سپتامبر 27, 2014

بر پهنه دريا

Posted in هنر, ادبیات, دلخوشی های الکی !, سلیقه خانه ی سبحانی tagged , , , , , , , در 19:48 توسط سبحان محمدیان

پنج شنبه رفتيم اجرا رو ديديم،
خوب بود، هرچند به نظرم » سنگ ها در جيب هايش «، كار قبلي پارسا پيروزفر، به مراتب قوي تر بود، اما از لحاظ متن، » بر پهنه دريا » بسيار قابل تامل تره، به ويژه اگه سرتون درد مي كنه واسه فكر كردن به مفاهيم حقوق بشر و عدالت اجتماعي و مسائلي از اين دست.
بعد از پايان نمايش نظرات والراشتاين تو كتاب سيستم جهاني توي ذهنم رژه مي رفت، ديدگاهش در مورد اينكه كشورها مثل اجزاي يه ساعت هر كدوم وظيفه ي خاص خودشونو دارم و مي بايست هر عضو وظيفه ي تعريف شده ش رو انجام بده، به نظر من آدم ها هم گويا همينطورن، افرادي هستن كه براي رهبري ديگران خلق شدن، و ديگراني كه وظيفه ي سرويس دادن و خدمت كردن دارن، حتي اگه اين وسط اتفاقاتي بيافته كه دو يا چند نفر از هر كدوم از اين بخش ها درگيري هاي غير تعريف شده و يا احساسي با هم پيدا كنن، نظام هستي اون ها رو مجدداً از هم جدا مي كنه و ساعت به كاركرد تعريف شده ي خودش ادامه مي ده، و هر كدوم از اون جزء ها مجدداً وظيفه شون رو انجام مي دن، يكي به رهبري فكري ديگران مشغول مي شه و يكي ديگه به خدمت كردن و سرويس دادن.
هر چند اسلاوميو مروژك نوعي نگاه استعمار گونه از جانب دوك ها نسبت به افراد عادي جامعه داره، اما من فكر مي كنم اين كاركرد از جانب نظام آفرينش معين و مقدر شده.
بريد ببينيد كار رو، خوبه، مغزتونو به فكر وا خواهد داشت.

IMG_6700-0.JPG

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: