اوت 31, 2014

همين امشب

Posted in لبخند لطفاً ! در 02:49 توسط سبحان محمدیان

جهانگردي چقد خوبه،
همين امشب كه تو اينجا،
جهاني تازه مي سازي،
كه با چند قطعه موسيقي،
تمام راه شيري رو،
سفر كرديم و برگشتيم،
هواي خونه هم حتي،
مثه فيلماي مهرجويي،
پر از رنگ و لعاب و،
بوي شام و،
خوب و آرومه،
جهانگردي كنار تو،
يه حس تازه اي داره،
مثه حسي كه يك پروانه،
بعد از پيلگي داره،
چقد خوبه كه اينجايي،
همين حالا كه من پروانه ي اين بودن ِ تازه م.
—-
يكشنبه ٩ شهريور ٩٣

Advertisements

اوت 30, 2014

آروم

Posted in لبخند لطفاً ! در 02:06 توسط سبحان محمدیان

مي فرمايد كه:
آروم آروم آروم انگاري اين دل،
به يه حس تازه كرده دچارم،
ديگه پيداست از اين چشماي رسوا،
كه چه رازي پنهون، تو سينه دارم …
بعد تو هي بپرس چرا هميشه عينك آفتابي مي زني؟!
چه كنم با چشم رسوا من؟!
عزيز من !

IMG_6206.JPG

اوت 2, 2014

پرايوسي

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, ادبیات, دلخوشی های الکی !, شعر tagged در 18:31 توسط سبحان محمدیان

شايد روزي تمام مشغله هاي زندگي ام را رها كردم | و ملزومات يك تحقيق فرا علمي را جفت و جور كردم | و عمرم را وقف اكتشاف مقوله ي پيچيده و عجيب خواب كردم | تا بلكه مردمان بتوانند براي خوابشان يك حريم شخصي داشته باشند | آنچه كه در متون حقوقي غربي به آن پرايوسي مي گويند | اصلا چه معني دارد يكي به واسطه ي اينكه زياد به شما فكر مي كند بتواند وارد خوابتان شود؟! | بعد شما را بقل كند | ببوسد | و قربان صدقه تان برود | چرا او بايد بتواند فرداي بعد از خوابتان را ناخوش كند؟! | در قرن بيست و يك جايي باشد تا اين اندازه بي در و پيكر ؟! | مي گويند در جهنم مارهايي وجود دارد كه مردم از ترسشان به اژدها پناه مي برند | حال شده حكايت ما | روياهايي داريم كه از ترسشان ترجيح مي دهيم شام زياد بخوريم و به كابوس پناه ببريم | حيف كه رژيم غذايي اجازه ي اين كار را نمي دهد …

20140802-183012-66612687.jpg

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: