مارس 10, 2010

کارش شده . . .

Posted in Uncategorized در 12:05 توسط سبحان محمدیان

کارش شده تعویض شرح وظایف قلب ،

در حضورش به جای پمپاژ ، خون را شلیک می کند !

….

کارش شده حفاری ،

که در حضورش نفس ها عمیق و عمیق تر می شوند !

….

کارش شده چشم بندی ،

آنجا که در حضورش پلکها را یارای دوری از هم نیست . . .

….

کارش شده برخی گرایشات پزشکی ،

متصدی بی هوشی اتاق عمل  . . . که نه ،

هر اتاقی که در آن باشد !

….

کارش شده کیمیاگری ،

آنگاه که خون را سرب مذاب می کند در رگهایم !

….

اصلاً یک پا تخریب چی شده است برای خودش ،

هی چپ و راست منفجر می کند و می ترکاند ،

لاونا المعشوق بی شارج ( عربا ژ ندارن ! )

Advertisements

مارس 8, 2010

احمد جلالی فراهانی آزاد شد

Posted in Uncategorized در 21:24 توسط سبحان محمدیان

احمد جلالی فراهانی بعد از ظهر امروز با محاسنی به بلندای دماوند و هیکلی به نحیفی نی قلیون از زندان اوین آزاد شد ، نامبرده حدود هفت کیلو وزن کم کرده که با توجه به مدت زمان بازداشت رکورد نسبتاً مناسبی از خود بجای گذاشته است.

امیدواریم همچنان این ور دیوار باشه که دل از نبودنش تنگ می شود بد جور . . .

مارس 6, 2010

انجواد !

Posted in Uncategorized در 01:06 توسط سبحان محمدیان

بدون شک اگر جواد خیابانی شانس زندگی در روم باستان را می یافت لقب رب النوع گزارشگری را از آن خود می کرد ، بی برو برگرد !!

او که حتی فردوسی در خلق موقعیت های حماسی به گرد پایش  هم نمی رسد، روز گذشته بازی دو تیم پرسپولیس و فولاد خوزستان را گزارش کرد و ما که عمراً یک بازی فوتبال را به طور کامل نگاه نمی کنیم ، دیروز نشستیم و از روی ساعت عین نود و چند دقیقه ی این بازی را نگاه کردیم تا پس از ثبت ملی حسنی !!! ما هم جواد خیابانی را ثبت وبلاگی کنیم !!

گلچینی از در فشانی های الهه ی گزارشگری به این قرار است :

دقیقه ی 10 : برتری عددی به طور نسبی با پرسپولیسه !!

دقیقه ی 18 : شهاب گردان ، بازیکن بلند قامت و یکدست سیاه پوش تیم فولاد ، به استثناء کفشش و دستکشش و تازه شماره ی پیرهنش !!

دقیقه ی 21 : مجید جلالی تو سایتش شعارش اینه که ما فقط به فوتبال فکر می کنیم و الآن هم احتمالاً داره به همین بازی فوتبال فکر می کنه !!!! ( مجید جلالی سر مربی تیم فولاده !! )

دقیقه ی 23 : فشار تماشاگر هم واقعاً این روزها در فوتبال زیاد شده !!

دقیقه ی 27 : یادمون نرفته زمانی که دایی با ابروهای شکافته برای تیم ملی بازی می کرد !

دقیقه ی 35 : تماشاگران پرسپولیس یه جمله ی عارفانه !! هم برای داور می گن ، » داور ! عزیزم !  دقت کن !!

دقیقه ی 45+ : داور هم یک دقیقه رو 20 ثانیه اضافه تر حساب می کنه !!!

دقیقه ی 45+ : گردش توپ هم 68 در صد ، یعنی 70 درصد گردش توپ در میانه ی زمین بوده !!!

دقیقه ی 55 : دیگه اونجا جای دریبل زدن و فکر کردن نیست ، تازه اگرم فکری بود باید شوت می زد کریم باقری که کاملاً هم تو این کار  اوستاس  !!!!

دقیقه ی 60 : سه تا پاس می تونه یه خطر باشه ، چیزی که تو بازی امروز کم دیدیم !

دقیقه ی 63 : بازیکنای پرسپولیس دارن پشت دروازه ی خودشون به شدت خودشون رو گرم می کنن !!!!!

دقیقه ی 66 : سپاهان خودش می تونه تعیین کنه که قهرمان کی بشه !!

دقیقه ی 70 : ( با اشاره به اسکور بورد ورزشگاه که تصویر علی دایی رو نمایش می داد ) با تابلویی که بازی رو نشون می ده ، دایی در دایی !!!!

دقیقه ی 85 : حمید رضا علی عسکری نام کامل این بازیکنه که ما عادت کردیم به او علی عسکر می گیم ، از خودش و خانوادش عذر خواهی می کنیم !!!

کارتون از سید محمدرضا میرشاه ولد – روزنامه ی گل

————————————————–

بعد از نگارش : از این به بعد هر موقع جواد خیابانی گزارشگر بود ما سعی می کنیم در همین قالب این چهره ی شهیر رو به رشته ی تحریر در بیاریم !!

مارس 3, 2010

زندگی بعدی من – وودی آلن

Posted in Uncategorized در 11:56 توسط سبحان محمدیان

مارس 1, 2010

هر چیز را افزونه ای است !

Posted in Uncategorized در 04:33 توسط سبحان محمدیان

گویا تو این دنیا همه چی باید یه سری افزونه داشته باشه، از فایرفاکس بگیرید تا ترس ما از پلمپ شدن وبلاگ شونگوس گنبلیمون !!!

چند روز پیش وبلاگ تعدادی از رفقا علاوه بر ف.ی.ل.ت.ر شدن، از طرف مدیریت بلاگفا نیز حذف شد تا تمام نوشته ها، تحقیقات و اندیشه های مکتوب چند سال دوستان به فاک فنا بره ، البته خدا ایشون رو هم بیامرزه ، ما که بخیل نیستیم !!!

واسه همینم یه مدتیه ما علاوه بر سایر ترسهایی که برای سلامت وبلاگمون داشتیم ، ترس از علیرضا شیرازی، مدیر سایت معظم بلاگفا رو نیز به عنوان افزونه به این مجموعه ی نفیس و گرانبها که گیر کمتر وبلاگ نویسی تو دنیا میاد اضافه کردیم !!!

خیلی ها پیشنهاد کردن که بساط وبلاگتو جمع کن بیا بریم سرویسای خارجی ، اما باور کنید من و بلاگفا با هم بزرگ شدیم ، با هم از بیت بیت دیتاهای اینترنت ارتزاق کردیم ، با هم نوشتیم و با هم از کار افتادیم ، حالا من چطور می تونم بیام برم تو مثلاً ورد پرس یا بلاگ اسپات بنویسم ؟!؟!

واسه همین به حرمت همون بیت و دیتایی که من و بلاگفا با هم خوردیم از علیرضا شیرازی انتظار دارم یه خورده بیشتر هوای بچه ها رو داشته باشه ، لا اقل اگه مجبور می شه به فرموده دره یه وبلاگو تخته کنه بعدش یه بکاپ از نوشته های طرف بهش بده تا بنده خدا بره ببینه با اندیشه های مکتوبش چه می تونه بکنه !

به قول اون راننده تاکسی خط انقلاب تجریش که همیشه هم نمی دونم چرا وقتایی که خیلی خستم بحثش می گیره ، خدا آخر و عاقبت همتونو بخیر کنه !!!!

فوریه 25, 2010

در دنیای امروز اخبار گفته می شوند و تصاویر دیده می شوند

Posted in Uncategorized در 03:04 توسط سبحان محمدیان

هنوز چند ماهی از سرنگونی صدام و تسخیر عراق توسط نیروهای بین الملی نگذشته بود که من سفری حدوداً دو هفته ای به این کشور داشتم و از نزدیک حال و احوال مردم عراق را دیدم ، شنیدم و لمس کردم ، نکته ی قابل توجه در حمله به عراق و سرنگونی صدام حسین، اجماعی بود که بسیاری از کشور ها بر سر این موضوع داشتند ، از اکراین و اسپانیا گرفته تا انگلستان و آمریکا ، و از آن جالب تر همراهی افکار عمومی این کشور ها با این تهاجم گسترده بود .

بدون تردید نقشی که رسانه های دیداری ، شنیداری و نوشتاری در این همراه سازی ایفا کردند غیر قابل انکار است و من به شخصه این گونه نتیجه می گیرم که اگر رسانه ای کارش را بلد باشد نیازی ندارد تا سایر رسانه ها را محدود کند ، پارازیت ارسال کند یا بخواهد در و پیکر رسانه های مکتوب را تخته نماید ، درست در زمانی که آمریکا در گیر جنگ در افغانستان و عراق است، فیلم سازی به نام مایکل مور فیلم فارنهایت 911 را می سازد، این فیلم در جشنواره ی اسکار نیز شرکت داده می شود و نه تنها سازنده ی آن به زندان گوانتانامو نمی رود و حبس و تبعید طولانی مدت گریبان گیرش نمی شود،  بلکه اجازه داده می شود تا باز هم تصاویری دیگر از دریچه ی دید یک منتقد بر پرده ی سینما ها نقش ببندد ، مایکل مور در فیلم بعدی اش به نام سایکو به مشکلات صنعت بیمه و بخش بهداشت و درمان در کشور آمریکا می پردازد و کمی بعد رییس جمهور ایالات متحده آمریکا مهمترین دغدغه و دل مشغولیش را برطرف کردن مشکلات بخش بهداشت و سلامت عمومی اعلام می کند و ما هر بار که به ایمیلمان در یاهو سر می زنیم ، می بینیم خبری در مورد فعالیت های جناب پرزیدنت اوباما در بخش بهداشت و سلامت،  در خروجی خبرگزاری های مختلف قرار گرفته است .

بی شک مدیریت افکار عمومی تنها با مدیریت هوشمندانه ی رسانه های جمعی امکان پذیر است و این امر به معنای ایجاد فضایی برای تک گویی بخش حاکم بر جامعه نیست ، بلکه ساختن فضایی برای شنیدن تمامی صداها اعم از مخالف و موافق ، منتهی از دریچه ی تمایلات رسانه ای ماست ، شاید امروز اگر در رویارویی با شبکه های گوناگون و رنگارنگ ماهواره ای ما مجبور به محدود سازی مخاطبین هستیم،  تنها به این خاطر است، زمانی که می بایست اقدام به شناخت ابزاری نوین به نام ماهواره می کردیم، تمام همّ و غمّ خود را مصروف نهی این تکنولوزی پیشرو کردیم و اکنون به جای رقابت با حریفانی که در بسیاری مواقع از لحاظ خوراک رسانه ای محدود تر از ما هستند می بایست دست به دامان سیستم های ارسال پارازیت روسی و چینی بشویم .

ذهن من پس از آن نسبت به این مسایل اندیشیدن آغاز کرد که شب گذشته فیلم Hurt Locker ، محصول سال 2008 کشور آمریکا را دیدم ، این فیلم داستان گروهی از سربازان آمریکایی در عراق است که مسئول خنثی سازی بمب هایی هستند که در مناطق مختلف کار گذاشته می شوند ،این فیلم در مراسم جوایز آکادمی ( اسکار ) امسال در 9 رشته نامزد است و تا کنون در جشنواره های مختلف توانسته است 67 جایزه کسب کند ، به علاوه این فیلم حدود 50 نامزدی هم در رشته های گوناگون داشته است ، شاید به دلیل فیلم برداری فیلم در کشور اردن، در برخی صحنه ها وفاداری به حال و هوای شهرهای عراق حفظ نشده باشد ، اما بدون تردید این فیلم یکی از خوش ساخت ترین تریلر هایی است که تا کنون در مورد جنگ عراق ساخته شده است ، در کنار دیدن این فیلم مدام به این نکته فکر کنید که در دنیای امروز اخبار گفته می شوند و تصاویر دیده می شوند ، اگر ما نگوییم دیگران می گویند و صد البته آنطور که می خواهند ، و ای دریغا که ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم . . . 

فوریه 21, 2010

Happy Birthday ام مبارک !

Posted in Uncategorized در 07:34 توسط سبحان محمدیان

روز 27 بهمن ماه که مصادف با خجسته سالروز ولادت اینجانب می باشد امسال به شکلی متفاوت برگزار شد !

از آنجایی که بنده از تک تک فرصتهای پیش آمده برای ایجاد هیجان و پرهیز از یکنواختی در زندگی ام بهره می گیرم ، تصمیم گرفتم امسال برای روز تولدم برنامه ای متفاوت داشته باشم ، در نتیجه ساعت 6 صبح به همراه لاو پا شدیم رفتیم میدون آزادی و قرار گذاشتیم سوار اولین اتوبوس نارنجی بشیم و هر جا که رفت ما هم باهاش بریم !!

مابقی گزارش تصویری در ادامه ی مطلب

فوریه 12, 2010

برای احمدک دبیر

Posted in Uncategorized در 15:59 توسط سبحان محمدیان

روزی روزگاری در گوشه ای از این کره ی خاکی استودیویی بود که علیرغم فضای کوچکش برای آدمهایی با اندیشه های بزرگ خوراک فکری تولید می کرد ، برای خردورزی هم به آدمهای خردمند نیازه ، آدمایی که هم خودشون اندیشه های  بزرگ داشته باشن هم بتونن برای آدمایی که اندیشیدن براشون امری مقدسه مصالحی فراهم کنن تا اونا بتونن ایده هایی بزرگ بر اساسش بنا کنن .

روزی روزگاری تو همون استودیوی کوچیک من دوستای خوبی پیدا کردم و شاید پیدا کردن همین دوستا بود که باعث می شد اون استودیو رو اونقدر دوست داشته باشم ، دوستانی به قول سهراب » بهتر از آب روان » و هرچند که دیگر آن دوستان در این نزدیکی نیستند اما خدایمان همچنان در این نزدیکی است .

روزی روزگاری جمعی بود که اکنون دیگر جمع نیست ، رضا ولی زاده که بار سفر بست و به امید هوایی تازه تر به جایی دیگر از این میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک سفر کرد ، عطا افشاری که مدتها با بیماری دست و پنجه نرم کرد و دست آخر چهره در نقاب خاک کشید و احمد جلالی فراهانی که اگر چه نزدیک تر از بقیه اما خیلی دور است .

راستی احمد !

یه دی وی دی Indiana Jones 4 که می گفتی کیفیت اصلیه ولی پرده ای بود پیش من جا مونده ، کجا برات بیارمش . . .  ؟!!

این عکس مربوط به زمانی است که احمد در روزنامه ی ایران کار می کرد و ایران در توقیف بود

فوریه 4, 2010

جلبکم خواندی خطابت می کنم » ای دوست ! «

Posted in Uncategorized در 04:33 توسط سبحان محمدیان

جلبکم خواندی خطابت می کنم » ای دوست ! «/  کافرم خواندی صدایت می کنم » ای دوست ! «

گاو و گـــوســــــاله و بزغــــــاله به من گفتــــی /  با طمـأنینه نگاهــــت می کــنم » ای دوست ! «

تــــو ســـراپا کــــینـه  و نفـــــرت ز مـــــــن داری /  من محـبت را نثـــارت می کـنم » ای دوست ! «

زیــــر گوشـــــت از پلیـــــــدی هـــــای من گفتند /حسن خلقت را حکایت می کنم » ای دوست ! «

دیـــــن مـــا دیـــــن محبت دیـــن احســان است / از محمــد من روایــــت می کنم » ای دوست ! «

کشتن انســـان نه رسـم دین و دین داری است  / من نگــاهی بر قیامت می کنم » ای دوست ! «

سبحان محمدیان – پانزدهم بهمن 88

فوریه 3, 2010

ما همچنان این ور دیواریم !

Posted in Uncategorized در 03:17 توسط سبحان محمدیان

گفتیم ، خندیدیم ، چای خوردیم ، اومدیم !

البته یه چنتا فرم پر کردیم که خب قبلاً هم یه بار در بدو ورود پر کرده بودیم و اقدام  تامل بر انگیزی نبود !

البته برخی از دوستان در مورد چای خوردنه شبهاتی وارد داشتند که حالا ما که دیگه چایه رو خوردیم !!!

مرسی از نگرانی همه ی دوستان ،

راستی می گن یه رسانه ای باید در ظاهر هر جوری هست بی طرفیشو حفظ کنه ، اما خب شاید دلیل اینکه ما مکنونات قلبی خودمونو فاش می گیم اینه که واقعاً بعضی از اهالی نو پای وب انقدر هی میان اینجا یه چیزایی می گن که دهن آدم رو باز می کنن و آدم رو مجبور می کنن یه چیزی بگه ، در هر حال کاش امکان گردش آزاد اطلاعات فراهم بشه تا ما به جای بروز و ظهور علایق شخصی در زمینه ی سیاست به آن چیزی که درش تخصص داریم بپردازیم .

البته سیاست تو ایران کرمه !!! اونم آسکاریس ، هی می گیره ول می کنه ، شایدم اصلاً نوع جدیدی از کرم به نام کرم یویویی باشه !!

به هر حال ما هنوز از این ور دیوار با شما سخن می گوییم . . .

صفحهٔ پسین

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: