اوت 8, 2013

17 مرداد

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, رسانه, عکس tagged , , , , در 23:00 توسط سبحان محمدیان

گاهی یک پیامک پرتت می کند به زمانی، جایی، خاطراتی.
پارسال همین موقع ها بود که با جعفر رفتیم تبریز واسه پوشش خبری زلزله ی ورزقان، و مایی که کسی رو نمیشناختیم، یه دوست پیدا کردیم، کسی که حسابی هوامونو داشت، با گوشی موبایلش سه تا هلی کوپتر آفیش کرد و آورد، اونم وقتی که مدیر هلال احمر آذربایجان شرقی هیچ جواب درست و حسابی ای به ما نمی داد، امروز همون مرد، پیامک فرستاد و روز خبرنگار رو تبریک گفت، کلی حالم خوب شد، ممدّ حیاتش گرم.

.

shohoodi

2 دیدگاه »

  1. فرهاد said,

    سبحان سلام،
    می خواستم یه یاداشت بنویسم که خوب و مناسب این مطلب باشه، ولی بعد از 15 دقیقه چیزی به ذهنم نرسید. الان قطعا» می تونم بگم به جمود فکری رسیدم. خب البته برای اینکه یه جوون تقریبا» باهوش به اینجا برسه خیلی شخصیت ها، ارگان ها و تفکرات همکاری کردن که جا داره اینجا از صمیم قلب از همشون تشکر کنم.

    ستوان سه وظیفه فرهاد کالیو

    • تو فرهاد منی، فرهاد من یعنی
      همیشه باهوش، همیشه باحال و تا مدتی ستوان سه وظیفه !
      ردیف می شه رفیق


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: