ژوئن 4, 2011

خود کرده را تدبیر . . . هست، اما به سختی

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, ایرانیزه شدن !, رسانه, سیاست به ما چه !! tagged , , , , , در 13:39 توسط سبحان محمدیان

سیاست زدگی از آن دست مسائلی است که مدام به مردم سرزمین من نسبت می دهند، و قیاس می کنند با برخی کشورهای غربی که در آن مردم نه تنها کاری به کار سیاست ندارند که گاه حتی به عنوان مثال در کشوری مانند انگلستان، مردم فردی مانند ملکه را نیز اگر در خیابان ببینند نمی شناسند، در نفس عجین شدن سیاست با حیات ایرانیان بحثی نیست ، اما اینکه چه چیز ایرانیان را تا این حد سیاست اندود کرده است جای بحث فراوان دارد.

به اعتقاد نگارنده یکی از دلایل غیر قابل انکار در جو موجود، خفقان اعمال شده از جانب حکمرانان در دوره های مختلف حیات مدنی جامعه ی ایرانی است، چه هر آنجا که فشار از حدی فزونی یافته، گفتار ها و اعمال سیاسی تنها مفر موجود به نظر آمده است، جایی که شعرا نیز سیاسی می شوند، ورزشکاران، اطبا، حتی مهندسین نیز سیاسی می شوند، محصلین و مدرسین وسیاسیون و افراد پیرامونی علوم انسانی که دیگر جای خود دارند.

ایجاد این خفقان نیز به واسطه ی نگرشی است که می گوید: «کنترل جوامع نا آگاه کار چندان دشواری نیست، تنها کافی است حاکمان فضای نا آگاهی را حفظ و از گسترش آگاهی ها جلوگیری کنند»، در چنین فضایی افراد بدون دانستن حقوقی که می توانند از آنها برخوردار شوند، علاوه بر تامین مطالبات حاکمیت، خود با خلق هنجارهایی قدرت پسندانه، امکان نشر خرد و اندیشه را در جامعه سلب می کنند، گاه خود قداستی به حاکمان می بخشند که پس از اندکی حاکمان را نیز یابو بر می دارد که آری، ما به راستی مقدسیم و بدین سان زمینه ی اعمال فشار بیشتر بر جامعه فراهم می شود، و این همان خود کرده ای است که به سادگی امکان تدبیرش وجود نخواهد داشت،  به عنوان نمونه، یکی از نخستین صداهایی که در آرشیو رادیو بایگانی شده، صدای مظفرالدین شاه قاجار است که می گوید :

» …تا حالا كه… جناب اتابک اعظم از خدمات صادق ولایق شما….که چهل سال است که خدمت می کنید ، از همه خدمات شما راضی هستیم بخصوص این سه ، چهار ساله ای که در وزارت خودتان کار می کنید وانشالله عوض اینها را ، همه را به شما مرحمت خواهیم فرمود و شما هم ابدا ذره ای در خدمات خودتون انشالله قصور نخواهید کرد و مرحمت ما را به اعلای درجه نعمت به خودتان بدانید.انشالله الرحمن بعد از چهار صد سال که خدمت می کنید امیدوار هستم که همیشه خوب باشید واین خدماتی که به من میکنید ،واسه مملکت ایران می کنید البته از خداوند او را ……..بی …… بی عوض نخواهد گذاشت. انشالله عوض او را هم خدا و هم سایه خدا که خودمان باشیم به شما خواهم داد واز خدمات همه وزرا هم راضی هستم و شما خدمات همه را حقیقتا خوب عرض می کنید وهمه را به موقع عرض می کنید.»

پ. ن : در ایران پخش زنده ی مسابقات فوتبال معمولاً با تاخیری 10 تا 15 ثانیه ای همراه است ، به جهت سانسور برخی صحنه هایی که ممکن است با هنجارهای جامعه سازگار نباشد، اما اینکه شب گذشته صحبت های رییس دولت با تاخیری 15 دقیقه ای از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد بی نهایت جای تفکر و تعمق دارد،

مخلص کلام اینکه ، اعتدال شرط رستگاری است ، به اعتقاد من نه آنگونه معجزه ی هزاره ی سوم خطاب کردن فردی شرط عقل است و نه اینگونه تکفیر کردنش رسم خرد ورزی، روزگار پیش رو بسیار رعب انگیز است، باشد که با رعایت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط به سلامت از آن عبور کنیم.

سپتامبر 13, 2010

کلام از نگاه تو شکل می بندد

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, تکنولوژی tagged , , , در 08:27 توسط سبحان محمدیان

در بررسی کارکرد رسانه ای،  زمانی که جنس انتقال مفاهیم را مورد موشکافی قرار می دهیم، به نکات قابل تأملی بر می خوریم که به سادگی نمی توان از کنار آنها گذشت ، با تقسیم بندی رسانه ها به سه حوزه ی نوشتاری ، شنیداری و دیداری، در می یابیم نوع انتقال مفهوم و تاثیر گذاری هر یک از آنها تفاوت های شایان ذکری با دیگری دارد .

«دود ملایمی زیر طاقهای ضربی و گنبدی کاروانسرای آجیل فروشها لمبر می خورد و از دهانه ی جلو ی خان بیرون می زد ، ته کاروانسرا چند باربر در یک  پیت حلبی چوب می سوزاندند و گاه اگر جرئت می کردند که دستشان را از زیر پتو بیرون بیاورند تخمه هم می شکستند ، پشت سرشان در جایی مثل دخمه سه نفر در پاتیل های بزرگ تخمه بو می دادند ، دود و بخار به هم می آمیخت و برف بند آمده بود » ، اینها جملات آغازین رمان سمفونی مردگان نوشته ی عباس معروفی است ، بی شک تصویر ساخته شده از این فضا در ذهن هر فرد با فرد دیگری متفاوت خواهد بود ، از چیدمان اجزای توصیف شده گرفته تا رنگ و نور و تراز سفیدی ، این دامنه ی وسیع فضاهای ساخته شده ازنوشتاری واحد، یکی از ویژگی های این جنس رسانه است ، از طرفی در رسانه های شنیداری با به کار گیری عنصر صدا، بخشی از وظیفه ی فضا سازی ذهن مخاطب به تولید کنندگان این رسانه محول می شود و آنها مسئولیت ساخت فضای صوتی رویداد ، اتفاق، یا صحنه را بر عهده می گیرند، اما در این بین شاید حساس ترین نوع انتقال مفهوم ، در رسانه های دیداری اتفاق می افتد ، زمانی که یک کارگردان رمانی را به تصویر می کشد در واقع به نوعی کلیه ی مسئولیت های ذهن مخاطب در تصویر سازی به هنرمند تنفیذ می شود ، و بر همین اساس زمانی که یک عکاس تصمیم به ثبت سوژه ای می گیرد می بایست این نکته را مد نظر داشته باشد که آنچه عرضه می کند بدون آنکه از سوی ذهن مخاطب چکش بخورد در بوته ی نقد قرار خواهد گرفت ، و علم به این موضوع، هنرمند را نسبت به مسئولیت خطیری که بر دوش وی سنگینی می کند آگاه تر می سازد.



مه 4, 2010

شب های خوش یک کوچولو

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, موسیقی, دلخوشی های الکی ! tagged , , , , در 16:48 توسط سبحان محمدیان

نسل ما نوستالژی های زیادی دارد، چه از دوران کودکی ، چه از نوجوانی و جوانی ، و چه از این روزهای حساس که در آینده برایمان نوستالژی خواهند شد،

یکی از نوستالژیهای نسل ما، برنامه های رادیو و تلویزیون در دوران کودکیمان است، و شاید یکی از توستالژیک ترینشان برنامه ی شب بخیر کوچولو ی رادیو سراسری باشد، برنامه ای که حتی اگر قصه هایش را گوش نمی کردیم اما آهنگش را دوست داشتیم و همچنان شنیدنش یاد آور روزهای خوش کودکی است،

این کلیپ را چندی پیش یکی از دوستانم برایم ارسال کرد و من در دنجا آن را به مریم نشیبا ، یکی  از دوست داشتنی ترین انسانهای روی زمین تقدیم می کنم، کسی که با قصه هایش صدای خاطرات  کودکی ما را ساخت . . .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: