ژوئیه 16, 2012

زنده روح

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, دلخوشی های الکی !, شعر tagged , در 08:18 توسط سبحان محمدیان

خسته جان و زنده روح،
«نیش می خندم به ایام زمان»،
مثل آن باران تابستانی ِ شبهای داغ . . .

…………………

شب گذشته تهران یک بار دیگه خودشو به رخ ما کشید، و در گرمای چهل درجه ی تابستان، ناگهان باران . . .

.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: