آوریل 3, 2015

اين تنها يك عكس نيست

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, تکنولوژی, رسانه, سیاست به ما چه !! tagged , , , در 07:32 توسط سبحان محمدیان

مي توان حدس زد به دليل طولاني و فرسايشي شدن مذاكرات، افراد حاضر در اين تصوير ريزه كاري هاي حفظ ظاهر را فراموش كرده اند و زبان بدنشان بدون هيچ گونه آرايشي در اختيار بيننده است.

دست هاي قلاب شده و در هم آميخته ي نمايندگان چين، فرانسه، آلمان، بريتانيا و آمريكا از يك سو و ژست ظفرمند ظريف در ديگر سو خودنمايي مي كند، در اين بين احمقانه ترين مدل ايستادن در قاب، مربوط به معاون سرگئي لاوروف، نماينده ي روسيه است.

نتانياهو، سران سعودي، حسين شريعتمداري، مخالفان دولت هاي ايران و ايالات متحده و تمامي جنگ طلب هاي عالم حق دارند با ديدن اين تصوير خشمگين شوند.

حرفم را باور كنيد، ما اكنون در يكي از صفحات پر رنگ و مهم تاريخ ايستاده ايم، كه نسل هاي بعد در امتحانات تاريخشان هر سال به سؤالي درباره ي اين روزها پاسخ خواهند داد.

  

Advertisements

سپتامبر 9, 2014

بودن يا بودن|آنجا يا آنجا؟

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, هنر, ادبیات, رسانه, شعر, عکس در 03:32 توسط سبحان محمدیان

و گاهي تو مي ماني و دو راهي يك انتخاب | البته راههاي ديگري هم هست | كه مثلا بروي هنرمندي كني و عشق بورزي به خيل عشاق و جهان نيز به هيچ كجايت نباشد | كه هست | و خودشان را مي زنند به احوال جهان به هيچ كجايم نيست پندارانه | نخ هاي بهمن گراس اندود و چهار ليتري هاي عرق سگي | و چس فيگورهاي روشن فكر مآبانه | كه ما از اين دست نيستيم | و يا بروي و بادي ات را بيلدينگ كني و سكس بورزي به خيل مشتاقان | گراست بشود ماريجوانا و عرق سگي ات جاني واكر | و در تمامي حفره هاي متعدد اقتصادي مملكتت فرو كني و روز به روز فربه تر شوي | و خيل مشتاقانت را مشتاق تر كني | و بمالي در خلق الله | باي نحون | و ما از اين دست هم نيستيم | پس بر مي گردي سر همان دو راهي خودت | كه دل در گرو عشق اولت بنهي و ايميل و مرسولات پستي شان را پاسخ دهي و در فرنگ مهندسي مكانيكت را بكني | يا جان بدهي براي عشق دومت و در جنون روزنامه نگاري دكترا بگيري و فردا روزي چهار نفر كله خر تر از خودت تحويل دنيا بدهي | تا رسالت روزنامه نگاري را زنده نگه داري و به اصلاح امور و تثبيت ارزش هاي انساني بپردازي | بودن يا بودن | آنجا يا آنجا | مسأله اين است.

IMG_6328-3.JPG

نوامبر 23, 2013

لحظه ی حقیقت

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, هنر, رسانه tagged , , , , , , در 07:38 توسط سبحان محمدیان

« ولکن يُوخَذُ مِن هذا ضِغثٌ و من هذا ضغث فَيُمزجان …»

 مردم قسمتي از حق و قسمتي از باطل را گرفته و در هم مي آميزند و از اين راه ، باطل را به خورد مردم مي دهند.

 -خطبه ی 50 نهج البلاغه

شاید در نگاه اول به این کلام امیر المومنین، این طور به نظر برسد که نوشتار بنده نیز همراستا با نوشتار اکثر دوستان در تقبیح برنامه ی لحظه ی حقیقت خواهد بود، اما اینجانب از کلام امیر المومنین برای بیان آنچه که انسان ها به شکل روزمره در زندگی خود انجام می دهند وام گرفتم، و قصد ارجاع آن به برنامه ی لحظه ی حقیقت را ندارم.

در بخشی از رمان » بادبادک باز » نوشته ی خالد حسینی می خوانیم :

«تف به ريش هر چي عنتر حق به جانب است. غير از تسبيح انداختن و از بر كردن كتابي كه اصلا زبان آن حاليشان نيست هنر ديگري ندارند. هر چي ملا يادت داده را ول كن. فقط يك گناه وجود دارد والسلام و آن هم دزدي است. هر گناه ديگري هم نوعي دزدي است مي فهمي چه مي گويم؟ اگر مردي را بكشي يك زندگي را مي دزدي. حق زنش را از داشتن شوهر و حق فرزندش را از داشتن پدر مي دزدي. وقتي دروغ بگويي حق كسي ار از دانستن حقيقت دزديده‌اي. وقتي تقلب مي‌كني حق رعايت انصاف را مي دزدي. هيچ كاري پست‌تر از دزدي نيست امير. اگر كسي چيزي را كه مال خودش نيست بردارد، خواه جان يك آدم باشد خواه يك تكه نان تف به رويش.»

می گویند هر انساني اگر بتواند كتاب شخصي‌اش را بنويسد بي شك كتابي بي نظير خواهد بود و به نظر مي رسد بادبادك باز كتاب شخصي خالد حسيني است،  كتاب شخصي كتابي است كه در آن نويسنده بدون ترس از قضاوتها روح خود را عريان مي‌كند و در معرض ديد تماشاگر مي‌گذارد. بنده در اینجا از همین مفهوم کتاب شخصی استفاده می کنم و ارجاعاتم را به برنامه ی لحظه ی حقیقت سوق می دهم، بدون تردید تصمیم گیری میان صداقت و کذب یکی از دغدغه های همیشگی بشر بوده است، بر خلاف برخی از هنجارهای زندگی بشر، صداقت و راستگویی یکی از محاسن مطلق زندگی بشر است، دو سال پیش زمانی که فیلم جدایی نادر از سیمین جشنواره ها را یکی پس از دیگری فتح می کرد و جوایز را درو می کرد، بسیاری از منتقدان غربی دلیل عمده ی موفقیت این فیلم را متن بسیار قوی آن می دانستند، و عمده دلیل قوت متن نیز، به وجود آوردن حس تعلیق نابی بود که بین انتخاب حقیقت و دروغ وجود دارد، بدون تردید همه ی ما در زندگی روزمره ی خود مدام در معرض این تصمیم قرار می گیریم، که راست بگوییم یا نه؟ اگر راست بگوییم چه عواقبی متوجه حالمان خواهد شد و اگر دروغ بگوییم از چه منافعی بهره مند خواهیم گشت؟  یکی از دغدغه های شخصی اینجانب همواره این بوده است که » مگر می شود آدم همواره راست بگوید؟ » بارها شنیده ایم کسی که می گوید من هرگز دروغ نمی گویم در همان لحظه دارد بزرگترین دروغ زندگی اش را می گوید، اما آیا واقعاً می توان صادق بود؟

در مسائل مربوط به روانشناسی، دروغ گفتن بخشی از مکانیزم دفاعی بدن به شمار می رود، هر جا که انسان احساس خطر کند، بی اختیار مکانیزم دفاعی بدن برای دفع خطر احتمالی دست به کار می شود، و این همان چیزی است که به آن برهان دفع خطر محتمل می گویند، که بیان می کند، دفع خطر احتمالی عقلاً واجب است، آنچه که ما در برنامه ی لحظه ی حقیقت شاهد آن هستیم، تغییر زمین بازی برای عقل و منطق است، بدین معنا که عقل و خرد شرکت کننده به جای تصمیم گیری میان راست و دروغ، شروع به تصمیم گیری برای انتخاب منافع می کند، که اگر راست بگوید منافع مالی چشمگیری در انتظارش است و اگر دروغ بگوید می تواند از عواقب ناشی از صداقتش فرار کند، هر چند ساختار برنامه به گونه ای است که شرکت کننده اگر برای جلوگیری از فروپاشی مناسبات اجتماعی اش، دروغ بگوید و قید جایزه ی وسوسه برانگیز برنامه را بزند، باز هم نتایج تفاوت چندانی برایش نمی کند، چرا که مخاطبین برنامه عملاً به پاسخ صحیح پی خواهند برد.

.

krissy_D2Y4571.preview

با توجه به چند قسمتی که از این برنامه دیدم در یک جمله می توانم بگویم : عاشق این برنامه شدم !

انتخاب شخصیت های پیرامونی، اجرای خیره کننده ی مجری، انتخاب و چیدمان سوال ها، تصویر برداری پر دوربین و تدوین چشم نواز تماماً لحظاتی را خلق کرده است، که مخاطب، بدون اغراق، تمام مدت زمان برنامه را بی پلک به تماشای آن بنشیند، یک ترکیب هوشمندانه از هنر و تکنیک و علم.

لحظه ی حقیقت، کتاب شخصی ِ زندگی تک تک شرکت کنندگان آن است، و الحق که لحظه ی نابی است، لحظه ای که هم می تواند ویرانگر اعتماد عمومی و اجتماع باشد، و نیز در سوی دیگر می تواند در نقش یک مصلح اجتماعی ظاهر گردد، و مایی که به صداقت مؤمنیم، آنرا اصلح می دانیم در اصلاح جامعه، باشد که رستگار شوند.

——

پ. ن : این نوشتار یکی از پروژه های کلاس اخلاق و قوانین خبر است که به فرموده ی دکتر حسینی مرقوم نمودیم.

اوت 30, 2013

بندر بن اسراییل

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, مذهب, رسانه, سیاست به ما چه !! tagged , , , , , , , , , , , , در 03:45 توسط سبحان محمدیان

این برای نخستین باره که در وبلاگم متنی رو بدون کم و کاست مستقیماً کپی می کنم و در اینجا می ذارم، این نوشتار یکی از قوی ترین تحلیل هاییه که تا این لحظه در خصوص مناسبات خاورمیانه خوندم، توصیه می کنم حوصله کنید و تا انتها مطالعه ش کنید، با تقریب خوبی می تونم بگم در انتها از وقتی که براش گذاشتید کاملاً احساس رضایت خواهید کرد، این یادداشت در سایت الاخبار لبنان به قلم شرمینه نارونی نوشته شده و سایت رادیو کوچه اونو ترجمه و منتشر کرده.

………………………..

خشونت‌های سیاسی اخیر در خاورمیانه بی‌ارتباط با هم نیستند.

انفجار خودروهای بمب‌گذاری شده در حومه شیعه‌نشین بیروت، هدف قرار گرفتن دو مسجد اهل سنت در در شهر طرابلس لبنان توسط بمب‌گذاران، متهم شدن ارتش سوریه به ارتکاب حمله شیمیایی به یکی از محلات حومه دمشق، خنثی شدن یک عملیات سری ارتش اسرائیل در مرز لبنان توسط حزب اله، موشک پرانی گروه‌های وابسته به القاعده به اسرائیل، حمله هوایی اسرائیل به یک سازمان فلسطینی طرف‌دار دمشق در لبنان،…

از یک منظر، ریشه مشترک همه این حوادث، بحران سوریه است، مناقشه ای که ظرف ٢٩ ماه گذشته گسل‌های منطقه‌ای را تعمیق کرده و صحنه را برای یک نبرد مرگ و زندگی بین دو بلوک رقیب در خاورمیانه آماده کرده است.

از منظری دیگر، رشته مشترکی که همه این جنایات را به هم وصل می‌کند، یک «عامل» است – عاملی که از انگیزه سیاسی و از ظرفیت‌های مالی محکمی برخوردار است و اضطراری آنی به ارتکاب اقدامات خشونت‌آمیز در جبهه‌های مختلف احساس می‌کند.

به صورت مجرا، هیچ یک از وقایع اخیر به خودی خود نمی‌توانند به «نتیجه»‌ای بیانجامند. اما در ترکیب با هم، این اقدامات می‌تواند موجب رعب مردم و تحریک دولت‌ها به اقدام شود، و در کوتاه مدت، تصوری از تغییر موازنه منطقه‌ای ایجاد کند.

.

syria1

و هیچ طرفی در خاورمیانه بیشتر از عربستان سعودی و اسرائیل بر «اصلاح» عاجل موازنه قدرت در منطقه سرمایه‌گذاری نکرده است. در دو کشور به نحو فزاینده‌ای از انفعال هم‌پیمانان غربی‌شان در مقابل تقویت رقبای منطقه‌ای آن‌ها، یعنی ایران، سوریه، حزب‌اله و اکنون عراق، خشمگین هستند.

علاوه بر این، با تقویت نقش روسیه، چین و دیگر قدرت‌هایی که از رقبای سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها حمایت می‌کنند، هر روز حلقه «چند قطبی شدن جهانی» در حال تنگ‌تر شدن است. سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها به خوبی می‌دانند که هژمونی آمریکا و به تبع آن، موقعیت برتر آن‌ها در منطقه، به سرعت در حال افول است.

دشمنان مشترک، اهداف مشترک

در راس تلاش‌هایی که برای «اصلاح» موازنه قدرت در منظقه در جریان است، شاهزاده «بندر بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود» قرار دارد. با ۲۲ سال سابقه سفارت در واشنگتن و به عنوان مرد مورد وثوق کاخ سفید در ریاض، بندر بن سلطان روابط نزدیکی با ارکان سیاسی و نظامی اسرائیل برقرار کرده است.

همانند اسرائیل، بندر بن سلطان از منادیان دیرین مهار نفوذ ایران و سوریه در منطقه و خلق یک «خاورمیانه جدید» به سبک نومحافظه کاران آمریکایی بوده است و این موضع، در مقاطعی، هزینه‌هایی را هم به او تحمیل کرده است.

وقتی او در سال ۲۰۰۸ از صحنه عمومی تقریبن ناپدید شد، یکی از دلایل عنوان شده برای طرد او از حلقه مقربان دربار آل سعود، «دخالت او در امور سوریه و تلاش برای فتنه آفرینی در طایفه‌های سوریه علیه اسد، بدون اذن پادشاه عربستان» عنوان شده بود.

بندر بن سلطان که در آن زمان رسمن ریاست شورای امنیت ملی عربستان سعودی را بر عهده داشت – به نحو معنا داری در سفر خبر ساز ملک عبداله به سوریه در سال ۲۰۰۹ برای ترمیم مناسبات غایب بود.

با شعله ور شدن بهار عربی از اوایل سال ۲۰۱۱، آن رشته‌ها پنبه شد. به نقل از یک رابطی که در سال ۲۰۱۲ با بسیاری از وزرای عالی رتبه سعودی ملاقات کرده – به ناگاه تغییر رژیم در دمشق برای خانواده آل سعود به یک اولویت ملی تبدیل شد. به گفته این منبع، سعودی‌ها به این باور رسیده بودند که اگر جنگ را در سوریه ببازند، کنترل خود را بر ایالتهای نفت خیز شیعه نشین شرقی خود از دست خواهند داد.

.

bandar-bin-sultan-1

از آن زمان بود که بار دیگر بندر بن سلطان به موقعیت ذی‌نفوذ خود در دربار سعودی بازگشت و به فاصله کمی، به ریاست الاستخبارات العامة – آژانس اطلاعاتی عربستان سعودی منصوب شد، سازمانی که به خاطر پیوندهای گسترده‌اش با جریانات جهادی در سراسر جهان شهرت دارد.

اما این تحولات زمانی رخ داد که به نظر می‌رسید عقب نشینی تدریجی ایالات متحده، حامی نیرومند پادشاهی سعودی، از منطقه آغاز شده است. آمریکایی‌ها که به شدت نسبت به عوارض مداخلات نظامی خود در افغانستان و عراق حساس شده بودند، علاقه‌ای به مداخلات آشکار بیشتر در منطقه نداشتند، مداخلاتی که سعودی‌ها برای احیای «موازنه نیروی» مورد نظر خود، به شدت به آن نیاز داشتند.

در اینجا بود که بندر بن سلطان وارد صحنه می‌شود. این سفیر سابق پادشاهی سعودی روابط عمیقی در واشنگتن دارد و هیچ مقام سعودی بهتر از او نمی‌تواند بازوی آمریکایی‌ها را بپیچاند. اما برای اینکه آمریکا و متحدان غربی‌اش را به سمت مطلوب خود هدایت کنند، سعودی‌ها به یک متحد ذی‌نفوذ و فرصت طلب نیاز داشتند، متحدی که به‌‌ همان شدت آن‌ها نسبت به ایران و سوریه عداوتی عمیق داشته باشد و اسرائیل همه این ویژگی‌ها را داشت.

بر اساس اسناد منتشره توسط سایت ویکی لیکس در سال ۲۰۰۷، سفارت آمریکا در ریاض در ارزیابی خود می‌نویسد:

 «ما همچنین شواهد دست اولی از تنش‌های درون خانوادگی (در درون خانواده سلطنتی سعودی) نسبت به سیاست کشور در قبال اسرائیل به دست آورده‌ایم. بعضی از شاهزادگان، خصوصن بندر بن سلطان بن عبدالعزیز، مشاور امنیت ملی سعودی، ظاهرن برای ارتباط نزدیک‌تر با اسرائیل تلاش می‌کنند. بندر اکنون ایران را خطری بزرگ‌تر از اسرائیل می‌بیند.»

صعود دوباره بندربن سلطان به موقعیت فعلی‌اش نشان می‌دهد که سعودی‌ها، حداقل در حال حاضر، ملاحظاتشان نسبت به معامله با اسرائیل را کنار کشیده‌اند. پیروزی حسن روحانی میانه رو در انتخابات ریاست جمهوری ایران و به تبع آن، احتمال تنش زدایی بین ایران و آمریکا، به انگیزه سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها برای همکاری اضطرار بیشتری بخشید.

چرخ‌ها به حرکت درمی آیند

برای ریاض و تل آویو، سوریه خط مقدمی است که آن‌ها می‌خواهند با عبور از آن، ایرانی‌ها را در منطقه فلج کنند. هیچ ائتلافی به اندازه سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها با چنین عصبیتی در متهم کردن سوریه به استفاده از سلاحهای شیمیایی و «عبور از خط قرمز» در واشنگتن لابی نکرده است – تا جایی که بعضی گزارش‌ها از تلاش دو کشور برای صحنه سازی چنین حملاتی خبر می‌دهند. روزنامه وال استریت ژورنال در اینباره می‌نویسد:

 «سعودی‌ها همچنین تلاشی را آغاز کرده‌اند تا دولتهای غربی را مجاب کنند که آقای اسد از خط قرمزی که آقای اوباما سال گذشته رسم کرده بود، عبور کرده‌اند. به گفته دیپلمات‌های عرب، عوامل سعودی یک تبعه سوریه را به لندن منتقل کردند و در آن‌جا آزمایشات نشان داد که او در معرض گاز سارین قرار گرفته است. دستگاه جاسوسی شاهزاده بندر در ماه فوریه گزارش کرد که آقای اسد از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده است و شواهد خود را در اختیار آمریکا گذاشت. آمریکایی‌ها ۴ ماه بعد به همین جمع بندی رسیدند.»

.

??????????????????????????????????????????????????????????

بهار سال بعد، نوبت اسرائیل بود. در مقاله‌ای تحت عنوان «آیا اسرائیل آمریکا را در سوریه غافلگیر کرد؟» آلون بن دیوید می‌نویسد:

 «با اعلام این‌که بشار اسد رییس جمهوری سوریه از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده است، سرلشگر ایتای برون، دبیر اداره اطلاعات ارتش اسرائیل، موجب نگرانی آمریکایی‌ها شد. واشنگتن نهایتا ً و خیلی با ملاحظه، اذعان کرد که از این سلاح‌ها استفاده شده است. اگر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل می‌خواست آمریکایی را غافلگیر کند، این یک پیروزی فوق العاده برای او محسوب می‌شد. از منظر اسرائیل، این به آن‌ها امکان می‌داد تا» خط قرمز «ادعایی آمریکایی‌ها را به بوته آزمون بگذارند.»

روس‌ها اما همه مسیرهایی که به دخالت مستقیم آمریکا در سوریه منتهی می‌شد را سد کرده‌اند. در عرض سال گذشته، سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها در نوعی دوی امدادی، با توسل به مجیز، تهدید و وعده و وعید تلاش کرده‌اند تا روس‌ها را از موضع محکمشان وادار به عقب نشینی کنند.

همین ماه گذشته، بندربن سلطان مسیر مسکو را بر خود هموار کرد تا اشتهای ولادیمیر پوتین را برای نوعی مصالحه بر سر سوریه بسنجد. روزنامه لبنانی السفیر، یک گزارش خصوصی از سفر این شاهزاده سعودی منتشر کرده که بر اساس آن، بندر برای فشار آوردن به پوتین درباره سوریه و ایران، به سیاست «هویج و چماق» متوسل شده است.

در آنچه که به نظر می‌رسد متوهم‌ترین اظهارنظری باشد که من ظرف سالهای اخیر شنیده‌ام، بندربن سلطان به رئیس جمهور روسیه گفته است: «ارزش‌ها و اهداف مشترک زیادی هستند که ما را به هم می‌رسانند، خصوصن مبارزه علیه تروریسم و افراطی‌گری در سراسر جهان.»

.

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????

بندربن سلطان آنگاه به تهدید متوسل می‌شود:

 «من می‌توانم به شما تضمین بدهم که سال آینده الپیک زمستانی در شهر سوچی در سواحل دریای سیاه با امنیت کامل برگذار شوند. گروه‌های چچنی که امنیت این رقابت‌ها را تهدید می‌کنند، توسط ما کنترل می‌شوند، و آن‌ها بدون اذن ما به سوی سوریه روانه نخواهند شد. ما از این گروه‌ها حراسی نداریم. ما از آن‌ها علیه رژیم سوریه استفاده می‌کنیم و آن‌ها هیچ نقش یا نفوذی در آینده سیاسی سوریه نخواهند داشت.»

بر اساس این گزارش، پوتین این‌گونه به اظهارات بندربن سلطان واکنش نشان می‌دهد: «ما می‌دانیم که شما دهه‌هاست از گروه‌های تروریست چچنی حمایت می‌کنید. و این حمایت که شما هم اکنون صراحتا بدان اشاره کردید، کاملا با هدف مشترک مبارزه با تروریسم جهانی که پیش‌تر از آن سخن گفتید، در تضاد است. ما علاقه‌مندیم که بر بنمای اصول روشن و محکم روابط دوستانه برقرار کنیم.»

بندربن اسرائیل: فرانکشتاین وحشت

البته ظرف دو سال گذشته، جهادی‌های چچن سر از سوریه در آورده‌اند و در کنار هم رزمان (سلفی) خود از ده‌ها کشور دیگر به مبارزه علیه حکومت بشار اسد پیوسته‌اند.

اما نفوذ سعودی‌ها تنها به گروه‌های جهادی خلاصه نمی‌شود. ۱۷ ماه پیش در حمص، ۲۴ گروه شورشی سوری با ارسال ایمیلی به شورای ملی سوریه، نسبت به اقدامات غیر متعارف گردان‌های الفاروق اعتراض کردند. گردان‌های الفاروق از سوی عربستان سعودی حمایت مالی می‌شوند و انتشار تصاویر یکی از فرمانده هان آن‌ها در حین خوردن قلب و ریه یک سرباز سوری جنجال برانگیز شد.

در این نامه، گردان‌های الفاروق به قتل ۵ شورشی و اقدامات خشونت آمیز علیه غیرنظامیان و سایر مبارزان متهم شده است. در بخشی از این پیام آمده است:

«مبنای بحرانی که امروز در شهر (حمص) شاهد آن هستیم، مبالغ کلانی است که مستقیما از منابع سعودی به برخی پرداخت می‌شود و از آن‌ها خواسته می‌شود تا به محلات طرفدار دولت حمله کنند و تنش‌های فرقه‌ای را تشدید کنند و یا علیه نیروهای وفادار به شورای ملی سوریه اقدامات تحریک آمیز انجام دهند. آن‌ها منابع حمایتی ملی و وحدت بخش محسوب نمی‌شوند. بر عکس، فرماندهان مجرب میدانی گزارش می‌دهند که دریافت کمک مالی از عربستان سعودی با شرایطی همراه است که با هدف مطلوب شورا انطباق ندارد.»

در دهه ۶۰ شمسی، بندربن سلطان در تجهیز مجاهدین در مقابل روسیه در افغانستان به سی آی‌ای کمک کرده بود، البته آن گروه از مجاهدین که بعد‌ها به ستون فقرات طالبان و القاعده تبدیل شدند. حالا این شاه‌زاده سعودی با عرضه کمکهای مالی، تسلیحاتی و آموزشی به‌‌ همان پیکارجویان اسلامگرا، در صدد احیای نفش سابق خود است. پیکارجویانی که در مناطق تحت کنترل‌شان در سوریه، قوانین شرعی افراطی را به اجرا گذاشته‌اند.

به گفته یک تحلیلگر در بیروت: «این پیکارجویان که اکثرا به لحاظ ایدئولوژی با القاعده هم سو هستند، امروزه بسیار عمل‌گرا شده‌اند. آن‌ها حاضرند از سعودی‌ها (که قبلا دشمن تلقی می‌شدند) کمکهای مالی، امکاناتی و تجهیزاتی دریافت کنند. در جهان بینی آن‌ها، یک دشمن اصلی وجود ندارد – دشمن می‌تواند آمریکا، روسیه، ایران، سعودی، و یا اخوان المسلمین باشد. تنها اولویت آن‌ها استفاده از بی‌ثباتی اخیر در منطقه برای تشکیل یک پایگاه سرزمینی است. آن‌ها اکنون احساس می‌کنند در سوریه شانس خوبی برای احیای القاعده دارند، شانسی که بعد از شکستشان در عراق، از آن‌ها دریغ شده بود. با ایجاد یک پایگاه مرکزی در سوریه، آن‌ها قادر خواهند بود تا با سایر بازیگران منطقه‌ای وارد تعامل شوند و شاخه‌های خودشان را به لبنان، عراق و سایر کشور‌ها اعزام کنند.»

به گفته این تحلیل‌گر، «برخی از این پیکارجویان سال‌هاست که بندربن سلطان را می‌شناسند. همیشه افسران اطلاعاتی سعودی بر عملیات گروه‌های جهادی در افغانستان، بوسنی، کشمیر و چچن نظارت داشته‌اند.»

.bandar-bin-sultan-3

هرچند سعودی‌ها به واشنگتن می‌گویند که هدفشان بیرون نگه داشتن افراطیون از کسب قدرت در سوریه است، عناصری در دولت آمریکا نسبت به چشم انداز نهایی این مناقشه نگران هستند. در رابطه با خطر رسیدن کمک‌های تسلیحاتی به نیروهای جهادی، روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از یک مقام سابق دولت آمریکا می‌نویسد: «این (عمل) پتانسیل آن‌را دارد که به فرجام بدی بیانجامد.»

استفاده از اهرم لبنان

در حالی که دولت‌های غربی تلاش کرده‌اند تا در جبهه لبنان ثبات را حفظ کنند، سعودی‌ها که بعد از شکست جنبش ۱۴ مارس در انتخابات سال ۲۰۱۱، نفوذشان را تا حد زیادی از دست داده‌اند، تمایلی به حفظ این آرامش ندارند.

یک شرط مهم برای موفقیت نقشه بندربن سلطان در سوریه، قطع حمایت نظامی حزب‌اله از ارتش سوریه است، به‌ویژه در شهرهای کلیدی مرزی که به خطور تدارکاتی شورشیان تبدیل شده‌اند.

برای مجازات حزب‌اله و تضعیف متحدان منطقی آن سازمان، سعودی‌ها متحدین خود در لبنان را فعال کرده‌اند تا با بحران آفرینی روزانه، نقش حزب‌اله در لبنان را تضعیف کنند. یک راه ساده برای تحقق این هدف، تنش آفرینی فرقه‌ای در جامعه چند مذهبی لبنان است، ترفندی که سعودی‌های وهابی در آن ید طولایی دارند. ایجاد منافشه بین اهل سنت و شیعیان با استفاده از خشونت‌های حساب شده، برای سعودی‌ها به راحتی بازی‌های کودکانه است، چنانچه طی سال‌های اخیر در تحریک خشونتهای مرگبار فرقه‌ای در عراق تبحر وافری کسب کرده‌اند.

البته این الزاما بدان معنا نیست که ریاض مستقیمن در طراحی این حملات نفش دارد. «عملیات تنش آفرینی توسط سعودی‌ها اداره می‌شود، اما آن‌ها الزاما مجری آن نیستند. وقتی آن‌ها از اسلامگرایان افراطی در لبنان حمایت می‌کنند، بخوبی با نرم افزار (طرز فکر) آن‌ها آشنا هستند. آن‌ها می‌دانند که این گروه‌ها به شیعیان و سنی‌های میانه رو با آر پی جی و ماشین‌های بمب‌گذاری شده حمله خواهند کرد. آن‌ها با علم به تبعات اقدام خود، از این گروه‌ها حمایت می‌کنند. این گروه‌ها قابل پیش بینی هستند، و سعودی‌ها در بین آن‌ها معتمدینی دارند که تضمین می‌کنند اقدامات آن‌ها با منافع و اهداف عربستان سعودی هم‌خوانی داشته باشد.»

نتیجه: دو بمب گذاری در لبنان – اولی در یک حومه شیعه نشین و دومی در مجاورت مساجد اهل سنت. در جبهه‌ای دیگر، اسرائیل عملیاتی سری ارتش اسرائیل در مرز لبنان توسط حزب‌اله خنثی می‌شود. به فاصله کمی پس از آن، یک گروه وابسته به القاعده به نام گردان‌های عبدالعظیم – که سال گذشته اعلام کرده بود علیه حکومت سوریه وارد نبرد شده است – ۴ موشک به داخل خاک اسرائیل پرتاب می‌کنند. اسرائیل اما به جای حمله به این گروه سلفی، به پایگاه‌های جبهه مردمی برای آزادی فلسطین حمله هوایی می‌کند، گروهی که از مقاومت در سوریه و لبنان حمایت می‌کند.

به نظر می‌رسد اسرائیل هم مانند سعودی‌ها پیامی برای مخابره به لبنان دارد: حزب الله باید از سوریه بیرون بماند وگرنه لبنان هزینه‌اش را پرداخت خواهد کرد.

از لبنان گرفته تا عراق، امروز اوج‌گیری خشونت‌ها در منطقه تا حد زیادی یک پروژه مشترک بندربن سلطان و اسرائیل است. و اوج‌گیری ناگهانی تهدیدات نظامی واشنگتن علیه دولت اسد نیز بی‌شک ناشی از فشار و مشوقهای این ائتلاف سعودی – اسرائیلی است.

در حالی که پوتین پیشنهاد بندر بن سلطان برای خرید ۱۵ میلیارد دلار تسلیحات روسی در مقابل تغییر موضع آن کشور نسبت به سوریه و ایران را نادیده گرفته، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها برای چنین مشوق‌هایی حاضرند هزار پشتک بزنند. وضع اقتصادی واشنگتن هم چندان بهتر نیست و در حالی که یک معامله ۶۵ میلیارد دلاری تسلیحاتی را عربستان سعودی در شرف انجام است، دولت اوباما ممکن است پول نقد را به هر چیز دیگر ترجیح بدهد.

شکی نیست که «بندربن اسرائیل» برای رسیدن به هدف نهایی خود خاورمیانه را به آتش خواهد کشید.

کازینو روسیه

Posted in لبخند لطفاً !, رسانه, سیاست به ما چه !!, عکس tagged , , , , در 02:52 توسط سبحان محمدیان

آیا عاقبت بازی کارت های روسیه چنین خواهد بود ؟!
.

6_n

اوت 8, 2013

17 مرداد

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, رسانه, عکس tagged , , , , در 23:00 توسط سبحان محمدیان

گاهی یک پیامک پرتت می کند به زمانی، جایی، خاطراتی.
پارسال همین موقع ها بود که با جعفر رفتیم تبریز واسه پوشش خبری زلزله ی ورزقان، و مایی که کسی رو نمیشناختیم، یه دوست پیدا کردیم، کسی که حسابی هوامونو داشت، با گوشی موبایلش سه تا هلی کوپتر آفیش کرد و آورد، اونم وقتی که مدیر هلال احمر آذربایجان شرقی هیچ جواب درست و حسابی ای به ما نمی داد، امروز همون مرد، پیامک فرستاد و روز خبرنگار رو تبریک گفت، کلی حالم خوب شد، ممدّ حیاتش گرم.

.

shohoodi

ژوئیه 4, 2013

بی تفاوتی

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, دلخوشی های الکی !, رسانه, سیاست به ما چه !! tagged , , , , , در 16:35 توسط سبحان محمدیان

ارتباطات اشکال و مدل های مختلفی دارد، دو موردش را که اکنون به حالمان می آید، از زاویه دید خودمان بازگو می کنیم:

.

ارتباط میان فردی؛در این نوع ارتباط، افراد مستقیماً و رو در رو با یکدیگر در ارتباط هستند، روابط عاشقانه، روابط تعاملی با بستگان، گفت و گو با کسبه‌ی محل و حتی نگاه‌هایی که گاهی در کوچه و خیابان در یکدیگر گره می خورند از این نوع هستند، شکل گیری یک ارتباط میان فردی به سادگی هر چه تمام تر اتفاق می افتد، اما تداوم و گسترش احساسی و عاطفی آن نسبت مستقیمی دارد با تلاشی که طرفین ارتباط برای تداوم آن می کنند، در مدل ِ دوستانه ی آن، بنا به تعبیری، » رفاقت مایه می خواهد » ، یعنی اینکه طرفین ِ رابطه ای که نام آنرا رفاقت قرارداد کرده ایم لازم است هوای رابطه را داشته باشند و اگر بخواهیم از زبان انگلیسی وام بگیریم، طرفین رابطه پیرامون خود، دیگری و رابطه care کنند.

.

ارتباط جمعی؛پس از طی قرن ها و پشت سر گذاشتن فرآیند اجتماعی شدن، با اطمینان خاطر می توان گفت بشر امروز برای ادامه ی حیات نیازمند اجتماع است، به گونه ای که ادامه ی زندگی خارج از محیط های جمعی برای مدت زمان طولانی کاری است تقریباً انجام نا شدنی، در چنین جوامعی که تعاریف متعددی پیرامون ساختارهای گوناگون آن مطرح است، افراد علاوه بر ارتباط با یکدیگر به صورت رو در رو، با محیط اجتماعی پیرامون خود نیز در ارتباطند، به شکلی که رفتار و کردار هر فرد می تواند تاثیری مستقیم و گاه غیر مستقیم بر ادامه ی روند حیات سایرین داشته باشد، در این نوع از ارتباط، افراد علاوه بر آنکه از رفتار و کردار خود مراقبت می کنند، می بایست بر رفتار و کردار اجتماعی که در آن زندگی می کنند نیز نظارت داشته باشند، نظارتی که بر همگان واجب است و انجام آن توسط دیگری مسئولیت را از شخص سلب نمی کند.

در هر دو مورد یاد شده، یکی از اتفاقات خطرناک برای ارتباط و رابطه، بی تفاوت شدن است، چه بی تفاوت شدن ِ فرد نسبت به فرد و چه بی تفاوتی فرد نسبت به اجتماع.
در روابط میان فردی افراد مسئولیت رفتار خود را بر عهده دارند و در روابط اجتماعی حاکمان و فرمانروایان عهده دار ِ مسئولیت رفتار اجتماع هستند، پس اگر روابطی پایدار به دور از هر گونه اعصاب خوردی می خواهیم، لازم است حواسمان به رابطه باشد، لازم است هوای رابطه را داشته باشیم و لازم است Care کنیم.

.

1001751_10200135435130981_856461878_n

 

 

پ.ن 1 : دیشب ارتش مصر در یک کودتای شیک، محمد مرسی را از ریاست جمهوری مصر بر کنار کرد، حسیب عمار، خبرنگار BBC، از قاهره مشغول گزارش اتفاقات و رخداد ها بود، در لا به لای صحبت هاش به نکته ای بسیار ظریف اشاره کرد که حکایت از هوش بالای این روزنامه نگار داره، حسیب گفت:» بعد از رخدادی که در اون چند نفر در مصر کشته شدن محمد مرسی سخنرانی کرد و در اون سخنرانی » هشت » جوک تعریف کرد !» این مثال ساده نسبت رییس جمهور و جامعه ی مصر رو به خوبی نشون می ده، و شاید خیلی نیاز به تحلیل نباشه که متوجه بشیم چی شد که دولت قدرت رو به همین راحتی از دست داد، در یک جمله، دولت و شخص رییس جمهور حواسشون به اجتماع نبود.

پ.ن 2: این پوستر رو برای مقصود دیگه ای طراحی کرده بودم، اما گفتم امسال که حماسه دوگانه سوز شده، ما هم پوسترمونو دو گانه سوز کنیم  و هر دو منظور رو بنگاریم، باشد که در آن دنیا شافعان شفاعتمان کنند، اگر خودشون حالشون خوب بود البته !

 

ژوئن 28, 2013

جاهل متنسک

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, رسانه, سیاست به ما چه !!, عکس tagged , , , , در 15:36 توسط سبحان محمدیان

از دیوار حمزه غالبی :
«کاش شعور داشتند و مي فهميدند جنگ داخلي سوريه را به جنگ شيعه و سني تبديل كردن صرف نظر اينكه در سوريه چه اتفاقي بيفتد چقدر به ضرر ماست. همين مانده است جهان اسلام كه ما شيعيان أقليت بسيار كوچيكي در آن هستیم را هم عليه مان بسيج كنند.»

267510_402


پا نوشت ها از خودم؛
پ.ن 1 : ایشون آقای حمید علیمی، مداح معروف اصفهانی هستن.

پ.ن 2: از دوستان اگه کسی با اسلحه ی کلاشنیکف آشنایی داشته باشه متوجه می شه این عکس چقدر نمایشی یا به قول بچه ها گفتنی، ریاکارانه س، اسلحه ای که دست ایشونه سلاح ِ یک سرباز ِ راست دسته و پوکه هاش از سمت راست به بیرون پرتاب می شه، یعنی با اولین تیری که ایشون شلیک کنه چشماشو از دست داده !

پ.ن 3 : «و باید آنهایی که به اسلام اعتقاد دارند به داد اسلام برسند. آنهایی که می‌خواهند اسلام در این مملکت حکومت کند باید به داد اسلام برسند. یک دسته جوان‌اند. مطلع نیستند از مسائل. جاهل متنسک (۱) از آنهایی است که پیغمبر فرموده است که: دو طایفه هستند که کمر مرا می‌شکنند: یکیشان عالم متهتک (۲) است، یکیشان جاهل متنسک است. جاهل مقدس مآب کمر پیغمبر را می‌شکند. جاهلی که نداند قانون اسلام چیست و پیش خود به اسم اسلام برود به خیال خودش خدمت می‌کند. این از آنهایی است که پیغمبر فرموده است که کمر مرا می‌شکند. «قَصَم ظهری الرجلان؛ عالم متهتک و جاهل متنسک (۳)» فکری بکنید شما آقایانی که در رأس سپاهیان واقع شده‌اید! آقایان دیگر هم که در رأس دادگاهها واقع شده‌اند، در رأس کمیته‌ها واقع شده‌اند، برای اسلام یک فکری بکنید! اگر بخواهید اینطور باشد چندی نمی‌گذرد که از این اسلام و از این نهضت و از این بساط، مردم روگردان می‌شوند.»
– صحیفه امام – جلد 11 – صفحه 314

آوریل 10, 2013

چشم ارتباطی

Posted in لبخند لطفاً !, ادبیات, دلخوشی های الکی !, رسانه, سیاست به ما چه !! tagged , , در 16:23 توسط سبحان محمدیان

یکی از روش های ارتباط میان فردی که از قدیم های خیلی دور مورد توجه همه بوده، چشم ارتباطی یا به قول غربی های کافر ِ از خدا بی خبر، Eye Contact است، در این روش ارتباطی شما به حداقل دو چشم نیاز دارید، که این دو چشم از آنجایی که قرار است با هم ارتباط برقرار کنند نمی شود که هر دو در کله ی یک نفر جا داشته باشند و طبیعتاً نیاز به دو عدد صاحب چشم می باشد، پس از وجود چشم لازم است که طرفین حداقل شعوری نیز برای درک این ارتباط داشته باشند، شعور که باشد، چشم که باشد، صاب شعور و صاب چشم که باشند، ابزار چشم ارتباطی محیا ست، می ماند گونه ای از پیوند که به آن پیوند عاطفی می گویند، این پیوند نوعی از پیوند کوالانسی است که خب چون به شیمی مربوط می شود به ما و شما ربطی ندارد، مگر اینکه شما شیمیست باشید و آن وقت خب خودتان می دانید چیست و دیگر نیازی به توضیح نیست، و در همان قدیم های دور، البته نیمه دور، یک آقایی که آدم ِ صاحب مثنوی ای هم هست، فرموده بودند، » حال صورت جمله بین و حال معنی خود مپرس «، البته این مصرع به چشم ارتباطی هیچ ارتباطی ندارد و ما صرفاً چون یاد کنسرت گروه شمس می افتیم در کاخ سعد آباد که خیلی هم بهمان خوش گذشت آنرا نقل کردیم، در مورد چشم ارتباطی گفته ها و نا گفته ها بسیار است، مهم این است که می شود و می توانیم و تازه جیگر وار، سه بار هم » زنده باد بهار «!

.

Eye Contact

آوریل 1, 2013

مطالبات يك عنصر معلوم الحال

Posted in لبخند لطفاً !, رسانه, سیاست به ما چه !! در 04:30 توسط سبحان محمدیان

20130401-042648.jpg

صفحهٔ پسین

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: