آوریل 19, 2010

سفر به شهر شش دروازه

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, دلخوشی های الکی ! tagged , , , در 03:12 توسط سبحان محمدیان

بی شک یکی از جذاب ترین کارهای دنیا، سفر کردن با اهل سفر است، هفته ی گذشته پس از دیداری چند ساعته با مجید – که بالاخره کیسه ی بازداشت ها به تن او هم خورده بود – تصمیم به همراهی با کاروان رفقای دوربین دات نت به خطه ی کریمان، کرمان گرفتیم، این اولین سفر من با تیم دوربین دات نت بود که دست بر قضا بسیار دلچسپ و گوارا هم از آب در آمد.

چهارشنبه عصر از طریق خطوط موازی آهن سوار بر مرکبی کج دار و مریز رهسپار سفری 3 روزه شدیم، به واسطه ی فاصله تا ابتدای قطار، صدای خس خس سینه ی رنجور لوکوموتیو چندان به گوش نمی رسید و یا شاید هم این صدای شوخی و خنده ی رفقا بود که اجازه ی عرض اندام به غرش گاه و بی گاه اسب آهنی را نمی داد، شرح چند و چون سفر حوصله ای ناصر خسرویی می خواهد و خواندنش اشتیاقی مجنونی، بر همین اساس ترجیح بر آن است که در قالب گزارشی تصویری شرح هجران دهیم تا این گزارش در کنار جذابیت های کلامی  جذابیت های بصری هم داشته باشد تا مخاطبین محترم برای فضا سازی چندان به ملاج مبارک فشار وارد نسازند ! ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: