ژانویه 12, 2012

کوچه ملی

Posted in موسیقی, سلیقه خانه ی سبحانی tagged , , , در 01:41 توسط سبحان محمدیان

سلیقه خانه ی سبحانی
قسمت 2

سر این جریان دلار و اینا برای کسب خبر دو سه نوبتی پا شدم رفتم طرفای چهار راه استانبول و منوچهری و فردوسی، اون لا لوا کلی هم رفتم لاله زار رو بالا پایین کردم، اون وسطا یه جا پیدا کردم، یه چند دقیقه تکیه دادم به دیوار و خاطره هام رو ریختم وسط، یادم اومد 17 سال پیش بود، بعد از غروب آفتاب ، با بابا و عمو اومده بودیم واسه خونه لامپ و لوستر بخریم، و من مثل آلیس در سرزمین عجایب بودم ، یه خیابون پر از نور، پر از جاهایی که می شد فهمید از نسل ما قایم کرده بودن، بعد خاطره ها رو ورق زدم و رسیدم به دو سال پیش، که با هم جهان ترین آدم زندگیم رفته بودیم براش کیف بخریم، نه کیف چرم و شیک و بلا، از این چمدون مکه ایا، همون کیسه گنده ها، که حاجیا تمام سوغاتیاشونو می چپونن توش و میارن، رفته بودیم یکی دو تا چمدون مکه ای و یه کیف چرخ دار و یه کیف گردنی ِ مدارک بخریم، که تموم زندگیش رو بریزیم توش و بذاره بره، که بزنه بیرون از این میهمان خانه ی مهمان کش ِ روزش تاریک . . .
و از پری روز که بازم سمت لاله زار بودم مدام دارم این دو مصرع رو می خونم :
«هنوز عکس فردین رو دیوارشه، هنوز پرسه تو لاله زار کارشه . . .»

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: