اکتبر 9, 2012

ماه

Posted in ادبیات, شعر tagged , , در 15:23 توسط سبحان محمدیان

بيا با هم بريم امشب،
روي تاريكي ِ پس كوچه هاي شهر،
به جاي ِ جاي پا، جا بوس بندازيم،
اگه حتي هوا مهتابي شد يكهو،
يه كم مهتاب مي گيريم،
يا شايد ماهو دزديديم،
گذاشتيم گوشه ي خونه،
تا عاشق هاي شهر پر پليس ِ ما،
شبا از ترس ِ نور ماه،
نذارن عاشقي هاشونو كم كم واسه ي روز مبادا …

——————-
از » شعرهايي براي روز مبادا » ي خودمان – يكي ديگر از مكتوبات بي ناشر مانده مان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: