دسامبر 18, 2010

ویکی لیکس و بازتعریف دموکراسی

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, رسانه, سیاست به ما چه !! tagged , , , , , در 04:38 توسط سبحان محمدیان

صحبت از دموکراسی و ویژگی ها و مولفه های آن بی شک بحث برانگیز ترین مساله در چند سال اخیر بوده است ، نوعی از حکومت که در تعریف ساده ی آن قدرت را از آن مردم می داند و به مردم حق تعین سرنوشت خویش را می دهد ، اما برای نام گذاری حکومت ها ، میزان پایبندی آن ها به اصول دموکراسی شرط اساسی در تعیین میزان دموکرات بودن یک جامعه است .

در حال حاضر مدل های گوناگونی از حکومت در نقاط مختلف دنیا در حال حکمرانی و اداره ی جوامع هستند ، اما وجه اشتراک تمامی این حکومت ها تلاش برای اقناع افکار عمومی در مورد کار آمدی حاکمیت و همراه سازی ملت ها با تصمیمات حکومت است ، از چین کمونیست گرفته تا آمریکای لیبرال همه و همه در تلاشند تا با استفاده از رسانه هایی که در اختیار دارند و حتی محدودیت برای رسانه هایی که چندان سر سازگاری با آنها ندارند، افکار عمومی را به شکلی با تصمیماتشان همسو کنند ، در این یادداشت چندان بنای بررسی مدل های حکومتی را ندارم ، نه قصد بازگو کردن ایرادات سیستم کمونیستی و سوسیالیستی را دارم و نه عزم نمایاندن نقاط قوت سیستم های مبتنی بر دموکراسی و لیبرالیسم ، آنچه که در این نوشتار در پی بیانش هستم تحول در تعریف معمول دموکراسی و سوق پیدا کردن حکومت ها به شکل جدیدی از اداره جوامع است .

اگر برگهایی از کتاب های نوام چامسکی در حوزه ی رسانه را ورق زده باشید ، بدون شک با نگاهی که در یکی از دموکرات ترین کشورهای جهان یعنی آمریکا پیرامون دموکراسی وجود دارد آشنا شده اید ، در کتاب کنترل رسانه ها، چامسکی با ذکر نمونه هایی از کنترل و هدایت افکار عمومی توسط رسانه های آمریکایی تعریفی از نگاه حاکمیت به دموکراسی ارائه می دهد که با اندکی تفاوت در اکثر حکومت های دموکرات چنین نگرشی به مفهوم دموکراسی وجود دارد ، وی بیان می دارد که از دید حکومت ، در یک سیستم دموکرات مردم تنها می بایست تماشاگران صحنه ی سیاست باشند نه بازیگران آن ، ما به ازای عملی این نگرش این گونه است که مردم تنها در زمان رای گیری به پای صندوق های رای می روند و پس از آن تنها تماشاگران صحنه خواهند بود و نه بازیگران آن که بخواهند در سیاست های دولت و حکومت دخالتی مستقیم و آشکار داشته باشند ، تمامی حکومت ها  نیز با استفاده از رسانه های دولتی و تحت امری که در اختیار دارد به خوبی می تواند برای پیش برد این هدف محتوایی را برای کنترل افکار عمومی تولید نمایند و مردم را صرفاً به تماشاگری بی آزار تبدیل نمایند .

از طرفی در سیستم های دموکرات، بنيادهاي دموكراسي و يا اركان آن مبتني بر چهار ركن اساسي است و به هر حكومتي كه اين اركان را در نظام سياسي خود منظور كرده و بدان التزام نظري و عملي داشته باشد نظام سياسي دموكرات اطلاق مي گردد، اين اركان مهم عبارتند از:
۱- قانون اساسي ۲- نظام پارلماني (مجلس) ۳- احزاب سياسي ۴- مطبوعات آزاد.

در جوامع دموکرات به منظور جلوگیری از اجتماع قدرت، علاوه بر رکن چهارم دموکراسی ، بازوی دیگری نیز به کار گرفته شده است ، این بازوی کمکی سندیکاها یا تشکل های صنفی هستند که در کنار مطبوعات آزاد وظیفه ی صیانت از سلامت حکومت را به عهده  دارند ، این نوع نگرش به بنیانهای دموکراسی تا چندی پیش کامل به نظر می رسید ، اما اکنون با پیدایش جوامع مجازی و با عبارتی شنیده شده تر ، دهکده ی جهانی ، سرعت گردش آزاد اطلاعات به شکل چشم گیری افزایش پیدا کرده است ، البته شاید بتوان این جوامع مجازی را زیر مجموعه ی رکن چهارم دموکراسی یا همان مطبوعات آزاد قلمداد کرد اما کارکرد آنها بدون تردید تفاوت های آشکاری با یکدیگر دارد، تا پیش از این هر بار با شکل گیری تجمعاتی اعتراضی که سندیکاها مسئولیت آنها را عهده دار بودند ویا به راه افتادن موجی مطبوعاتی پیرامون موضوعی خاص، حکومت ها با استفاده از ابراز رسانه – که ابزاری پر هزینه تلقی می شود و هر کسی به راحتی امکان در اختیار داشتن رسانه ای مخاطب پسند و کارآمد را ندارد – افکار عمومی را با خود همراه می کردند و در این میان مطبوعات با منابع محدود مالی – در مقام قیاس با شبکه های عریض و طویل رادیویی و تلویزیونی – میدان رقابت را ، هر چند سخت ، اما نهایتاً به رقیب خود واگذار می کردند ، در این میان با پیدایش شهروند خبرنگارانی که بدون هیچ گونه هزینه ی مادی، دیدگاهها ، مشاهدات و تحلیل های خود را در وبلاگهای خویش منتشر می کردند رکن چهارم دموکراسی هم پیمانی بسیار نیرومند در کنار خود می دید ، وبلاگهایی که گاه بازدید کنندگانی به مراتب بیشتر از شمارگان پر تیراژ ترین روزنامه ها مخاطبشان بود.

شاید بتوان تکمیل کننده ی این فرآیند را شکل گیری سایت ویکی لیکس دانست ، سایتی که تنها 20 کارمند ثابت دارد و با دسترسی به منابع مختلف اطلاعاتی، اسنادی  را در اختیار مخاطبانش – که اغراق نکرده ایم اگر بگوییم اکثریت مردم جهان را شامل می شود – قرار می دهد که تا پیش از این به هیچ وجه امکان دسترسی به آنها را نداشته اند ، اسنادی که شکل اداره ی جوامع را دستخوش تغییر می کند ، اسنادی که به روابط بین کشور ها شکل جدیدی می دهد ، اسنادی که کم کم مردم را به بازیگران میدان حاکمیت در جوامع دموکرات بدل می کند ، چندان غیر واقع بینانه نیست اگر بگوییم مسیری که امروز ویکی لیکس بنیان گذار آن محسوب می شود ، راهی است به سوی بازتعریف مفهوم دموکراسی ، تعریفی که در آن دیگر مردم تنها تماشاگران عرصه ی دموکراسی محسوب نمی شوند ، بلکه به بازیگرانی تبدیل می شوند که در هر لحظه رفتار و کنش حکومت را زیر نظر دارند و با کوچکترین لغزشی،  از پیدایش انحرافات بیشتر جلوگیری می کنند و دیگر چشم به راه دایه ای دلسوز تر از مادر نیستند تا حقوق شهروندی آنها را احیا کند ، بلکه خود آستین بالا می زنند و برای استیفاء حقوق شهروندیشان پا به میدان می گذارند ، راهی که امروز ویکی لیکس آغاز به پیمودن آن کرده است راهی است نه چندان هموار اما با مقصدی امیدوار کننده ، مقصدی که در آن به مرور خرد و اندیشه جایگزین سطحی نگری می شود و در نهایت مردم را به شکلی حقیقی بر سرنوشتشان حاکم می کند . . .

سپتامبر 13, 2010

کلام از نگاه تو شکل می بندد

Posted in منم بعضی وقتا جدی می شم !, تکنولوژی tagged , , , در 08:27 توسط سبحان محمدیان

در بررسی کارکرد رسانه ای،  زمانی که جنس انتقال مفاهیم را مورد موشکافی قرار می دهیم، به نکات قابل تأملی بر می خوریم که به سادگی نمی توان از کنار آنها گذشت ، با تقسیم بندی رسانه ها به سه حوزه ی نوشتاری ، شنیداری و دیداری، در می یابیم نوع انتقال مفهوم و تاثیر گذاری هر یک از آنها تفاوت های شایان ذکری با دیگری دارد .

«دود ملایمی زیر طاقهای ضربی و گنبدی کاروانسرای آجیل فروشها لمبر می خورد و از دهانه ی جلو ی خان بیرون می زد ، ته کاروانسرا چند باربر در یک  پیت حلبی چوب می سوزاندند و گاه اگر جرئت می کردند که دستشان را از زیر پتو بیرون بیاورند تخمه هم می شکستند ، پشت سرشان در جایی مثل دخمه سه نفر در پاتیل های بزرگ تخمه بو می دادند ، دود و بخار به هم می آمیخت و برف بند آمده بود » ، اینها جملات آغازین رمان سمفونی مردگان نوشته ی عباس معروفی است ، بی شک تصویر ساخته شده از این فضا در ذهن هر فرد با فرد دیگری متفاوت خواهد بود ، از چیدمان اجزای توصیف شده گرفته تا رنگ و نور و تراز سفیدی ، این دامنه ی وسیع فضاهای ساخته شده ازنوشتاری واحد، یکی از ویژگی های این جنس رسانه است ، از طرفی در رسانه های شنیداری با به کار گیری عنصر صدا، بخشی از وظیفه ی فضا سازی ذهن مخاطب به تولید کنندگان این رسانه محول می شود و آنها مسئولیت ساخت فضای صوتی رویداد ، اتفاق، یا صحنه را بر عهده می گیرند، اما در این بین شاید حساس ترین نوع انتقال مفهوم ، در رسانه های دیداری اتفاق می افتد ، زمانی که یک کارگردان رمانی را به تصویر می کشد در واقع به نوعی کلیه ی مسئولیت های ذهن مخاطب در تصویر سازی به هنرمند تنفیذ می شود ، و بر همین اساس زمانی که یک عکاس تصمیم به ثبت سوژه ای می گیرد می بایست این نکته را مد نظر داشته باشد که آنچه عرضه می کند بدون آنکه از سوی ذهن مخاطب چکش بخورد در بوته ی نقد قرار خواهد گرفت ، و علم به این موضوع، هنرمند را نسبت به مسئولیت خطیری که بر دوش وی سنگینی می کند آگاه تر می سازد.



مه 16, 2010

بازگشت به دامن ملت !

Posted in لبخند لطفاً !, موسیقی, ایرانیزه شدن !, سیاست به ما چه !! tagged , , , در 08:38 توسط سبحان محمدیان

تصور بفرمایید برخی از شبکه های اون ور آبی  ( حالا نه لزوماً خیلی اون ور تر !!) پس از آن که پی به ماهیت استکبار جهانی ای و امپریالیسم بی پدری کارهاشون می برن تصمیم می گیرن به دامن ملت برگردن و رو همین حساب هم خط و ربطشون رو از این به بعد از یه جایی می گیرن که ما اگه بگیم دوباره باید بریم یه جاهایی یه سری فرم پر کنیم !!! بعد از این اقدام تصمیم بر این می شه که خیلی فرم برنامه ها تغییر نکنه و فقط اندکی ، توجه بفرمایید ، اندکی در محتوای برنامه ها تغییراتی حاصل بشه ، لذا چند مورد از اتفاقات محتمل برای برخی شبکه ها به این شکل می شه :

شبکه ی PMC :

یه لانگ شات از یه جمعیتی که درست معلوم نیست دارن چی کار می کنن نشون داده می شه ، بعد یه نمای اسلو موشن از یه سری محاسن که چنتا چشم و دماغم توشونه و یه تعداد دست که داره این ور اون ور می شه ، بعد کات به یه محاسن که دو تا چشم توش معلومه ، » من حاجی ام ،  اینجا هم هیئته ، آی لاو یو پی ام سی «، بعد یه کلیپ از حدادیان و در اواخر پخش این کلیپ بالای تصویر نوشته می شه: Next : Haj Mansoor feat Mahmood Karimi  !

شبکه ی Mezzo :

از اونجایی که دیدن آلات موسیقی همونطور که از اسمش هم پیداست ، یعنی آلات ، ممکنه باعث گناه و اینا بشه ، لذا هر سازی یک جایگزین تصویری باید داشته باشه ، همونطور که طی این چند سال داشته ، یعنی مثلا اگه موسیقی ایرانی مد نظر باشه به جای تار، قوباغه نشون می دیم ، به جای سنتور گل سوسن و به جای سه تار،  سیبیل های نوازنده ی تمبک ، این روش در موسیقی غربی هم قابل استفاده س ، همونطور که تا حالا بوده ، یعنی مثلاً به جای گیتار برقی یه آدم معتاد عملی انگل اجتماع رو نشون می دیم ، به جای درام آتش و به جای کیبورد یا همون سینتی سایزر ، هرمز شجاعی مهر .

بعدشم دیگه اینکه موسیقی هم خیلی  نباید قر دار باشه ولی اگه خواننده ش حاضر بود بیاد تو سفرهای استانی ازش قدر دانی بشه ، حالا اگه قر دار هم بود اشکالی نداره ، تازه اگه بند تمبونی باشه که چه بهتر !

شبکه ی BBC :

این شبکه چون خیلی شبکه ی بدیه ، نیاز به خیلی کارهای بنیادین داره تا خیلی شبکه ی خوبی بشه ، اون آهنگ دیش دیلی دیم دیلی دیش دیلی دیم دیلی شبکه که تموم شد یه دفته صندلی خالی مجری نشون داده می شه و بعد از چند ثانیه مجری در حالی که داره زیپ شلوارشو می کشه بالا و دستاشو با پشت شلوارش خشک می کنه می گه » سر خط خبر ها » بعد دوباره اون آهنگ دیش دیلی دیم دیلی شروع می شه ، و مجری به جای اینکه خبر ها رو بخونه می گه » به هر حال برنامه ی زنده س از این مسائل پیش میاد » و بعد هر هر می خنده ، این مجری یهو سرفه ش می گیره و میان می برنش بیرون و یه مجری دیگه میاد و در این هنگام  تصویر مربوط به جلسه ی هیات دولت پخش می شه و مجری می گه » و این هم تصاویری از نمایشگاه گل ارکیده در سوئد » !!!

و قس علی هذا . . .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: