند بازوی آمریکایی‌ها را بپیچاند. اما برای اینکه آمریکا و متحدان غربی‌اش را به سمت مطلوب خود هدایت کنند، سعودی‌ها به یک متحد ذی‌نفوذ و فرصت طلب نیاز داشتند، متحدی که به‌‌ همان شدت آن‌ها نسبت به ایران و سوریه عداوتی عمیق داشته باشد و اسرائیل همه این ویژگی‌ها را داشت.

بر اساس اسناد منتشره توسط سایت ویکی لیکس در سال ۲۰۰۷، سفارت آمریکا در ریاض در ارزیابی خود می‌نویسد:

 «ما همچنین شواهد دست اولی از تنش‌های درون خانوادگی (در درون خانواده سلطنتی سعودی) نسبت به سیاست کشور در قبال اسرائیل به دست آورده‌ایم. بعضی از شاهزادگان، خصوصن بندر بن سلطان بن عبدالعزیز، مشاور امنیت ملی سعودی، ظاهرن برای ارتباط نزدیک‌تر با اسرائیل تلاش می‌کنند. بندر اکنون ایران را خطری بزرگ‌تر از اسرائیل می‌بیند.»

صعود دوباره بندربن سلطان به موقعیت فعلی‌اش نشان می‌دهد که سعودی‌ها، حداقل در حال حاضر، ملاحظاتشان نسبت به معامله با اسرائیل را کنار کشیده‌اند. پیروزی حسن روحانی میانه رو در انتخابات ریاست جمهوری ایران و به تبع آن، احتمال تنش زدایی بین ایران و آمریکا، به انگیزه سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها برای همکاری اضطرار بیشتری بخشید.

چرخ‌ها به حرکت درمی آیند

برای ریاض و تل آویو، سوریه خط مقدمی است که آن‌ها می‌خواهند با عبور از آن، ایرانی‌ها را در منطقه فلج کنند. هیچ ائتلافی به اندازه سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها با چنین عصبیتی در متهم کردن سوریه به استفاده از سلاحهای شیمیایی و «عبور از خط قرمز» در واشنگتن لابی نکرده است – تا جایی که بعضی گزارش‌ها از تلاش دو کشور برای صحنه سازی چنین حملاتی خبر می‌دهند. روزنامه وال استریت ژورنال در اینباره می‌نویسد:

 «سعودی‌ها همچنین تلاشی را آغاز کرده‌اند تا دولتهای غربی را مجاب کنند که آقای اسد از خط قرمزی که آقای اوباما سال گذشته رسم کرده بود، عبور کرده‌اند. به گفته دیپلمات‌های عرب، عوامل سعودی یک تبعه سوریه را به لندن منتقل کردند و در آن‌جا آزمایشات نشان داد که او در معرض گاز سارین قرار گرفته است. دستگاه جاسوسی شاهزاده بندر در ماه فوریه گزارش کرد که آقای اسد از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده است و شواهد خود را در اختیار آمریکا گذاشت. آمریکایی‌ها ۴ ماه بعد به همین جمع بندی رسیدند.»

.

??????????????????????????????????????????????????????????

بهار سال بعد، نوبت اسرائیل بود. در مقاله‌ای تحت عنوان «آیا اسرائیل آمریکا را در سوریه غافلگیر کرد؟» آلون بن دیوید می‌نویسد:

 «با اعلام این‌که بشار اسد رییس جمهوری سوریه از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده است، سرلشگر ایتای برون، دبیر اداره اطلاعات ارتش اسرائیل، موجب نگرانی آمریکایی‌ها شد. واشنگتن نهایتا ً و خیلی با ملاحظه، اذعان کرد که از این سلاح‌ها استفاده شده است. اگر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل می‌خواست آمریکایی را غافلگیر کند، این یک پیروزی فوق العاده برای او محسوب می‌شد. از منظر اسرائیل، این به آن‌ها امکان می‌داد تا» خط قرمز «ادعایی آمریکایی‌ها را به بوته آزمون بگذارند.»

روس‌ها اما همه مسیرهایی که به دخالت مستقیم آمریکا در سوریه منتهی می‌شد را سد کرده‌اند. در عرض سال گذشته، سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها در نوعی دوی امدادی، با توسل به مجیز، تهدید و وعده و وعید تلاش کرده‌اند تا روس‌ها را از موضع محکمشان وادار به عقب نشینی کنند.

همین ماه گذشته، بندربن سلطان مسیر مسکو را بر خود هموار کرد تا اشتهای ولادیمیر پوتین را برای نوعی مصالحه بر سر سوریه بسنجد. روزنامه لبنانی السفیر، یک گزارش خصوصی از سفر این شاهزاده سعودی منتشر کرده که بر اساس آن، بندر برای فشار آوردن به پوتین درباره سوریه و ایران، به سیاست «هویج و چماق» متوسل شده است.

در آنچه که به نظر می‌رسد متوهم‌ترین اظهارنظری باشد که من ظرف سالهای اخیر شنیده‌ام، بندربن سلطان به رئیس جمهور روسیه گفته است: «ارزش‌ها و اهداف مشترک زیادی هستند که ما را به هم می‌رسانند، خصوصن مبارزه علیه تروریسم و افراطی‌گری در سراسر جهان.»

.

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????

بندربن سلطان آنگاه به تهدید متوسل می‌شود:

 «من می‌توانم به شما تضمین بدهم که سال آینده الپیک زمستانی در شهر سوچی در سواحل دریای سیاه با امنیت کامل برگذار شوند. گروه‌های چچنی که امنیت این رقابت‌ها را تهدید می‌کنند، توسط ما کنترل می‌شوند، و آن‌ها بدون اذن ما به سوی سوریه روانه نخواهند شد. ما از این گروه‌ها حراسی نداریم. ما از آن‌ها علیه رژیم سوریه استفاده می‌کنیم و آن‌ها هیچ نقش یا نفوذی در آینده سیاسی سوریه نخواهند داشت.»

بر اساس این گزارش، پوتین این‌گونه به اظهارات بندربن سلطان واکنش نشان می‌دهد: «ما می‌دانیم که شما دهه‌هاست از گروه‌های تروریست چچنی حمایت می‌کنید. و این حمایت که شما هم اکنون صراحتا بدان اشاره کردید، کاملا با هدف مشترک مبارزه با تروریسم جهانی که پیش‌تر از آن سخن گفتید، در تضاد است. ما علاقه‌مندیم که بر بنمای اصول روشن و محکم روابط دوستانه برقرار کنیم.»

بندربن اسرائیل: فرانکشتاین وحشت

البته ظرف دو سال گذشته، جهادی‌های چچن سر از سوریه در آورده‌اند و در کنار هم رزمان (سلفی) خود از ده‌ها کشور دیگر به مبارزه علیه حکومت بشار اسد پیوسته‌اند.

اما نفوذ سعودی‌ها تنها به گروه‌های جهادی خلاصه نمی‌شود. ۱۷ ماه پیش در حمص، ۲۴ گروه شورشی سوری با ارسال ایمیلی به شورای ملی سوریه، نسبت به اقدامات غیر متعارف گردان‌های الفاروق اعتراض کردند. گردان‌های الفاروق از سوی عربستان سعودی حمایت مالی می‌شوند و انتشار تصاویر یکی از فرمانده هان آن‌ها در حین خوردن قلب و ریه یک سرباز سوری جنجال برانگیز شد.

در این نامه، گردان‌های الفاروق به قتل ۵ شورشی و اقدامات خشونت آمیز علیه غیرنظامیان و سایر مبارزان متهم شده است. در بخشی از این پیام آمده است:

«مبنای بحرانی که امروز در شهر (حمص) شاهد آن هستیم، مبالغ کلانی است که مستقیما از منابع سعودی به برخی پرداخت می‌شود و از آن‌ها خواسته می‌شود تا به محلات طرفدار دولت حمله کنند و تنش‌های فرقه‌ای را تشدید کنند و یا علیه نیروهای وفادار به شورای ملی سوریه اقدامات تحریک آمیز انجام دهند. آن‌ها منابع حمایتی ملی و وحدت بخش محسوب نمی‌شوند. بر عکس، فرماندهان مجرب میدانی گزارش می‌دهند که دریافت کمک مالی از عربستان سعودی با شرایطی همراه است که با هدف مطلوب شورا انطباق ندارد.»

در دهه ۶۰ شمسی، بندربن سلطان در تجهیز مجاهدین در مقابل روسیه در افغانستان به سی آی‌ای کمک کرده بود، البته آن گروه از مجاهدین که بعد‌ها به ستون فقرات طالبان و القاعده تبدیل شدند. حالا این شاه‌زاده سعودی با عرضه کمکهای مالی، تسلیحاتی و آموزشی به‌‌ همان پیکارجویان اسلامگرا، در صدد احیای نفش سابق خود است. پیکارجویانی که در مناطق تحت کنترل‌شان در سوریه، قوانین شرعی افراطی را به اجرا گذاشته‌اند.

به گفته یک تحلیلگر در بیروت: «این پیکارجویان که اکثرا به لحاظ ایدئولوژی با القاعده هم سو هستند، امروزه بسیار عمل‌گرا شده‌اند. آن‌ها حاضرند از سعودی‌ها (که قبلا دشمن تلقی می‌شدند) کمکهای مالی، امکاناتی و تجهیزاتی دریافت کنند. در جهان بینی آن‌ها، یک دشمن اصلی وجود ندارد – دشمن می‌تواند آمریکا، روسیه، ایران، سعودی، و یا اخوان المسلمین باشد. تنها اولویت آن‌ها استفاده از بی‌ثباتی اخیر در منطقه برای تشکیل یک پایگاه سرزمینی است. آن‌ها اکنون احساس می‌کنند در سوریه شانس خوبی برای احیای القاعده دارند، شانسی که بعد از شکستشان در عراق، از آن‌ها دریغ شده بود. با ایجاد یک پایگاه مرکزی در سوریه، آن‌ها قادر خواهند بود تا با سایر بازیگران منطقه‌ای وارد تعامل شوند و شاخه‌های خودشان را به لبنان، عراق و سایر کشور‌ها اعزام کنند.»

به گفته این تحلیل‌گر، «برخی از این پیکارجویان سال‌هاست که بندربن سلطان را می‌شناسند. همیشه افسران اطلاعاتی سعودی بر عملیات گروه‌های جهادی در افغانستان، بوسنی، کشمیر و چچن نظارت داشته‌اند.»

.bandar-bin-sultan-3

هرچند سعودی‌ها به واشنگتن می‌گویند که هدفشان بیرون نگه داشتن افراطیون از کسب قدرت در سوریه است، عناصری در دولت آمریکا نسبت به چشم انداز نهایی این مناقشه نگران هستند. در رابطه با خطر رسیدن کمک‌های تسلیحاتی به نیروهای جهادی، روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از یک مقام سابق دولت آمریکا می‌نویسد: «این (عمل) پتانسیل آن‌را دارد که به فرجام بدی بیانجامد.»

استفاده از اهرم لبنان

در حالی که دولت‌های غربی تلاش کرده‌اند تا در جبهه لبنان ثبات را حفظ کنند، سعودی‌ها که بعد از شکست جنبش ۱۴ مارس در انتخابات سال ۲۰۱۱، نفوذشان را تا حد زیادی از دست داده‌اند، تمایلی به حفظ این آرامش ندارند.

یک شرط مهم برای موفقیت نقشه بندربن سلطان در سوریه، قطع حمایت نظامی حزب‌اله از ارتش سوریه است، به‌ویژه در شهرهای کلیدی مرزی که به خطور تدارکاتی شورشیان تبدیل شده‌اند.

برای مجازات حزب‌اله و تضعیف متحدان منطقی آن سازمان، سعودی‌ها متحدین خود در لبنان را فعال کرده‌اند تا با بحران آفرینی روزانه، نقش حزب‌اله در لبنان را تضعیف کنند. یک راه ساده برای تحقق این هدف، تنش آفرینی فرقه‌ای در جامعه چند مذهبی لبنان است، ترفندی که سعودی‌های وهابی در آن ید طولایی دارند. ایجاد منافشه بین اهل سنت و شیعیان با استفاده از خشونت‌های حساب شده، برای سعودی‌ها به راحتی بازی‌های کودکانه است، چنانچه طی سال‌های اخیر در تحریک خشونتهای مرگبار فرقه‌ای در عراق تبحر وافری کسب کرده‌اند.

البته این الزاما بدان معنا نیست که ریاض مستقیمن در طراحی این حملات نفش دارد. «عملیات تنش آفرینی توسط سعودی‌ها اداره می‌شود، اما آن‌ها الزاما مجری آن نیستند. وقتی آن‌ها از اسلامگرایان افراطی در لبنان حمایت می‌کنند، بخوبی با نرم افزار (طرز فکر) آن‌ها آشنا هستند. آن‌ها می‌دانند که این گروه‌ها به شیعیان و سنی‌های میانه رو با آر پی جی و ماشین‌های بمب‌گذاری شده حمله خواهند کرد. آن‌ها با علم به تبعات اقدام خود، از این گروه‌ها حمایت می‌کنند. این گروه‌ها قابل پیش بینی هستند، و سعودی‌ها در بین آن‌ها معتمدینی دارند که تضمین می‌کنند اقدامات آن‌ها با منافع و اهداف عربستان سعودی هم‌خوانی داشته باشد.»

نتیجه: دو بمب گذاری در لبنان – اولی در یک حومه شیعه نشین و دومی در مجاورت مساجد اهل سنت. در جبهه‌ای دیگر، اسرائیل عملیاتی سری ارتش اسرائیل در مرز لبنان توسط حزب‌اله خنثی می‌شود. به فاصله کمی پس از آن، یک گروه وابسته به القاعده به نام گردان‌های عبدالعظیم – که سال گذشته اعلام کرده بود علیه حکومت سوریه وارد نبرد شده است – ۴ موشک به داخل خاک اسرائیل پرتاب می‌کنند. اسرائیل اما به جای حمله به این گروه سلفی، به پایگاه‌های جبهه مردمی برای آزادی فلسطین حمله هوایی می‌کند، گروهی که از مقاومت در سوریه و لبنان حمایت می‌کند.

به نظر می‌رسد اسرائیل هم مانند سعودی‌ها پیامی برای مخابره به لبنان دارد: حزب الله باید از سوریه بیرون بماند وگرنه لبنان هزینه‌اش را پرداخت خواهد کرد.

از لبنان گرفته تا عراق، امروز اوج‌گیری خشونت‌ها در منطقه تا حد زیادی یک پروژه مشترک بندربن سلطان و اسرائیل است. و اوج‌گیری ناگهانی تهدیدات نظامی واشنگتن علیه دولت اسد نیز بی‌شک ناشی از فشار و مشوقهای این ائتلاف سعودی – اسرائیلی است.

در حالی که پوتین پیشنهاد بندر بن سلطان برای خرید ۱۵ میلیارد دلار تسلیحات روسی در مقابل تغییر موضع آن کشور نسبت به سوریه و ایران را نادیده گرفته، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها برای چنین مشوق‌هایی حاضرند هزار پشتک بزنند. وضع اقتصادی واشنگتن هم چندان بهتر نیست و در حالی که یک معامله ۶۵ میلیارد دلاری تسلیحاتی را عربستان سعودی در شرف انجام است، دولت اوباما ممکن است پول نقد را به هر چیز دیگر ترجیح بدهد.

شکی نیست که «بندربن اسرائیل» برای رسیدن به هدف نهایی خود خاورمیانه را به آتش خواهد کشید.

کازینو روسیه

Posted in لبخند لطفاً !, رسانه, سیاست به ما چه !!, عکس tagged , , , , در 02:52 توسط سبحان محمدیان

آیا عاقبت بازی کارت های روسیه چنین خواهد بود ؟!
.

6_n

کار – شناس

Posted in لبخند لطفاً !, مذهب, ایرانیزه شدن ! tagged , , , , در 02:43 توسط سبحان محمدیان

سایت معاونت تهذیب حوزه های علمیه در یادداشتی با اشاره با »باریک تر» و »کوچک تر» بودن زین دوچرخه نسبت به زین اسب گفته: زین دوچرخه آلت تناسلی زنان را تحریک می کند.
اینو که خوندم یهو یاد چند سال پیش افتادم، حجت الاسلام عباسی فر، نماینده ی بندرعباس در مجلس پنجم، دو اظهار نظر جالب داشت، یکی در مورد سوراخ لایه ی ازون و دیگری در خصوص محاسبه ی مهریه ی زنان به نرخ روز، او در مورد لایه ازون گفته بود: » اول دانشمندان یا کسانی که لایه اوزون را خراب کرده‌اند بروند لایه اوزون را تصحیح کنند، ببافند، و برای تحقیق‌های بعدی درستش کنند. این موضوع اصلا ربطی به جمهوری اسلامی و کشورهای در حال توسعه ندارد! » و در خصوص محاسبه ی مهریه ی زنان به نرخ روز نیز افاضات فرموده بودن که «زن استهلاک دارد و چون پس از چند سال مثل روز اول نیست، دلیلی ندارد که مهریه اش به نرخ روزحساب شود!! » یادمه در دوره ی لیسانس یه استاد زبان داشتیم به اسم دکتر اکبریان صادقی – که بعدها کاملاً اتفاقی با پسر ایشون دوست شدم و اشکان الان یکی از دوستامه – دکتر اکبریان یه بار سر کلاس به صحبت های حجت الاسلام عباسی فر اشاره کرد و گفت » ما این دو موردو که می ذاریم کنار هم متوجه می شیم ایشون رسماً یه پا کارشناس سوراخ هستن !»
حالا برادران ما در حوزه ی علمیه هم گویا رهروان راستینی برای مرحوم عباسی فر هستن!

.

1150398_677221235641420_1205118835_n

اوت 8, 2013

17 مرداد

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, رسانه, عکس tagged , , , , در 23:00 توسط سبحان محمدیان

گاهی یک پیامک پرتت می کند به زمانی، جایی، خاطراتی.
پارسال همین موقع ها بود که با جعفر رفتیم تبریز واسه پوشش خبری زلزله ی ورزقان، و مایی که کسی رو نمیشناختیم، یه دوست پیدا کردیم، کسی که حسابی هوامونو داشت، با گوشی موبایلش سه تا هلی کوپتر آفیش کرد و آورد، اونم وقتی که مدیر هلال احمر آذربایجان شرقی هیچ جواب درست و حسابی ای به ما نمی داد، امروز همون مرد، پیامک فرستاد و روز خبرنگار رو تبریک گفت، کلی حالم خوب شد، ممدّ حیاتش گرم.

.

shohoodi

انتخاب

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, هنر, ادبیات tagged , , , , , در 10:04 توسط سبحان محمدیان

انسان بر اساس درک ِ زبانی از محیط پیرامونی خود، می اندیشد، حرف می زند و زندگی می کند، کلمه ی سفید برای همه ی ما سفید نیست، یکی از ما به دیوار خانه اش می گوید سفید، اما وقتی یک برگ کاغذ آ 4 کنار همان دیوار قرار می دهی، با مفهوم جدیدی از سفیدی مواجه می شود، و هنگامی که همان کاغذ را کنار برف های یک روز زمستانی قرار می دهی، باز هم سفیدی بازتعریف می شود، لذا به زعم بسیاری از زبان شناسان، انسان در دنیایی که برساخته ی درک ِ زبانی از محیط پیرامونی اش است، زندگی می کند.
با این نوع نگاه به شکل زندگی، می توان نسبت معکوسی میان میزان دانش و سطح آسایش تعریف کرد، » بیچاره آن کسی که گرفتار عقل شد، خوشبخت آنکه کرّه خر آمد الاغ رفت.»
نمونه ی بسیار کامل نمایش این جهان برساخته ی ذهنی، فیلم » The Matrix » برادران واچوفسکی است که در آن انسان پس از خارج شدن از این جهان، به شناخت، تحلیل و مقابله با آن می پردازد.
گاهی در زندگی پیش می آید که تو می مانی و مقوله ی رعب انگیزی به نام » انتخاب «، که در یک سو درخت معرفت و دانش قرار دارد و در سوی دیگر درخت زندگی و حیات(*)، با آن نگهبان شمشیر به دستش، که ایستاده است تا مبادا حالا که پدر و ماردت از درخت معرفت میوه ای خورده اند، تو بیایی و شیره ی درخت زندگی را بنوشی و آگاهانه جاودانه شوی، و تو حالا باید انتخاب کنی، مانند پزشک فیلم » چشمه » ی دارن آرنوفسکی، که در یک سو عشقت، و نماد زندگی ات دارد می رود، و در سوی دیگر آزمایش ها و دانشت دارد به نتیجه می رسد، که مبادا بروی و حلقه ای که از انگشت خارج کرده ای را دیگر نیابی، و آزمایشهایت بر روی آن میمون آزمایشگاهی نیز شکست بخورد، تو می مانی و » انتخاب «، میان ِ دانش و زندگی.
و ذهنت که تو را در می نوردد . . .

.

22foun.600
.
———
*: کتاب عهد عتیق، باب پیدایش
در قرآن نیز اشاراتی به میوه و درخت ممنوعه شده است، من جمله آیه 35 سوره بقره و 120 سوره طه.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: